"هواللطیف"
فاطمیه دوم چه زود رسید!
خبر از یک خط تجاوز نمی کرد. باز هم ساده بود. کوتاه هم.
از آنهایی که یکدفعه دل آدم را مچاله می کند توی خودش
بعد انگار یک چیزی بیصدا می شکند و میریزد پایین
و به جایش بغض از همانجا جمع میشود و آرام آرام خودش را میکشد بالا
تا میرسد به گلو و همانجا گیر میکند
از آن بغضهایی که آخر یک روز میشکند، یعنی باید بشکند
اصلن بغض را نباید نگه داشت، مثل حسابی که یک روز باید تصفیه شود.
مثل یک سیلی...
که یک نفر توی روز روشن جلوی چشم همه بزند توی صورت تو، یا عزیزترین کسی که داری،
بعد بهت بخندد و تو هیچ نگویی و طعنه بزنند و تو باز هیچ نگویی و... خبر باز هم ساده بود:
"طی یک اقدام تروریستی، گلدستههاي حرم عسگريين(ع) هم منفجر شد"
به همین سادگی!
باید پیراهن های مشکی را بر تن کنیم.
فاطمیه دوم چه زود رسید!

و حالا
من مانده ام با روضه ای که مانده روی زبانم
یاس کبود!
دنبال قبر تو هم می گردند
چه خوب شد که قبر تو پنهان است...
آنان موریانهاند و من روضهای غریبانه می خوانم
و سامرا از قدس کمتر نیست
و سامری ها
در سامرا چقدر زیادند
پیراهن یوسف است حرم
برادرانش قبا کردند و
یعقوب گریه می کند تا هنوز
و بوی شعر نمی شنوم از کنعان
از تهران
نارنجکی به دهان می بندم
نارنجکی به شعر...
(علیرضا قزوه)

تصویر حرم امامین عسکریین در سامرا پیش از تخریب
و مرد ما چه شیوا گفت:
با خمپاره و بمب نميتوان گلدستههاي عدالت را از بين برد
چرا كه فرزند امام عسگري(ع) دنيا را پر از عدالت خواهد كرد.
به قول دوستی:
خدايا به شيعه غيرت بده،
و به باغيرتان شيعه صبر...
یا علی مددی