برای اینکه نطق کور شدهی وبلاگنویسیمان باز شود در 600مین پست این وبلاگ رویآوردهام به یکی از ابتداییترین تکنیکهای وبلاگنویسی. یعنی اینکه چیزی را جایی بخوانی بعد از آن خوشت بیاید و بخواهی آن را برای دیگران هم تعریف کنی.
شرکت بریتیش تلهکام فهرستی از بامزهترین سوالاتی که مشتریان کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیدهاند منتشر کرده که البته مجلهی دانستنیها آن را چاپیده. (مجله دانستنیها کاری از گروه مجلات همشهریست که با همان لوگوی دانستنیهای دوستداشتنی قدیمی که به علت مسائل مالی انتشارش متوقف شده بود در همان سبک و سیاق با تغییراتی جزئی، منتشر میشود. این مجله در زمرهی مجلات پاپیولار ساینس یا علوم عامهپسند یا همهفهم یا از نگاهی دیگر، دائرهالمعارفی میگنجد).
البته اینها را ننوشتم که تبلیغ مجلات همشهری را کرده باشم و یک وقت فکر نکنید از این خز باریهایی که کلوپ دوستداران همشهری در میآورند یک پست برای تبلیغات نوشتهام؛ نه. حتا برعکس. به نظرم مجلات همشهری معمولن خالی از مطلبند(غیر از یکی دو مورد) و از کمبود مطالب خوب و قابل تامل رنج میبرند و فقط قشنگاند و بیشتر روی فرعیات از قبیل جنبههای بصری و گرافیکی و کیفیت کاغذ توجه شده تا اصل کار که این جنبههای فرعی باید در خدمت آن باشد. یعنی اگر مجلهخوان حرفهای باشید سه سوته میتوانی سر و ته یک مجله را در بیاورید و مطلب نخوانده باقی نگذارید. کاغذ و چاپ با کیفیت عالی و هزارتا امتیاز دیگه (که دیگر مجلات از آن بیبهرهاند) باعث شده خودشان را خفه کنند و تند تند مجله قشنگ ولی بیمایه بدهند بیرون و به قول قدیمی ها از حول حلیم در دیگ افتادهاند. در کل به نظرم گروه مجلات همشهری در حال حاضر بیشتر به یک فستفود فرهنگی شبیه است! در مضرات فستفود هم که بسی گفتهاند و نشنیدهایم. بگذریم که در این زمینه حرف بسیار است... برویم یک لقمه از این فستفود را بخوریم ببینیم چه مزهای میدهد.
فقط با حس بخوانید و تصور کنید آن لحظه را.
۱)
مرکز: چه برنامهی آنتیویروسی استفاده میکنید؟
مشتری: Netscape
مرکز: اون برنامه آنتیویروس نیست.
مشتری: اوه ببخشید... Internet Explorer.۲)
مشتری: من یک مشکل بزرگ دارم.
یکی از دوستام یک Screen saver روی کامپیوترم گذاشته ولی هر بار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!۳)
یک مشتری نمیتونه به اینترنت وصل بشه...
مرکز: شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری: بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز: میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری: پنجتا ستاره.۴)
مشتری: من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز: آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری: نه.۵)
مرکز: روی آیکوی My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.
مشتری: سمت چپ شما یا سمت چپ من؟۶)
مرکز: چه کمکی از من بر مییاد؟
مشتری: من دارم اولین ایمیلم رو مینویسم.
مرکز: خب و چه مشکلی وجود داره؟
مشتری: خب، من حرف a رو دارم اما چهطوری دورش دایره بذارم؟@۷)
مشتری: پسر 14 سالهی من برای کامپیوتر رمز گذاشته و حالا من نمیتوانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟
مشتری: نه آن را به من نمیگوید چون با من لج کرده!۸)
مشاور: لطفن روی My Computer کلیک کنید.
مشتری: من فقط کامپیوتر خودم را دارم. کامپیوتر شما پیش من نیست.۹)
مشتری: ماوسپد من سیم ندارد!
مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوسپد شما قرار نیست سیمی داشته باشد.
مشتری: پس چهگونه میتواند ماوس را پیدا کند؛ یعنی وایرلس است؟۱۰)
مرکز مشاوره: چه نوع کامپیوتری دارید؟
مشتری: یک کامپیوتر سفید...۱۱)
مرکز: روز خوش! چه کمکی از من بر مییاد؟
مشتری: سلام... من نمیتونم پرینت بگیرم.
مرکز: میشه لطفن روی Start کلیک کنید و ...
مشتری: گوش کن رفیق! برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم لعنتی!۱۲)
مشتری: سلام، عصرتون بهخیر! من مارتا هستم. نمیتونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی میکنم میگه: "نمیتونم پرینتر رو پیدا کنم". من حتا پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم اما کامپیوتر هنوز میگه نمیتونه پیداش کنه...۱۳)
مرکز: الان روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری: یه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خریده!۱۴)
مشتری: کیبورد من دیگه کار نمیکنه.
مرکز: مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟
مشتری: نه، من نمیتونم پشت کامپیوترم برم.
مرکز: کیبوردتون رو بر دارید و ده قدم به عقب برید.
مشتری: باشه.
مرکز: کیبورد با شما اومد؟
مشتری: بله.
مرکز: این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگهای اونجا نیست؟
مشتری: چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه... اون یکی کار میکنه!۱۵)
مرکز: مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، میتونم کمکتون کنم؟
مشتری: عصرتون به خیر! من بیش از چهار ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفن بگید چهقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟
مرکز: آآه...؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟!!
مشتری: من داشتم توی Word کار میکردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از چهار ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم میکنید؟