هواللطیف
یک مشت بی خاصیت!
(یا: چه کسی بی خاصیت تر است!)ماجرای ما و مصر و فلسطین
این روزها نبض وقایع تند میزند. جایی توی آن نقشه تحت اشغال، تنها یک باریکهي کوچک به وسعت 360 كيلومتر آن گوشه پایین مانده. تنهای تنها. از یک طرف به دریا و از بقیه جهات در محاصره است. مانده یک گذرگاه به کشوری همسایه که سالهاست در حسرت یک موساست براي طرف شدن با فرعون، یاحداقل یوزارسیفی که قدری مردانگی یادشان بدهد.
اینجا بچههای دانشجو دیگر سفارتخانه و کنسولگری و دفتر حفاظت منافع جدیدی برای تجمع و اعتراض پیدا نمیکنند. دعای اول همهي مجالس روضه، پیروزی حماس است و نابودی اسرائیل. پیام رهبرمان داغ دل و مسئولیت را سنگینتر میکند و سید حسن چون همیشه خروشنده است. حرکت اینترنتی جان گرفته و پستهای جدید است که در وبلاگها ثبت میشود. اس ام اس باکس گوشیها مدام پر و خالی میشود از ختم حشر تا صلوات و جهاد مالی و دعا و... همه برای غزه. دیگر کمتر کشوری مانده که در آن راهپیمایی و اعتراض علیه اسرائیل پا نگرفته باشد و مردمش پرچمی با ستاره آبی شش گوش آتش نزده باشند. (و راستی دقت کردهای هیچجای دنیا همچنین حرکتی در حمایت از اسرائیل نیست و هیچكجا مثلن پرچم فلسطین را آتش نمیزنند؟)
در این میان انگشت اتهام به سمت سران عرب است. همه در باب بی غیرتی اعرابی حرف میزنند (که در عوام، گاه كار به خواهر و مادرشان هم میکشد!) كه سکوتشان که صدای مرگ میدهد و طعم نفت و دلار! در مراحل بعد گلایه از مردم بیخاصیتی که چنین حکامی دارند و عین خیالشان نیست و مثلن مسلماناند. و بعد به خودمان افتخار میکنیم که بعله ما چهقدر عزت داریم و اگر میگذاشتند ال میکردیم و بل مینمودیم و میزان وجب روغن روی آش را نشانشان میدادیم و...
و من این وسط میخواهم یادت بیاورم حواست باشد که زیادی هم شلوغش نکنی! که در طول این همه مدت، اتفاق خاصی نیفتاده! یک زمانی ما و به طور خاص همین مصر که الان با شنیدن اسمش یک جوریات میشود جایمان عکس هم بوده! درست است که من و تو نبودیم ولی خیلی هم دور نیست...
زمانی که مصر داشت با تمام قوا با اسرائیل میجنگید و جمال عبدالناصر اصلن قصد کوتاه آمدن نداشت حکومت شاهنشاه آریا مهر، اسرائیل را به رسمیت شناخته و رفته بود پی کارش! زمانی تنها کشور مسلمان که اسرائیل در آن سفارتخانه داشت همینجا بود. آن هم درست 15 سال قبل از راهاندازی اولین سفارتشان در یک کشور عربی. وقتی همین کشورها که الان از کول خودشان و مردمش پایین نمیآییم همه (حتا عربستان) غرب را به خاطر فلسطين تحریم نفتی کرده بودند چاههای پر برکت نفت ایران معجزه میکرد! زمانی حکومت ایران نزدیکترین روابط سیاسی، اقتصادی و اطلاعاتی را با آنها داشت و سفیرشان در ایران پر کارتر از هر کشور آسیایی دیگر (که گیرم از ترس مردم و علما مخفیانه بود). موساد آنها حتا برای چهگونهگی ادامه حکومت ایران بعد از مرگ شاه سرطان گرفته برنامه داشت!
مردم ایران هم همه مسلمان بودند و شیعه دوازده امامی. حتا مثل همین الان حشر میخواندند و (یواشکی) بعد مجلس امام حسین(عليه السلام) برای نابودی اسرائیل دعا میکردند. ولی در مجلس مهمانی میوه اسرائیلی به هم تعارف میکردند که بخش اعظم واردات میوه کشورمان را تشکیل میداد!
همیشه یک مشت مسلمان بیخاصیت توی تاریخ بودهاند که یا ساکت ماندهاند یا کار را خراب کردهاند یا دیر رسیدهاند. کسانی که در بهترین حالت قلوبشان با حق بوده و سیوف (شمشیرها) شان علیه آن. (و این سیوف میتواند به شکل دلار و ریال هم باشد!) حالا کوفی باشند یا ایرانی یا مصری یا سعودی، سال ۶۱ هجری باشند یا در هزاره سوم میلادی خیلی در نتیجه توفیری ندارد. و هر کدام هم توجیهی تاریخی توی آستین دارند، مثل خود ما!
حالا هم وضع همان است. و در تمام طول این مدت اتفاق خاصی در معادله نیفتاده. فقط جاها با هم عوض شده. و این بزرگترین اتفاق است! و این بار علت این همه دگرگونی را که بجویی تنها به یک کلمه می رسی: «خمینی».
اين تعويض جایگاه، با یک همزمانی تاریخی همراه بود. زمانی که انورسادات بعد از سفر به اسرائیل، در کمپ دیوید با کارتر و بگین دست دوستی میفشرد و نزدیک نیم قرن دشمنی را پایان میداد. حاج آقا روح الله در نوفل لوشاتو پایههای حکومت محمد رضا پهلوی، نزدیکترین دوست این سران کشورها را به فروریختن واداشته بود که عمر آن (با احتساب پدرش) از نیم قرن ميگذشت.انقلاب رقم خورد و مسلمانی ما را عوض کرد. جايمان عوض شد تا بتوانیم سرمان را بالا بگیریم. و الان سی سال از اتفاقی گذشته که خیلی از ما بعد آن به دنیا آمده ایم. راستی بیا کلاهمان را قاضی کنیم. «اگر خمینی نبود من و تو الان چه کاره بودیم؟»*
شاید دیگر به این زودیها جايي عوض نشود. ولی حالا که این قدر دوست داری غزه را به کربلا وصل کنی برایت بگویم که ما یک بار دیگر دیر رسیدهایم!
يعني هنوز فرصتي باقي هست؟
خستهام
از ماههای حرام
که دیگر
بدل شدهاند
به سالهای حرام
دیگر سورهي حشر کافیست
برایم آیههای جهاد بخوان!
* این جمله را از رضا وام گرفتهام.
این یاد داشت وحید جلیلی را هم خیلی خوشم آمد.
یا علی مددی