زندگانی حضرت فاطمه علیها السلام


فاطمه علیها السلام آخرین فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله از خدیجه کبری علیها السلام است . آن حضرت به گواهی امام صادق علیه السلام در روز بیستم جمادی الثانی از سال پنجم بعثت ( هشت سال پیش از هجرت ) دیده به جهان گشود . ( دلائل الامامه / 10

امام صادق علیه السلام فرماید : فاطمه را نزد خدای عز و جل نه اسم باشد : فاطمه - صدیقه - مبارکه - طاهره - زکیه - راضیه - مرضیه - محدثه و زهرا . ( خصال 414/2 - دلائل الامامه
/10

نامهای بتول - حصان - حره - عذراء - حوراء - مریم - کبری - نوریه - سماویه - منصوره و حانیه را نیز از آن فاطمه علیها السلام دانسته اند . ( مناقب 357/2 - تفسیر فرات
/ 321

کنیه های آن حضرت ام الحسن - ام الحسین - ام المحسن - ام الاثمته - ام ابیها و ام المومنین آمده است . ( مناقب 357/2 - الاقبال
/ 624

* * *

هشت سال اول زندگی حضرت زهرا علیها السلام در شهر مکه سپری شد . آن حضرت در این مدت سختیهای زیادی کشید آزار و اذیت قریش نسبت به رسول الله صلی الله علیه و آله را نظاره می کرد ( سیره ابن اسحاق / 211 ) و خود خانواده و مسلمانان را در محاصره اقتصادی دشمن گرفتار دید . و در سال دهم بعثت مادرش خدیجه را نیز از دست داد . ( طبقات 125/1 ) با این وجود او دلخوشی هم داشت . خانه اش محل آمد و شد فرشتگان آسمان بود . آنها با پدر مانوس بودند . جبرئیل آیه های قرآنی را یکی پس از دیگری به ارمغان می آورد . و فاطمه علیها السلام هم به آنها گوش جان می سپرد و آموزشهای پیامبر صلی الله علیه و آله را در صحیفه دل می نگاشت

آن حضرت در سن هشت سالگی در پی هجرت رسول الله علیه و آله به مدینه راهی آن شهر شد و زندگی جدیدی را آغاز کرد

* * *

فضیلتهای خانوادگی و مناقب شخصی فاطمه علیها السلام سبب می شد که حضرتش خواستگاران زیادی داشته باشد . آنان یکی پس از دیگری - که ابوبکر و عمر هم در میانشان دیده می شدند - خانه پیامبر صلی الله علیه و آله را دق الباب می کردند و خواسته خویش را با حضرتش در میان می نهادند و بی آنکه توفیق یابند باز می گشتند

سر انجام خواستگاران علی را گفتند : تو به خواستگاری او برو ! ( طبقات 11/8 و 12 - الریاض النضره 145/3

امام علی علیه السلام به خواستگاری فاطمه علیها السلام رفت و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز به فرمان الهی ایشان را به دامادی پذیرفت . ( الریاض النضره 142/3 و
145

شیخ صدوق نویسد : رسول الله به علی صلی الله علیهما و آلهما گفت : یا علی ! مردانی از قریش مرا درباره فاطمه سرزنش کردند و گفتند : ما اور را از تو خواستیم ولی تو او را از ما بازداشتی و به علی سپردی ! من به آنان گفتم : سوگند به خدای من او را از شما بازنداشتم و من او را به علی نسپردم بلکه الله تعالی او را از شما بازداشت و به ازدواج علی در آورد. جبرئیل بر من نازل شد و گفت : یا محمد ! خدای فرماید : اگر علی را نمی آفریدم فاطمه دخترت را بر روی زمین همتایی نبود از آدم گرفته تا به دیگران . ( عیون
223/1

مراسم ازدواج در سال دوم هجری برگزار شد و فاطمه علیها السلام به خانه شوهر رفت . ( مروج الذهب
295/2

