هواللطیف

آخرین احترام نظامی

به بهانه هفته دفاع مقدس و سی امین سال آغاز جنگ

در خیابانهای تاریک صدای گلوله می پیچد. نفر برهای ارتشی در مقابل خانه های قدیمی بعضی محله ها توقف می کنند. سربازان از آنها پیاده می شوند و صندوق های چوبی سنگین را از نفربرها بیرون می آورند و با سلاح های خود تیرهوایی شلیک می کنند. شلیک گلوله، آخرین احترام نظامی برای سربازان کشته شده در بغداد است... (بقیه در ادامه مطلب)



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۶/۳۰ساعت 11:33  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان


به نظر شما در سریال جراحت، تا الان چند کشیده1 رد و بدل شده؟

1) 5
2) 6
3) 7
4) 8


لطفن گزینه‌ی مورد نظر خود را همین جا کامنت بگذارید.
به 5 نفر از کسانی که به جواب درست اشاره کنند ۱ عدد ساندیس چای‌نبات اهداء می‌گردد!


۱. چک، سیلی، Slap in the face

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۶/۱۳ساعت 21:56  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

لطفا در این مکان روزه خواری نفرمایید!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۹/۰۶/۰۷ساعت 2:51  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

گرمای ۴۰ درجه سیلسیوس و رطوبت بالای 65 درصد حتا در شرایط عادی، طاقت هر انسانی را طاق می‌کند، نفس کشیدن سخت می‌شود و بدن انسان تحلیل می‌رود چه برسد به این‌که جریان برق و آب قطع باشد و این‌که تو به خاطر عمل به وظایف دینی‌ات باید روزه هم بگیری، حتا تصورش هم سخت است. 
«برق و گاز که نباشد نان هم نمی‌توانیم بپزیم و الان سه روز است که آب هم نداریم.»
این‌ها را ام فواد می‌گوید مادری 64 ساله که ۱۵ فرزند دارد. مسلم است که سال‌های پرمشقتی را پشت سر گذاشته و این یعنی این‌که در این سن و سال در طی روزهای عادی هم توان زیادی برایت باقی نمی‌ماند. ولی بازهم به دین‌داری‌اش پای‌بند است و مثل خیلی از ما دنبال دلیل برای روزه نگرفتن نمی‌گردد. ام فواد می‌گوید: «به خاطر قطع آب و برق این سخت‌ترین ماه رمضانیه که ما می‌گذرونیم ولی ما روزه می‌گیریم و ادامه می‌دهیم.»

ابوجابر که در طبقه سوم یک آپارتمان بتونی ساده ۶ طبقه زندگی می‌کند می‌گوید در این آپارتمان 53 نفر زندگی می‌کنند. که هر طبقه در هر روز به 1500 لیتر آب برای برای پخت و پز، شست‌وشوی لباس، تمیزکردن و استحمام و... و از همه مهم‌تر برای نوشیدن نیاز دارند. این خانه مثل خیلی از خانه‌های دیگر به لوله آب شهری وصل نیست و آن‌ها مجبورند برای آوردن آب، هر روز مسافتی طی کنند تا بتوانند در مکان‌های عمومی که آب هست مخازن آب را پر کنند و به این‌جا بیاورند و بعدن با استفاده از پمپ، آب را به پشت‌بام برسانند و ... کار هر روزه‌ی ابو جابر همین است.
خانواده‌اش هم مشکلاتی دارند از دخترش که دریک مدرسه مجازی درس می‌خواند و خب به کامپیوتر و اینترنت نیاز دارد تا پسر هشت ساله‌اش که از لحاظ جسمانی وضعیت خوبی ندارد و یا برادر 31 ساله ابوجابر که ۳ تا بچه دارد و بستنی فروشی داشته ولی خرج ژنراتور و نگهداری دستگاه‌‌ها (و این‌که برای ۶ ساعت برق می‌بایست ۷ دلار هزینه کند)  برایش سنگین بوده و مجبور شده کارش را تعطیل کند و ... 

اگه می خوای بدونی از چی و کجا  دارم حرف می‌زنم از زندگی این روزهای یک خانواده توی نوار غزه برات می‌گم. از یک و نیم میلیون نفری که توی یه جای کم‌مساحت هر روز با این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند.
اگه فکر می‌کنی که با این روزه‌ای که می‌گیری خیلی هنر کردی و از خدا طلب‌کاری، یه لحظه وضعیت این آدم‌ها رو تو ذهنت تصور کن و پای‌بندی‌شون به دین‌داری در این شرایط سخت.

بالاخره معلوم نشد این کمک‌هایی که قرار بود به غزه بشه و این کشتی هایی که توی راه بودند و این همه سر و صدایی که به راه انداختند چی شد؟
از ایران هم قرار بود که یک سری از نمایندگان مجلس برن اون‌جا نماینده‌ها مشخص شدن ولی زمانش نه، صدا و سیما هم یه چند وقتی که خبر خاصی نداره به اخبار غزه می پردازه.

پ.ن:
۱. بخش عمده‌ای از نیروگاه‌های برق غزه در سال ۲۰۰۶ توسط اسرائیل بمب‌باران و تخریب شدند. هم‌چنین یکی دیگر از مشکلات عدیده دز این زمینه، عدم تامین سوخت نیروگاه‌هاست.
۲. به گفته سازمان ملل، 43 درصد از آب تصفیه شده  در شبکه‌ی آب فرسوده و آسیب‌دیده‌ی غزه  از بین می‌رود. و این شبکه آب  نیاز به تعمیرات اساسی دارد که با توجه به محاصره‌ی تحمیلی، این قضیه در حال حاضر غیر ممکن به نظر می‌رسد.
۳. این نوشته برداشت آزادی بود از
آخرین پست وب‌لاگ در غزه (In Gaza)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۶/۰۱ساعت 1:55  توسط محمد جواد ملکوتی  |