به نام خداوند بخشنده مهربان

۱. بحثی که این‌روزها نقل محافل است بحث نصب و عزل رحیم‌مشایی به عنوان معاون اولی رئیس جمهور و حواشی بعد از آن است. که واکنش‌های متفاوتی به دنبال داشت. اول به خاطر پافشاری رئیس‌جمهور برای استفاده از او و نوعی دهن‌کجی به افکار عمومی از همه مهم‌تر مسکوت گذاشتن فرمان ره‌بری. در این راستا این دیدگاه قابل تامل است. 

۲. دوست خوبم sfo طی مطلبی در دفاع از مشایی نوشته: «همه وب را زيرورو كردم تا بتوانم معايب، خطاها و گناهان نابخشودني مردي را بيابم كه اين‌همه هجمه است عليه‌اش.» 
سپس چند دلیل نه چندان مهم آورده است برای رد رحیم‌مشایی از طرف مخالفانش. و بعد از آن هم اشاره می‌کند به سخنان وی در همایش نوآوري و شكوفايي در صنعت گردش‌گري.
به نظرم مجموعه رفتار‌ها، گفتارها و عمل‌کرد یک شخص است که باعث می‌شود دیگران او را فردی با صلاحیت برای امری خطاب کنند نه این‌که «او را به خاطر یک امر از همه آن چیزهایی که صلاحیت محسوب می‌شود نفی کنند.»

 ۳.  خب با هم مرور می‌کنیم وقایع آن روزها را و حرف‌های ایشان را. اول به مهم‌ترین چیزی که اکثرن به آن استناد می‌کنند (دوستی با مردم اسرائیل)می‌پردازم و بعد هم به سخنان وی در باب ظهور امام زمان. و از بعضی موارد هم می‌گذریم؛ مثلن قضیه توصیه به عدم حجاب به خبرنگار ترک (که هم‌زمان بود با طرح امنیت اجتماعی و مبارزه با بدحجابی) و شرکت در مجلسی که مراسم رقص در آن برگزارشده و بازسازی مسیر حرکت امام زمان و انتشار نقشه‌ی آن(در زمان ریاست مشایی در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران) و... قضاوت با خودتان.


پس از سخنان رحیم‌مشایی، علی لاریجانی رئیس مجلس واکنش نشان داد و کشور اسرائیل را نه دوست ایران دانست و نه مردم ما را دوست آن‌ها. بعد از او هم دیگر نمایندگان مجلس و گروه‌های دانش‌جویی به انتقاد از وی پرداختند.
چند روز بعد تلاش کرد تا کمی مواضع خود را تعدیل کند و به  خبرگزاری ایسنا گفت که منظورش این بوده که «ایران با هیچ ملتی در دنیا دشمنی ندارد. حتا اسرائیل.» وضعیت به‌تر نشد که بدتر هم شد. و روز بیستم مرداد ماه در پاسخ به صحت نقل قول منتشره دوباره همان مطالب را تکرار کرد. یک روز بعد مجددا علی لاریجانی مجددن واکنش نشان داد و گفت: «این سخنان، سخن جمهوری اسلامی ایران نیست. این‌که ما با مردم اسرائیل دوست هستیم نادرست است. مردم اسرائیل یا فلسطینی‌اند که باید بگویید فلسطینی یا آن‌ها که منطقه‌ای را غصب کرده‌اند که ما با آن‌ها دوست نیستیم.»
بعد از این‌که اعتراضات بالا گرفت مشایی به کمیسیون فرهنگی مجلس رفت و نه تنها توضیحاتی نداد بلکه مواضعش‌ را مکتوب کرد. اعتراض‌ها وقتی بالا گرفت که بعد از این قضایا، ضمن سکوت رئیس‌جمهور و عدم واکنش مناسب، در اکثر برنامه‌های رئیس جمهور، رحیم‌مشایی در نزدیک‌ترین نقطه به وی نشان داده شد.(سفر به ترکیه و اعلام پرتاب کاوش‌گر)
به اعتقاد مخالفان مشایی، این اتفاقات حامل یک پیام بود و آن این‌که جای رحیم‌مشایی، هم‌چنان نزد رئیس‌جمهور مستحکم است.
روزنامه کیهان که سکوت کرده بود(برخلاف روزنامه جمهوری اسلامی) دو یادداشت منتشر کرد. در یادداشت اول او را فاقد سواد سیاسی و به او یاداور شد که «ملت اسرائیل» وجود خارجی ندارد. اما یادداشت مهم‌تر، یک‌روز بعد از آن بود که استفتاء از آیت‌الله مکارم شیرازی صورت گرفت. برخی در خصوص اظهارات مشایی از ایشان استفتاء کرده بودند که ایشان «رژیم اسرائیل و مردم آن» را هر دو «مخالف اسلام و مسلمین» دانسته و تاکید کرده بود: «چه لزومی دارد کسانی که این‌گونه فکر می‌کنند جزو هم‌کاران رئیس‌جمهور محترم باشند.»
همزمان روزنامه کیهان در یادداشتی به قلم حسین شریعت‌مداری خواستار برکناری رحیم‌مشایی توسط احمدی‌نژاد شد و حضور او را در جای‌گاه معاونت رئیس‌جمهوری «جفا به احمدی‌نژاد» دانست و به رئیس‌جمهور تذکر داد:«تاخیر در برکناری آقای مشایی ضربه احتمالن غیر قابل جبرانی به جای‌گاه برجسته ایشان می‌زند.»

