هواللطیف


1- هیچ فیضی بالاتر از زیارت حضرت امیر علیه السلام در روز ولادتش نیست. ما که امسال دستمان کوتاه بود اما به برکت حرکت جذاب دوستان و برادران مان در صفحه نائب الزیاره سایت الکفیل توانستیم بهره ای از زیارت ببريم و به دیگران از جمله مرحوم جد پدري هم برسانیم. اولین بار در نمایشگاه رسانه دیجیتال در غرفه همین سایت درباره این کار با "حیدر مامیثه" به گفتگو نشستم. البته طرح آن وقت محدود به حرم حضرت عباس و امام حسین علیهم السلام بود اما الان گسترش یافته و در مناسبت های مختلف به نیابت از شما یا هر کسی که درخواست کنید در حرم اهل بیت زیارت و دو رکعت نماز زیارت به جا می آورند. و بعد هم برایتان ایمیل می زنند که:

نائب الزياره انجام شد

محمد مهدی شیخ صراف
با عرض سلام
به لطف الهی زیارت و دو رکعت نماز
به نیابت از:میرزا شیخ صراف

مدیریت سایت رسمی حرم مطهر حضرت عباس(عليه السلام) (الکفیل).


اما اتفاق ویژه هدیه ای بود که همسرمان در اولین روز مرد پس از عروسی مان به ما اهدا نمودند! واقعا در زندگی مشترک هیچ چیز بهتر از درک متقابل نیست! بدون هیچ توضیحی تصویرش را تقدیم می کنیم.


2- اولین های زندگی مشترک همیشه جذابند و گاهی حد و حصر شیرینی آن از کف می رود به خصوص در این مورد که من و مهتاب اولین مربای زندگی مشترک را آن هم با توت فرنگی درست کردیم. هرچند خیلی کم است ولی مزه اش بد جور زیر زیان می ماند.

این ثبت اولین ها در مورد ترشی جات البته سابقه دیرینه تري دارد که با ترشی خیار شروع شد و با ترشی پیاز و کلم ادامه پیدا کرد تا اکنون که به ترشی سیر هم رسیده است. اما هیجان و لذت ترشی موسیر کاملا متفاوت بود همانطور که ظاهرش هم متفاوت است.

*البته من هنوز خودم درست نمی دانم این ترشی انداختن و مربا پختن چقدر مردانه است اما واقعا هیجان زیادی دارد و مزه اش هم با بقیه خوردنی ها فرق دارد چون محصول خودمان است، در عین اینکه مخارج زندگی را کم می کند و صرفه افتصادی هم دارد به ویژه اینکه در سال تولید ملی هم هست که البت برایش مالیات بر ارزش افزوده هم نمی دهیم!


3- همین چند روز پیش بود که مجبور شدم برای اولین بار جعبه ابزار زیبا و کاملم را که هدیه عروسی دایی جان کایزر شوزه است را بردارم و تنهایی توی ظل گرمای بعد از ظهر بروم روی پشت بام و مردانه کولر منزل را سرویس و تمیز کاري کنم.

بعدش خواستم به شیوه سنتی از آن بالا توی کانال کولر برای عیال داد بزنم که پمپ را بزن! و موتور را بزن! و... که دیدم توی مجتمع 36 واحدی ضایع است و مجبور شدم به جایش اعتبار بسوزانم و از موبایل استفاده کنم.

البته چند روز قبلش هی مقاومت کرده بودم به امید اینکه یک فرجی حاصل بشود یا اینکه یتوانیم بدون تمیزکاري از کولر استفاده کنیم اما صاحبخاته قبلی میراث سنگینی برایم باقی گذاشته بود باید تمام خاک و گچش را تمیز می کردم وگرنه به جای کولر آبی نقش کولر خاکی را برایمان بازی می کرد. و البته همه این ایثار و مجاهدت(!) با بشقاب طالبی خنک که مهتاب فرستاد روی پشت بام و خنکای بادی که الان می پیچد توی منزل جواب خوبی گرفته است.

یاعلی مدد


برچسب‌ها: روز مرد, ترشی, هدیه, کولر
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۰۳/۱۵ساعت 19:16  توسط محمد مهدی شیخ صراف  |