ابن عباس گوید : شبی که فاطمه را نزد علی - رضی الله عنهما - میبردند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از جلو و جبرئیل از راست و میکائیل از چپ و هفتاد هزار فرشته به دنبال آن حضرت حرکت می کردند که همگی خدای تبارک و تعالی را تا سحرگاهان تسبیح و تقدیس می کردند . ( ینابیع الموده
/ 97

جابر نیز می گوید : ما به جشن عروسی علی رفتیم . من جشنی نیکوتر از آن ندیده بودم . خانه مملو از بوی عطر بود و با خرما و زیتون پذیرائی شدیم . ( الریاض النضره
144/3

اولین ثمره این ازدواج آسمانی در سال دوم یا سوم هجری هویدا گشت ( کافی 461/1 ) و نام آن مولود مبارک را حسن نهادند


* * *

در همین سالها جنگ احد بین مسلمانان و کفار مکه در نزدیکی مدینه اتفاق افتاد . در این جنگ به علت غفلت و سرپیچی برخی از مسلمانان از فرمانهای رسول الله صلی الله علیه و آله سپاه اسلام دچار شکست شد و تعداد زیادی جنگاور مسلمان از جمله حضرت حمزه عموی پیامبر به شهادت رسیدند

واقدی نویسد : فاطمه و گروهی از زنان در این حادثه به یاری زخمیان و مجروحان شتافتند . آنان آب و خوردنی بر دوش حمل می کردند مجروحان را آب می دادند و زخمهای آنان را مداوا می کردند . وقتی فاطمه پدر و جراحتهایش را دیده حضرتش را در آغوش کشید و رخسار خونینش را شستشو داد

همو می افزاید : فاطمه هر دو یا سه روز یکبار خود را بر مزار شهیدان می رساند و برای آنان می گریست و دعا میکرد . ( مغازی 249/1 و 290 و 313

جز جنگ احد جنگهای زیاد دیگری نیز اتفاق افتاد . پیامبر و علی صلی الله علیما و آلهما در بسیاری از این نبردها شرکت فعال داشتند


فاطمه علیها السلام با فداکاریهای بسیار قلب پدر را شاد می کرد . و خستگیها را از چهره شویش می زدود

آخرین شخصی که رسول الله صلی الله علیه و آله به هنگام سفر از او جدا می شد فاطمه علیها السلام بود . و به هنگام باز گشت نخستین کسی که حضرتش به دیدار او می شتافت فاطمه بود . ( ذخائر العقبی / 37

علی علیه السلام فرماید : وقتی به خانه می آمد و به زهرا علیها السلام نگاه می کردم تمامی غمها از دلم زدوده می شد . ( مناقب خوارزمی
/ 256

با این همه حضرت زهرا علیها السلام از اوضاع اجتماع نیز غافل نبود . وقتی زنان مسلمان از حضرتش سوال می کردند آن حضرت با حلم و حوصله بسیار به سخنان آنان گوش فرا میداد و پاسخهای لازمه را ارائه می فرمود . ( تفسیر الامام / 308 و
309

* * *

حضرت زهرا علیها السلام اگر چه تلخیهای بسیار چشید و روزهای سختی را گذراند اما در مقایسه با فتنه های پس از پیامبر صلی الله علیه و آله آن روزها روزهای خوشی بود


در پی ارتحال جهانسوز پدر اندوهی جانسوز بر فاطمه علیها السلام مستولی شد که در برابر آن چاره ای جز صبر و گریه نداشت . حضرتش چنان در فراق رسول خدا صلی الله علیه و آله نالید و گریست که اهل مدینه پیغامش دادند که : تو با گریه های فراوانت ما را آزرده ساختی ! ( خصال 273/1

و هنوز پیکر بی بدیل پیامبر صلی الله علیه و آله بر زمین بود که غوغای سقیفه به پا شد و در پی آن ابوبکر بر مسند خلافت و جانشینی تکیه زد و غیره


