"هواللطیف"
شعر خودم نیست. اسم شاعرش هست "سید علی میر افضلی".
خیلی دوست داشتم این شعر زیبا از آن من میبود. تا تقدیمش کنم به دو دوست و همراه.
تقدیم به سارا و صفورای عزیز و دغدغههای سبز شان
(به بهانه رخداد این حادثه )
(این واژههای رنگی هر کدوم یه لینک هستند واسه خودشون!)
نوبت پلنگ
انقراض گونههای با شکوه
یا شکوه گونههای منقرض.روزنامهها چه تیترهای جالبی که میزنند!
...
غبطه میخورم به آن پلنگ زخمییی
که لیس میزند به خون داغ خود
غبطه میخورم به آن پلنگ زخمییی
که تیر خورد و منصرف نشد....
در رگم پلنگ میدود
خون من شبیه ماشهی تو تشنهی چکیدن است.نوبتم رسید
ماه را صدا کنید
نوبت رسیدن است.
یا علی مددی