به نام خداوند بخشنده مهربان

کنار دل و دست و دریا، ابالفضل!
تو را دیده ام بارها، یا ابالفضل!

تو از آب می‌آمدی مشک بر دوش
و من در تو غرق تماشا، ابالفضل!

اگر دست می داد، دل می بریدم
به دست تو از هر دو دنیا، ابالفضل!

دل از کودکی، از فرات آب می خورد
و تکلیف شب: آب، بابا، ابالفضل!

تو، لب تشنه، پرپر شدی، شبنم اشک
به پای تو می ریزم اما، ابالفضل!

فدک مادری می کند کربلا را
غریبی تو هم مثل زهرا، ابالفضل!

تو را هر که دارد، ز غم بی نیاز است
وفا، بعد از این، نیست تنها، ابالفضل!

تو با غیرت و آب و دست بریده
قیامت به پا می کنی، یا ابالفضل!

  [ابوالقاسم حسین جانی]

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۶/۱۰/۲۸ساعت 14:0  توسط محمد جواد ملکوتی  |