ره‌بر+مشایی

اسفندیار رحیم‌مشایی شاید در دولت نهم، بیش از دیگران درباره‌ی مهدویت و ظهور امام زمان و دوران عصر سخن گفته است. کم نیست شایعاتی که به او نسبت می‌دهند هم‌چنین اظهارات صریحی که خود او در باب ظهور امام زمان گفته است. این‌که «تحول بزرگی در حال رخ دادن است و خیلی هم نزدیک است.» و یا اظهارات ایشان در روز ۲۹ مرداد ۸۷ در "مرکز ملی مطالعات جهانی شدن" که از ظهور امام زمان(عج) و مهدویت و مدیریت جهانی سخن گفت.

به اعتقاد او «مساله مهدویت صرفا یک بحث مذهبی یا دینی نیست که کسی بخواهد آن را بپذیرد یا نپذیرد.» او در این نشست تلاش کرد تعریفی از انسان ارائه کند وسپس از زاویه خودشناسی و خداشناسی به جهان و کائنات بپردازد و نتیجه بگیرد که «انسان، خدا و جهان با هم فهمیده می‌شوند. شما اگر انسان را نفهمید، امکان ندارد خدا را بفهمید. خدا می‌گوید من خلق کرده‌ام تا خودم شناخته شوم. اگر خدایی بود و "بود" او نمود نداشت، بود او چه سود داشت؟»

 و سپس مثالی زد که: برخی می‌گویند«آیا خدا می‌تواند زمین را داخل تخم‌مرغ کند بی‌آن‌که زمین کوچک یا تخم‌مرغ بزرگ شود؟ » و بعد پاسخ داد «نه‌خیر نمی‌تواند. نمی‌شود. داخل توپ فوت‌بال هم نمی‌شود زمین را برد بی‌آن‌که زمین کوچک یا توپ بزرگ شود. خدا نمی‌تواند.» او این عدم توانستن را دایر بر ضعف خدا ندانست اما اضافه کرد: «این کار نمی‌شود. حالا عده‌ای اصرار می‌کنند می‌شود و خدا می‌تواند، خوب بگویند اما نمی‌تواند.» و سپس در مثال دیگری افزود: «آیا خدا می‌تواند سنگی بیافریند که خودش نتواند آن را بلند کند؟ معلوم است که نمی‌تواند. چون اگر بیافریند خودش نمی‌تواند بلند کند. این جمع نقیضه است.»

و در مثال دیگری یادآور شد که ام‌سال در المپیک که در جریان است رکورد پرش طول حدود هشت متر و نیم بوده حالا اگر کسی بیاید و بگوید که آیا کسی می‌تواند ۲۰ متر بپرد معلوم است که نمی‌تواند. او از همین زاویه به بحث خداشناسی و خود شناسی پرداخته: «خدا نمی‌تواند حیوان را قبل از انسان خلق کند. این نمی‌تواند، ناظر این محال عقلی‌ست.»

مشایی سپس از مدیریت جهانی به مهدویت می‌رسد و آن را ثمره بیست سال فکر خودش دانسته و می‌پرسد: «آیا مهدویت به انتظار یک آدم خوش‌گل نشستن است که بیاید؟ آیا همه این‌ است؟ آیا مهدویت به انتظار یک سیاست‌مدار نشستن است که بیاید؟ آیا همه این‌ست؟ معلوم است که نیست.»

 او امام زمان را که انسان کامل است و می‌آید انسان را معنا کند و بگوید جهان چیست و تو چه کسی هستی. البته امام زمان ابتدا که می‌آید فقر، بدبختی و ظلم را از بین می‌برد و بعد عدالت برپا می‌کند. به گفته‌ی او:«امام که می‌آید با خود علم می‌آورد. برای این‌که انسان را به اوج برساند علم می‌آورد. دینی که علم را قبول ندارد باید در تنور بیندازیم و بسوزانیم برود پی کارش. دینی که علم را قبول ندارد حتا جهالت است. دین نیست.»

به همین دلیل به اعتقاد او انسان تا دو واحد از  علم به ظهور می‌رسد و امام از ره‌گذر توسعه علم انسان را ارتقا می‌دهد. این در حالی‌ست که دو سه سال قبل او در باب پایان اسلام‌گرایی سخن گفته بود و برخی از سایت‌ها فیلم و خبر آن را منتشر کرده بودند؛ آن‌گاه که پایان اسلام‌گرایی را به پایان اسب‌سواری مثال زده بود. این سخن نیز آن‌چنان بازتابی یافت که نمایندگان اصول‌گرای مجلس هفتم آن را اعلام و به آن اعتراض کردند.

سایت بازتاب که مدعی شده بود مشایی یکی از افراد نزدیک به تفکرات «انجمن حجتیه» است به نقل از او یادآور شده بود که تحول بزرگی در حال رخ دادن و خیلی هم نزدیک است:
«بشر به سمت یک انفجار عظیم پیش می‌رود.» مشایی این سخنان را در یک نشست دانش‌جویی بیان کرده و گفته بود به همین علت نیز او در ادامه سخن خود از پایان دوران اسلام‌گرایی سخن به میان می‌آورد و این‌که در سال ۵۷ انقلاب کردیم تا آن را صادر کنیم: «اما من این‌جا عرض می‌کنم دوره‌ی اسلام‌گرایی هم به پایان رسیده است. معنایش این نیست که اسلام‌گرایی وجود ندارد یا رو به نضج نیست. نه. دوره‌اش تمام شده و گرنه الان دوره‌ی اسب‌سواری هم تمام شده ولی خوب اسب‌سواری هم هم هست و سواری‌اش هم هست. دارد دوره‌ی ماشین‌سواری هم تمام می‌شود ولی ماشین‌سواری هم هست. سوارش هم هست. اشتباه برداشت نشود. معنایش این‌ست که روند توسعه در دنیا دارد به این سمت می‌رود. ان الدین عند الله الاسلام.»

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۰۸ساعت 23:0  توسط محمد جواد ملکوتی  |