هواللطیف

خدا را شکر هدیه ای سی تکه ای و ختم قرآن دسته جمعی در شب قدر با وجود کمبود زمان، با لطف دوستان و محبت اهل بیت علیهم السلام به نتیجه رسید؛ (ر.ک پست قبل)

اما هلال ماه مبارک رمضان آرام آرام دارد نازک و نازک تر می شود تا برسد به شوال. و فطر در پیش روست. اما هیئت هنوز برنامه دارد. گویا قرار است بچه های چای خانه هنوز هم میاندار هیئت باشند و بیرق را افراشته نگاه دارند در پنجمین منزل گاه. خیمه هیئت وبلاگی سبو به مناسبت عید دوست داشتنی و همیشه خاطره انگیز فطر و رسیدن روزهای ماه رمضان به خط پایان، در وبلاگ چای نبات برپاست، عنوانش هم هست:

...




فطرانه




...


یک لحظه کات!

راستش خودم هم این ادبیات نیمه رسمی را نمی پسندم برای گفتن حرفها. هر چقدر هم کلام را تاب بدهی و فعلها را جابه جا و جای کلمه را با کلمه عوض کنی باز وقتی نوشته به دلت نچسبد فایده ندارد. شاید تقصیر سید یا همان صدرا است که در منزل و مجلس قبلی هیئت کار را اینقدر سخت کرد با آن همه زحمتی که کشید و وقتی که گذاشت. اینقدر که کسی به سادگی جرئت نکند زیر علامت هیئت برود و برش دارد چرخی بزند و به اصطلاح میان داری کند. من هیئت را به سادگی اش دوست دارم. دوست ندارم هیئت حتا مجازی و وبلاگی اش که (همچنان نوبر است برای خودش و) تکلیف خیلی ها  هنوز با آن معلوم نیست مثل کلاس درس ارزیابی طرحهای دانشکده مان بشود! (که تکلیف خیلی ها با آن معلوم نبود!) شاید همین پیچیده شدن و کش دار شدن بود که بی خیال شرکت در مجلس قبلی شدم و مستمع کنار پیاده رو  بودن را ترجیح دادم تا وسط میدان بودن را.

هیئت را همیشه به سادگی اش شناخته ام. هیئت پیچیده دوست ندارم. از عمقی و سطحی بودن مطالب هم سر در نمی آورم. به نظرم نباید "هیئت" را با "جشنواره وبلاگ نویسی" اشتباه گرفت. و "میان دار" را با "سردبیر". توی هیئت هیچ وقت سینه زن برتر انتخاب نمی کنند! یا خادم برگزیده مثلن! (با هر توجیهی). خود آنکه باید ببیند می بیند. اجر می دهد و صله می بخشد. هر کس هم به قدر پیمانه اش بر میدارد. و خلاص. سادگی هیئت به دلی بودن کار است به اینکه تو خودت را با هیچ کس غیر از صاحب اصلی مجلس طرف نمیدانی. حتا اگر قرار باشد مطلب تولید شود و قلم بر کاغذ برود برای پاگرفتن هیئت باز آنکه پای دل وسط باشد شرط است. عید و عزا هم فرقی ندارد. همه کار هیئتی را به دلی بودنش می ستایند.

و حالا که هیئت یک ساله گی را پشت سر گذاشته نشانه های بالندگی دارد رخ نشان می دهد. وقتی همه با دلشان پای کارند. وقتی می بینی برای خودش بزرگتر دارد که از آدم برای میان داری برنامه می خواهند و کمک می کنند و راه کار می دهند و ایده هایت را چک می کنند و چیزهای دیگر. اما همه اینها نباید سادگی را به پیچیدگی بکشاند. نمی دانم جای این حرفها اینجاست یا نه. اما بگذارید به حساب گپ های غیر رسمی کنار چای خانه و گوشه ذهنتان بماند که از دل یک بچه هیئتی شنیده اید. بچه هایی که چهار منزل قبلی را در نفسانیات و حدیث هجرت و نقش و جایی برای بودن. بوده اند، فیض رسانده اند و خیر برده اند، روال کار را خوب میدانند. در هیئت همیشه برای همه باز است. جدیدها هم برای فهمیدن قضیه هم همین چهار تا لینک بالا را ببینند کفایت می کند.

