اعترافات یک ذهن خطرناک
این یادداشت را برای ویژه نامه ای که در نخستین کنفرانس دانشجویی اقتصاد ایران به میزبانی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی منتشر کردیم به عنوان دبیر اجرایی نوشتم. یکی از بهترین تجربه های اجرایی ام بود. گذشته از همه چیز هایی که می خوانید بهترین نتیجه اش برایم مصاحبت و همکاری با دوستانی بود که در کنار بقیه رفقایم ارزشمندترین سرمایه زندگی ام را تشکیل می دهند.

-- برخلاف بسياري از فعاليتهاي دانشجويي كه در اثر پديده جو گرفتگي شروع مي شود و پايان مي پذيرد. حركت برگزاري نخستين كنفرانس دانشجويي اقتصاد ايران (كه از اين پس كنفرانس مي ناميم!) در اثر يك ايده و حركت جمعي شكل گرفت كه به ثمر رسيدن آن حدود يك سال زمان برد وهم اكنون شاهد نتيجه اين حركت علمي، دانشجويي هستيم .
-- وضعيت فعلي حياط دانشكده اقتصاد به گونه ايست كه بيشتر به درد برگزاري كنفرانس هاي رشته مهندسي عمران مي خورد. مثلا كنفرانس بتون يا مصالح ساختماني! انصافا كارگاه هاي خيلي پرباري مي توانست داشته باشد. حتي اگر كمي بيشتر به اطرافتان دقت كنيد نمايشگاه لوازم اداري دست دوم ( كمد ،ميز، صندلي و...) هم پيشنهاد بدي نيست!
-- ما براي اينكه همين يك شماره ويژه نامه را براي كنفرانس منتشر مي كنيم (واين مطلب هم قبل از شروع همايش در حال نگارش است) همين الان از شما به خاطر كليه كمبودها و نواقص احتمالي كه در طول برنامه ممكن است پيش بيايد معذرت خواهي مي كنيم بالاخره كار دانشجويي است و هزار...
-- بزرگترين مشكل و آفت براي برگزاري چنين برنامه هايي كه اصطلاحا (از نظر اجرايي) ستادي هستند و عنصر زمان و سرعت عمل در آنها فاكتور اصلي به شمار مي رود درگير شدن و قرار گرفتن در بوروكراسي اداري و نامه نگاريها و دستورها و ارجاع ها و امضاها و الخ است كه بيشترين وقت كشي و هدر رفتن زمان را به همراه دارد و اين قضيه وقتي بيشتر حالت درام پيدا مي كند كه نتيجه اش منفي بشود به علت مخالفت يكي از اين رئيس ها (به قول يكي از قدما در اينجا هر كس براي خودش رئيس است) يا نبود امكانات يا بودجه يا قيف يا قير يا... كه مترادف است با بازگشت به نقطه اول!
ولي به هرحال درچنين برنامه هايي كه پشتيبان دولتي دارد اجتناب ناپذير است.
-- بودجه كنفرانس عاملي بود كه اگر تامين نمي شد اصل برگزاري را با مشكل اساسي مواجه مي كرد (خوب اينكه بديهي است!) اصل بودجه كنفرانس را سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و قسمتي از آن را وزارت علوم متقبل شدند. كه تا به حال فقط اولي به تعهداتش عمل كرده. خداوند قرض كليه بدهكاران را ادا فرمايد. در اين ميان حمايت مستقيم دكتر حبيبي (رئيس دانشگاه علامه) و دكتر شاكري (رئيس دانشكده) نقش قابل توجهي داشت.
-- براي طرح پوستر كنفرانس حدود 8 طرح گرافيكي از دوستان دانشجو به دستمان رسيد و انتخاب را بسيار سخت كرد ولي در نهايت 4 طرح براي استفاده برگزيده شد. يكي به عنوان پوستر فراخوان، يكي پوستر اصلي و دو طرح ديگر هم به صورت فرعي در فضا سازي به كارگرفته شد.
-- نمايشگاه كتابي با حدود 160 عنوان كتاب برگزيده تخصصي رشته اقتصاد به عنوان يكي از بخشهاي كنفرانس در نظر گرفته شده بود كه به علت همكاري بيش ازحد(!) چندين مركز نشر و پخش كتاب به 60 عنوان تقليل پيدا كرد. علت اين مشكل برمي گردد به شروع سال تحصيلي و آغاز فصل فروش كتب درسي، انبار گرداني هاي آخر شهريور، زيربارنرفتن ناشرين براي دادن كتاب به صورت اماني، عدم وجود تعدادي از عناوين در بازار و بد قولي ناشرها.
-- اين سبك فعاليت ها علاوه بر اين كه عرصه اي است بسيار خوب براي كسب تجربه، يك محك جدي است براي افرادي كه درگيرش مي شوند. قرار گرفتن در شرايط و موقعيت هاي مختلف و پيش بيني نشده كاري و برخورد با اشخاص متفاوت در سطوح گوناگون و برقراي تعامل با همه آنها (كه اين تعامل حتي مي تواند انسان را در وضعيتهاي متضاد و متناقض قرار دهد) در يك مدت بسيار كوتاه زماني، به همراه فشاري كه در طول اين مدت وارد مي شود، بهترين ارمغاني كه براي فرد دارد اين است كه بهتر خودش و توانايي هايش را مي شناسد و البته نقص ها و كمبودها را.
-- مثل هميشه حرف براي گفتن زياد است و مجال كم. باقي اش باشد طلبتان در كنفرانسي ديگر و مجله اي ديگر. فقط تا يادم نرفته از همه تشكر مي كنم. از همه.( اسم هم نمي آورم چون ممكن است كسي را جا بيندازم.)
به قول قيصر امين پور:
حرفهاي ما هنوز ناتمام
تا نگاه مي كني وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگي
پيش از آنكه با خبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود
آي
اي دريغ و حسرت هميشگي
ناگهان چقدر زود دير مي شود.