به نام خداوند بخشنده مهربان

الهي عظم البلاء و برح الخفاء
خدايا بلا و مصائب ما بزرگ شده و بيچارگي ما بسي روشن.
- اگه ماهي قرمز گرفتي يا ولش كن بره يا بده به من.
- يه ماهي قرمز گرفتم شاه ماهي، تاحالا مثلش رو نديدم، قرمز قرمزه مثل لباس اين آقا...
سه مرد، نزديكيهاي پل چوبي با چندتا تور ماهیگيري زردِ كثيف مشغول ماهيگيري هستند، در قسمتي از رودخانه كه عميقتر است و آب جمع شده(بقيه قسمتها خشكيده) تورها را مياندازند و به ابتداي گودال ميروند و ماهيهاي بخت برگشته را به سمت تورها هدايت ميكنند ماهيها كه راه فراري ندارند، جستان و خيزان به سمت تباهي ميروند. بعد هر يك از آن سه، قسمتي از كنارههاي تور را ميگيرند و جمع ميكنند و ماهيهاي درشتتر را داخل گوني مياندازند.
باورم نميشود، درشتترين ماهيي كه گرفته يازده كيلوگرم وزن دارد. ولي نميدانم با فاضلابي كه در اين آب رها كردهاند خوردن اين ماهيها عاقلانه است يا نه؟
آن طرف پل نوعي پرنده شبيه لك لك يا پليكان روي يك پا ايستادهاند عروسي گرفتهاند و دارند ماهيهاي كوچكي كه از آب بيرون افتادهاند را يك لقمهي چپ ميكنند. بوی ضحم همه جا را گرفته. شايد از بوی همین ماهیهاييست كه مجالي براي خورده شدن پيدا نكردهاند.
و انكشف الغظاء و انقطع الرجا
و پرده برداشته شده و اميدم نااميد شد
روزگاري براي خودش هيبتي داشت. هر سال تابستان با بلعيدن چندين نفر از كساني كه حرمتش را نگه نميداشتند زهر چشم ميگرفت و قدرتنمايي ميكرد... حتا چندين بار نيز طاقتش طاق شده و طغيان كرده بود و كسي هم جرات نداشت نزديكش شود.
ولي الان چه؟ گذر زمان انگار روي او هم تاثير گذاشته است. كَفاش آفتاب خورده! تابلوهاي شنا ممنوع بيشتر شبيه جوكاند اين روزها. آنقدر پير و خسته دل و ناتوان شده است كه حتي ميشود به عنوان زمين خاكي براي مسابقات فوتبال محلات از آن استفاده كرد. يا شايد هم چوگان!
و ضاقت الارض و منعت السماء
و زمين بر ما تنگ آمد و آسمان رحمتش از ما منع گرديد
آسمان هم ما را تحريم كرده. شايد اين خشكساليها هم تقصير احمدي نژاد است. حالا كه اين روزها مد شده همه چيز را سر او خراب ميكنند حكمن آسمان هم به خاطر احمدي نژاد ما را تحريم كرده و احتمالن تا سال آينده وضعيت بارندگي و خشكسالي به همين منوال خواهد بود!!
سراسر شهر تابلوهای صرفه جویی در مصرف آب را زدهاند كه از ما دعوت ميكند براي رضاي خدا حداقل ده درصد كمتر آب هدر دهيم تا خشكسالي كم سابقه را به سلامتي بگذرانيم. سر هر چهار راه با ذوق و سليقهي خاصي يك نوع تابلو زدهاند تا اين نكته يادمان نرود. ولي براي ما اصفهانيها، بزرگترين تابلويي كه با زبان بي زباني به ما ميگويد خشكساليست و بايد صرفهجويي كرد جاي خالي اوست...
و انت المستعان و اليك المشتكي و عليك المعول في الشده و الرخاء
و تنها تويي ياور و معين ما و مرجع شكايت ما و يگانه اعتماد ما در هر سختي و آساني بر لطف توست
هر وقت دلمان ميگرفت كنارش كه ميرفتي و ساعتي كه مهمانش ميشدي دلت آرام ميشد. انگار همهي مردم اصفهان هر وقت كه دلشان ميگيرد يا غمگين كه شوند ميآيند و غمهاي خود را به او ميسپارند و سبكبال باز ميگردند. ولي الان كه نيست من غمگينم از نبودنش.
خدايا دلمان براي روزهاي اقتدارش تنگ شده اقتدارش را به او و او را به ما برگردان.
اللهم صل علي محمد و آل محمد اولي الامر الذين فرضت علينا طاعتهم و عرفتنا بذلك منزلتهم ففرج عنا بحقهم فرجا عاجلا قريبا كلمح البصر او هو اقرب
خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد كه صاحب امر الهي هستند و بر ما اطاعتشان را واجب كردي و بواسطه ي اين مطيع بودن مقامشان را به ما شناساندي پس به حق منزلت و قدر آنها به ما فرج و گشايش زود و نزديك چون چشم بههم زدن يا زودتر، عطا فرما
خدايا ميدانم كه تو آنقدر بزرگي كه اگر آرزوي تك تك بندگانت را هم برآورده كني حتي ذرهاي از ملك تو كم نميشود. خدايا هنوز هم به تو اميدوارم كه هيچ كس جز تو نميتواند هيچ زياني را برطرف سازد.
يا محمد يا علي يا علي يا محمد اكفياني فانكما كافيان و انصراني فانكما ناصران يا مولانا يا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث ادركني ادركني ادركني الساعه الساعه الساعه العجل العجل العجل
اي محمد اي علي اي علي اي محمد شما مرا كفايت كنيد كه شما كافي هستيد و مرا ياري كنيد كه شما ياران من هستيد اي مولاي ما اي صاحب الزمان فرياد رس فرياد رس فرياد رس مرا درياب مرا درياب مرا درياب همين ساعت همين ساعت همين ساعت زود زود زود
...
يا ارحم الراحمين بحق محمد و آله الطاهرين.
اي مهربانترين مهربانان به حق محمد و آل اطهارش.
يا علي مدد است