به نام خداوند بخشنده مهربان
۱. دستام رو گذاشتم روي كيبورد و فقط به مانيتور نگاه كردم و كلمات را از بين انگشتانم ريختم روي صفحه. بدون هيچ ويرايشي. فكر كنم نتيجه بد نشد.
۲. حضرت نفسانيات از اينكه وبلاگ وزينشون با وبلاگ فخيمه چاينبات مقايسه شده كلي ابراز شادي و خوشحالي كردن. بايد به عرضشون برسونم كه منم اگه جاي شما بودم از خوشحالي بال درميآوردم و واقعن به شما غبطه ميخورم كه وبلاگ شما با چاينبات مقايسه شده.
۳. تولد دوتن از دوستان را كه ديروز و امروز بود بهشون تسليت ميگم.
همچنين به برادر بزرگتر عزيز به خاطر پدر شدنشان تبريك عرض ميكنم و عذرخواهي ميكنم بابت تاخير در تبريك. انشاالله كه در راه تربيت يك انسان متعالي موفق باشند.
فکر کنم اینجا هم كم كم دارد تبديل ميشود به يك وبلاگ متوسط. تعارف كه نداريم. خب فصل سرماست و امتحانات هم در پيش. مهدي هم كه سفري نميرود تا يك پست از سفرش بگذارد اينجا. يحتمل خيلي وقت هم هست كه فيلم نديده تا نقدي بر آن بنويسد يا كتابي نخوانده يا... من بيسواد هم كه چيز زيادي براي گفتن ندارم. يعني وقتي حرفهايي كه نميشود زد زياد شدند وبلاگ شخصي به هيچ دردي نميخورد. اگر نویسندهي ناشناسي باشي راحتتر ميتواني حرفت را بزني ولي خب اعتمادي به حرفهاي آدمهاي ناشناس نيست ضمن اينكه اگر قرار باشد ناشناس بنويسي همان بهتر كه روي كاغذ بنويسي. اگر هم شناس باشي همه حرفي نميتواني بزني. چون ممكن است به بعضيها بربخورد يا با حرفي و سخني مورد قضاوت ديگران قرار بگيري. يك وبلاگ نويس خوب كسي است كه بتواند مرز اين دو را پيدا كند و يك تعادل بين اين دو حال برقرار كند.
يكي از چيزهايي كه در وبلاگستان فارسي آزار دهنده است تعداد زياد وبلاگهاي متوسط و ضعيف نسبت به وبلاگهاي خوب و عاليست. تقريبن از هر ده وبلاگ، شش تاي آن ضعيف، سه تا متوسط و يكي خوب است. خيلي از وبلاگنويسها كه حرفي براي گفتن ندارند شروع ميكنند به مايه گذاشتن از خدا و پيامبر و در نهايت كپي و پيست. بعضيها هم كه فقط غر ميزنند از همه چيز و همه جا. بعضيها هم كه الكي خوش هستند.
يكي از دوستاني كه براي سالگرد چاينبات نوشته بود در يادداشتش به اين نكته اشاره كرده بود كه در بعضي پستهاي اينجا به مطالبي پرداخته ميشه كه در وبلاگهاي ديگر هم به آنها پرداخته شده. البته اگر تعداد زيادي از وبلاگها به يك موضوع بپردازند اين به خودي خود بد نيست. فقط اين پرداختنها بايد قوي و خوب باشند نه پرداختهايي آبگوشتي. اصلن يكي از كاركردهاي وبلاگ همين است كه تعداد زيادي از بلاگرها به يك موضوع بپردازند و اصطلاحن ايجاد موج بكنند.
چند روز پيش بود كه با مهدي در مورد استيضاح كردان صحبت ميكرديم. گفتم اگر آقاي كردان كمي وبلاگ مطالعه كرده بودند (با توجه اينكه از قبل بهش گفته بودن كه مثل بچه آدم بيا استعفا بده ضايع نشي) متوجه ميشد و دستش مياومد كه نظر مردم دربارهي ايشون چيه. در كل با استفاده از وبلاگها كه هر كدام نماينده يكي از افراد جامعه هستند ميشود به يك سري نتايج دستيافت و از آن در تصميمگيريها استفاده كرد.
يكي دو هفتهاي ميشود كه و.م.خ(واحد مركزي خبر) شروع كرده به پخش گزارشهايي از گرفتن ماليات بر ارزش افزوده در كشورهاي ديگر. امروز نوبت آفريفاي جنوبي بود. خود من تا به حال فرانسه و آلمان و تركيه را به طور اتفاقي ديدم.(مطمئنم كشورهاي ديگري هم بوده كه الان در خاطرم نيست) احتمالن قصد دارن با اين گزارشها بسترسازي كنند. تا ما پيش خودمان بگيم ماليات بر ارزش افزوده خيلي فوقالعادهست، كلي هم كلاس داره. وقتي اينجا ميخوان رو هر كالايي كلي چك و چونه بزنن من موندم چه جوري ميخوان ماليات بر ارزش افزوده پرداخت كنن.
يا مثل زماني كه برقها خيلي ميرفت و ملت صداشون در اومده بود رفته بودن از عراق گزارش گرفته بودن كه اينجا مردم روزي يك ساعت بيشتر برق ندارن و هميشه بايد در تاريكي باشند و بي برقي. تا بعد بيننده با ديدن اين گزارش به اين نتيجه برسه كه واي چهقدر ما خوش به حالمونه كه كلن روزي دو ساعت برقمون ميره. به نظرم بايد از شيوههاي ديگهاي استفاده بكنن. تابلو شده اينجور گزارشات.
شبكه چهار، امروز(شنبه) ساعت دو و نيم برنامهاي داشت با عنوان "ارتباط نزديك" كه به بررسي دلايل افزايش سن ازدواج ميپرداخت. يكي از مواردي كه توي برنامه بهش اشاره شد موارد طلاق بود كه يكي از دلايل مهم رو اعتياد الكترونيك اعلام كرد. ديدم پر بيراه هم نميگه وقتي ميبينم خيلي از اين آدماي متاهل صبح تا شب توي نت ول هستن هميشه اين سوال برام پيش مياومد كه اينا كي ميخوان به خانوادهشون برسند؟ يادمه توي يكي از سري فيلمهاي كارآگاه صورتي (شبكه دو هم يكي دوتا از فيلماش رو پخش كرد و كارتون پلنگ صورتي رو از روي اون ساختن) اين كارآگاهه ازدواج نكرده بود. يه جا همكارش (كه ژان رنو نقشش رو ايفا كرده) بهش ميگه چرا ازدواج نميكني؟ ميگه آخه يه رفيق خوب دارم. ميگه كي؟ ميگه: اينترنت.