این حادثه بر فاطمه علیها السلام بسیار گران آمد و غمی دیگر بر غمهایش افزود . زیرا اینک به دنبال مرگ رسول مرگ رسالت را نیز به چشم می دید . آن حضرت بارها دیده بود که پدر در مناسبتهای گوناگون علی علیه السلام را به عنوان وصی و جانشین پس از خود معرفی می کرد

مردم گروه گروه با خلیفه بیعت کردند اما از علی علیه السلام و یارانش خبری نشد . چند روز گذشت . . . باز هم خبری نیامد . دستگاه خلافت بر آن شد که علی علیه السلام و یارانش را وادار به بیعت کند . . . و از این رو شد آنچه نباید می شد : عمر بن خطاب به منزل علی علیه السلام در آمد و گفت : سوگند به خدا که آتش بر سر شما آورم مگر اینکه برای بیعت خارج شوید ! ( تاریخ طبری 443/2

به عمر گفتند : ای ابوحفص ! در این خانه فاطمه هست ! او گفت : باشد ! ( الامامه و السیاسه
/ 12

ابن عبدربه اندلسی ( 495 ه ) گوید : ابوبکر - عمربن خطاب را فرستاد تا علی عباس و زبیر را که از بیعت سرباز زده بودند از خانه فاطمه بیرون کشد و به او گفت : اگر خودداری ورزید با آنان بجنگ . عمر هم مشعلی آتشین با خود آورد تا خانه را به آتش کشد . فاطمه با وی روبرو شد و فرمود : ای فرزند خطاب ! آمده ای خانه ما را به آتش کشی ؟ ! عمر گفت : آری ! مگر آنکه شما نیز همانند دیگران بیعت کنید . ( العقد الفرید
273/3

وشهرستانی نویسد : عمر در ایام بیعت گیری ضربتی بر پهلوی فاطمه زد و او بچه ای را که در شکم داشت سقط کرد . وی فریاد می زد : خانه را با کسانی که در آن هستند بسوزانید ! ( الملل و النحل
73/1

و بالاخره مسعودی می افزاید : در خانه امیر المومنین علیه السلام را سوزاندند و او را به زور از خانه خارج ساختند . و سیده النساء را بین در و دیوار فشردند و او محسن را سقط کرد . ( اثبات الوصیه
/ 124

ابوبکر در واپسین لحظات عمر خود از دستور خویش چنین اظهار پشیمانی می کند : بر سه چیز تاسف می خورم که کاش انجام نمی دادم ولی انجام دادم : یکی آنکه کاش حرمت خانه فاطمه را نمی شکستم و رهایش می ساختم حتی اگر در را از سر ستیز به روی ماموران بسته بودند. دیگری آنکه کاش روز سقیفه خلافت را بر عهده عمر یا ابوعبیده می گذاردم و خود وزیر می شدم . و سوم آنکه کاش فجاءه را نمی سوزاندم بلکه یا او را به آهن می کشتم و یا رهایش می ساختم . ( شرح نهج البلاغه 46/2 و 27 - الامامه و السیاسه
/ 18

حضرت زهرا علیها السلام در برابر فتنه و سقیفه و اقدامات دستگاه خلافت آن روز به مبارزه آشکار دست زد. او شبها بر پشت استری سوار می شد و به همراه همسرش علی علیه السلام به منازل انصار می رفت و از آنها یاری می طلبید . آنان در پاسخ می گفتند : بیعت ما با این مرد گذشت . اگر همسرت خود را زودتر از ابوبکر بر ما عرضه می کرد با وی بیعت می کردیم


علی علیه السلام در جواب آنان می فرمود : آیا جنازه رسول الله صلی الله علیه و آله را بر زمین رها می کردم و از برای سلطنت با مردم به نزاع می پرداختم ؟ ! فاطمه علیها السلام نیز می افزود : آنچه ابوالحسن کرد به سزا بود . به خدای سوگند مردم کاری کردند که خدا حسابرس و پی گیر آنان است . ( الامامه و السیاسه / 12