کوتاه بگویم. قرار است به بهانه فطر به رمضان برگردیم. درباره آن بنویسیم. درباره فراق و دل تنگی آنچه رفت، درباره شرینی عید و مزه ای که زیر زبان مانده از ضیافت، تحلیل و  تفسیر و موعظه و حدیث آیه یا هر حرفی که با آمدن این عید درباره اش می شود گفت. قالب هم آزاد است. (می بینی؟ عین جشنواره ها داریم شرایط تعیین می کنیم! تازه وقتی بگویم که دو بخش تعریف کرده بودیم برای شرکت در هیئت و یکی اش بخش ویژه بود و دیگری بخش عمومی یا همان آزاد معنی حرفم را بیشتر می فهمی. و حالا نمیدانم چه خواهند گفت بزرگترها وقتی ببینند این حرفها را که خلاف آنچه است که توی ایمیل ها قرار بوده باشد!)

بگذار راحتش کنم. هرچه خواستی بنویس. هر جور خواستی بنویس. دست خودت را باز بگذار. دلت را بگذار وسط. همه چیز را ساده بگیر و به این مناسبت برای صاحب اصلی این عید بنویس یا هر طور دیگری که دوست داری پستی ثبت کن. فقط بدان که خاطره نوشتن از همیشه و برای همه شیرین است. از نماز عید فطر تا هر اتفاق دیگری در سالهای قبل. یادت از آن هم نرود. اقتضای این هیئت این است که دور هم جمع شدنش مجازی است با نوشتن و خواندن مطالب یک دیگر مجالسش شکل می گیرد.

فقط یک خبری به ما بده تا لینک پستت را میان دار همین جا جمع کند کنار بقیه و تو هم لینکهای بقیه را از همین جا جمع کن و پایین همان مطلب خودت بگذار. اینطوری هر کس یک وبلاگ حاضر در هیئت را ببیند به بقیه هم راه پیدا خواهد کرد.

این دوتا بیرق هم طراحی شده که کد برنامه نویسی اش به زودی از راه می رسد و همین جا می دهیم همه بزنند سردر وبلاگهایشان.


این وسط برای همه بچه های هیئت هم دعا کن
همین هیئت قشنگ و بی ریای خودمان
هیئت وبلاگی سبو

یا علی مددی


برای مجلس عید فطر هیئت وبلاگی سبو (فطرانه) تا به حال اینها نوشته اند:

۰- محمد مهدی شیخ صراف / در چای نبات / با عنوان: فطرانه من

۱-  مهدی ابراهیم زاده / در:  نفسانیات یک من / با عنوان: چمدان

۲-  مهتاب ترین / در: این راه بی نهایت / با عنوان: فطرانه

۳- رضا شاه حسینی / در: زیر نور ماه / با عنوان: انسانم آرزوست

۴- عطش شکن /  در: عطش شکن/ با عنوان: فطرانه

۵- سنا شایان / در: برای ساکنان زمین / با عنوان: من یک منفعت طلبم!

۶- فرزانه / در: چتر نجات / با عنوان: برای فطر

7- سید صدرا مجد / در: جایی برای بودن / با عنوان: یک ساعت وقت اضافه (پس فطرانه!)

۸- مجتبا / در: مسک / با عنوان: برای یک لحظه...

۹- سید مجتبا پیموده / در: یک نفر طلبه / با عنوان: خوب داند که به این سینه ها چه می گذرد

۱۰- گیومه / در: گیومه / با عنوان: بارش عید

۱۱- ابراهیم / در:حدیث هجرت / باعنوان: تولد عید شما مبارک!

۱۲- علیرضا / در: هیچ و کوچ / باعنوان: چند خطی برای صاحب خانه

۱۳- سید سجاد / در: آغاز در نهایت / با عنوان: موضوع انشا، عید فطر خود را چگونه گذراندید

۱۴- نون اول نامه / در: نون اول نامه / با عنوان: ***

۱۵- مهندس / در: تف سربالا / با عنوان: سلام خدا جان!

۱۶- امین / در: یادداشتهای یک بنده خدا / با عنوان: فطرانه

۱۷- مریم روستا / در: برای خاطر آیه ها / با عنوان: پرهیز، پروا، پرواز

۱۸- نقطه سر خط / در: نقطه سر خط / با عنوان: مثل عاشق های قدیمی...


+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۶/۲۵ساعت 2:44  توسط محمد مهدی شیخ صراف  |