ديگر زماني به روي كار آمدن احمدي نژاد و مراسم تنفيذ و معرفي كابينه و راي اعتماد مجلس و... باقي نمانده. همه جا از روزنامه ها و تلويزيون و سايتهاي خبري و غير خبري گرفته تا مهماني هاي خانوادگي و صف نانوايي و... صحبت از دولت آينده و تركيب احتمالي كابينه احمدي نژاد است. (اقتصاد مملكت هم اعم از بازار و بورس والخ تقريبا در يك ول معطلي موقتي به سر مي برد.) حدس و گمانها و پيش بيني ها هم در اين باره آنقدر متنوع و زياد است كه گاه به تناقض و تضاد مي رسند و البته هر كس براي اثبات حرفهايش دلیل و برهان مي آورد و خبرهاي  رسمي و بيشتر غير رسمي (كه به گفته گوينده منبع موثقي دارد) چاشنی حرفهایش می کند و جالب تر اينكه خيلي وقتها بر اساس همين حدس و گمانها نتيجه گيري هم مي شود و شاهد جملاتي نظير اينها هستيم: ‹‹ ديدي آخرش با اينا كنار اومد. حيف شناسنامه كه دو بار سياهش كرديم!›› يا ‹‹ اينم مثل همون خاتمي مي شه›› يا ‹‹ من از همون اول گفتم احمدي نژاد كه سهله هيچ كس ديگر هم زورش به دار و دسته فلاني نمي رسه›› يا ‹‹ دمش گرم! هنوز نيومده حال همشونو گرفته! ›› يا ‹‹آخرش نمي ذارن كارشو بكنه ديدي فلاني رو توي كابينه اش جا كردن›› يا... و همه اينها در حالي ست كه هنوز هيچ چيز در اين باره معلوم و قطعي نشده است. ولي در اين ميان يك واقعيت مشترك وجود دارد و آنهم اينكه احمدي نژاد از همه سو به شدت تحت فشار است . اغلب هم در آخر حرفها به اين عبارت مي رسيم ‹‹بايد منتظر شد و ديد.›› كه حاصل تجربه اي ست كه در طي سالهاي اخير بارها اثبات شده است ‹‹تنها گذر زمان مي تواند تكليف بعضي چيزها را روشن كند ولا غير››

 

(اين كه شد روزهاي سخت احمدي نژاد! پس خاتمي اش كو؟! مي بيني تورو خدا؟! يك بار هم كه اومديم براي خاتمي بنويسيم همه اش شده احمدي نژاد! اما بذار بگم:  به عقيده من بعله بنده عقيده هم دارم! - احمدي نژاد با زرنگي خاص خودش اگر تمام را نه، حداقل نصف مملكت را گذاشته سر كار و همه را به هم مشغول كرده و آخر سر هم كار خودش را مي كند اين را هم مطمئنم كه احمدي نژاد به هيچ كس باج نمي دهد. حالا برويم سراغ خاتمي:)

 

خلاصه اینکه روزهاي جالبي از راه رسيده. پايه ثابت اخبار هر روز صدا و سيما و تيتر روزنامه ها شده دو چيز: ‹‹ ديدار رئيس جمهور منتخب با...›› و ‹‹ ديدا رئيس جمهور با...›› يا ‹‹ اولين جلسه ر.ج.م با...›› و ‹‹آخرين جلسه ر.ج با...›› (كه جالب ترينش روزي بود كه اين دو با هم ديدار داشتند!)

احمدي نژاد مثل اين حاجي هاي تازه از مكه برگشته نشسته و همه با گل و شيريني مي روند ديدنش و البته دلشان سوغات هم مي خواهد. (هر چند رويشان نمي شود بگويند.) خاتمي هم بلند شده دوره افتاده وداع مي كند، حلاليت مي طلبد و با همه عكس يادگاري مي اندازد. مگر او كجا قرار است برود؟

 

يكي آمده و يكي دارد مي رود. اما اين بار كهنه نه تنها از آمدن نو به بازار، دل آزار نشده بلكه خوشحال هم هست. (البته در ظاهر) و عده اي اين رفتن را آنچنان سوزناك جلوه مي دهند و در اين فراغ سخت آه و ناله جانكاه سر مي دهند كه انگار خاتمي را قرار است بيندازند توي يك جاي تنگ و تاريك كه هيچ راه فراري ندارد و پاي هيچ بني بشري به آنجا نمي رسد و ديگر از او خبري نخواهد شد. فارغ از اينكه مگر مجمع تشخيص را گذاشته اند براي والده مكرمه عباس آقا بقال؟!!

مي توانند بروند آنجا راحت بنشينند، جلسه بگذارند، مصوبه بدهند بيرون. همه دور هم جمع هستند و تازه كلي هم خوش مي گذرد. هر از گاهي هم سخنراني يا مصاحبه يا ديداري براي خالي نبودن عريضه. اگر هم اوضاع كمي مساعد باشد مي شود رئيس و بعيد نيست اگر تيم ملي در جام جهاني خراب كند پاي برانكو هم باز شود به آنجا و يك تيم فوتبال را بيندازند و... اگر هم اصلا از آنجا خوشش نيامد مي شود يك منصب يا پست جديد در نظام جمهوري اسلامي توي همان مايه ها تعريف كرد كه تجربه هاي گرانمايه ايشان به هدر نرود. (بعيد نيست مثل دوره هاشمي كه تغيير در قانون اساسي دادند و سمت نخست وزير را حذف كردند اين بار دو باره برش گردانند كه البته با اين مجلس هفتمي ها بعيد مي دانم!)

با این احوال اگر باز هم حب به خدمت ايشان را راحت نگذاشت و سنگيني بار مسئوليت خيلي بهشان فشار آورد، مي توانند بعد از 4 سال احساس تكليف كنند و يك حالي به فضاي انتخابات بدهند(!) شد، شد. نشد هم چيزي از دست نرفته. مي تواند بگويد كه از آبرويش براي نظام مايه گذاشته و با خدا معامله كرده و...

(اينكه نشد روز هاي سخت ... ! / صبر كنيد به سختش هم مي رسيم)

ادامه دارد

شیخ مهدی

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۴/۰۵/۰۹ساعت 20:37  توسط جواد و مهدی  |