هواللطیف

سلام
بالاخره رسیدم اصفهان! اینجا محرمش واقعا محرم است!
دارم یک کارهایی ترتیب می دهم وقتی انجام شد درباره اش می نویسم. جواب دوستان را هم فعلا وقت ندارم بدهم (و از این بابت شرمنده ام) چون الان درفاصله تاخیری که درقرار با یک دوست پیش آمد، آمده ام کافی نت این طرف چهار راه و مواظب آن ور هستم و شخص مذکور هر لحظه ممکن است سر برسد. فقط دوست عزیز آقا یا خانم "آشنا" این گیر دادن بی حکمت نیست (بعدا درباره اش کامل توضیح خواهم داد) و در مورد احساس شما هم کاری از دست بنده ساخته نیست! مگر اینکه یا خودتان بگویید چه جوری شده و چکار کنم یا خودتان را معرفی کنید.
این هم یک شعر که مناسبت دارد و بی ربط نیست با محرم و سالگرد پیروزی انقلاب و قضیه هسته ای و قطعنامه دیروز شورای حکام و ایستادگی ایران و...
...ای کاش امام بود.

 ببین که غربت یک شهر با من است امشب
 دمادم آتش سنگین اگرچه می بارد
 ولی چه غم ما را؟
 که عاشقیم و مجازات عشق سنگین است
 و آن شبی که چراغ خاموش خیمه تو
 مجال رفتن داد
 به خیمه گاه تو ماندیم، جرم ما این است!

 

زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
مدد زغیر تو ننگ است...

یا علی مددی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۴/۱۱/۱۶ساعت 17:46  توسط جواد و مهدی  |