هواللطیف

دو نیمه ی سیب

تندی مکن برادر هم سر نوشت من
دیگر میازمای در آتش سرشت من

ما هر دو تن، دو نیمه ی سیبیم، عین هم
آیینه بر مگیر به سیمای زشت من

فکری برای دوزخ امروزمان بکن
ارزانی تو باد به فردا بهشت من

دلخوش مشو کلوخی اگر گرد کرده ای
در کوره پخته می شود امسال، خشت من

با کشت خویش و موج علفها چه می کنی؟
گیرم که خوک هم بچرانی به کشت من

محمد کاظم کاظمی

جمله دوستانی که در زمره مخاطبین فهیم(!) پست قبل (شوخی با...) بوده اند (به خصوص آنهایی که کامنت گذاشته اند) حتمن کامنتهای پایانی من را برای آن پست بخوانند. ممنون.
یا علی مددی

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۶/۰۲/۱۰ساعت 2:3  توسط محمد مهدی شیخ صراف