* * *

ابوبکر در روزهای پر گیرودار اوان حکومت خود فاطمه علیها السلام را از ارث پدر و فدک نیز محروم ساخت . او مدعی بود که از پیامبر ارث برده نشود . ( صحیح بخاری 551/8 و ج
83/5

فدک دهکده ای در حجاز است که از آنجا تا مدینه دو روز به قول بعضی سه روز راه بود . ( معجم البلدان
238/4

داستان فدک به سال هفتم هجری بر میگردد . در آن سال چون اهالی فدک از پیروزیهای سپاه اسلام در جنگ خیبر خبر یافتند پیامبر صلی الله علیه و آله را گفتند که زمین فدک را به حضرتش می دهند مشروط بر اینکه سپاه اسلام بر آنان حمله نکند . و این مصالحه واقع شد


از آنجا که این دهکده با نیروی نظامی فتح نشده بود به حکم آیه هفتم از سوره حشر - فدک - خالصه ( ملک خاص ) پیامبر صلی الله علیه و آله گردید. و بانزول آیه فات ذاالقربی حقه ( روم / 38 ) آن حضرت فدک را به فاطمه علیها السلام بخشید . ( الدر المنثور 273/5 - شواهد التنزیل 570/1 - تاویل الایات 435/1 - معجم البلدان 239/4 و تفسیر فرات / 322 - 323

حضرت زهرا علیها السلام از ابوبکر میراث پدر و فدک را طلب کرد ( صحیح بخاری 504/4 و ج 551/8 - تاریخ طبری 448/2 ) و چون نتیجه ای از کار خود نگرفت بر آن شد که این مساله را در مجمع عمومی مسلمانان مطرح سازد . آن حضرت سربند خود را به سر بست و چادر خویش را بر خود پیچید و در میان جماعتی از زنان روانه مسجد شد . راه رفتنش با راه رفتن پدر تفاوتی نمی کرد . ابوبکر با گروهی از مهاجران و انصار و غیر آنان در مسجد نشسته بود. میان آن حضرت و حاضران پرده ای آویختند . آن گاه نشست و ناله ای جانسوز بر آورد به گونه ای که مردم به گریه افتادند . پس از آرام گرفتن مردم سخنان آتشین خودرا آغاز کرد : . . . آی مسلمانان ! آیا ارث من به زور از دستم گرفته شود ؟! ای پسر ابوقحانه ! آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث بری و من از پدرم ارث نبرم ؟! عجب نوبر زشتی آورده ای ! آیا دانسته کتاب خدا را ترک گفتید و پشت سر انداختید ؟! مگر قرآن نمی گوید : سلیمان از داود ارث برد ؟! . . . ( الاحتجاج 102/1 - دلائل الامامه
/ 34

* * *

حضرت زهرا علیها السلام در آن روز به حق خود نرسید اما سخنانش به بار نشست و مسلمانان دانستند که حکومت وقت هیچ گونه مشروعیت ندارد . ولی کار از کار گذشته بود و کس نمی توانست دم بر آرد حتی ابوالحسن علیه السلام . چه اوضاع سیاسی آن روز جامعه اسلامی به گونه ای بود که قیام بر ضد حکومت به سود اسلام نبود


از این رو علی علیه السلام در خانه نشست و صبر کرد . اگر آن حضرت قیام می کرد حرکتش جنبه نظامی به خود می گرفت و آن گاه حمام خون به راه می افتاد قبیله های فرصت طلب سر به شورش بر می داشتند و اعراب تازه مسلمان نیز دست از دین می شستند . ولی قیام حضرت فاطمه علیها السلام جنبه دادخواهی و روشنگری داشت . او وظیفه داشت به مسلمانان آگاهی دهد و خلیفه را به آنان بشناساند و چقد عالی شناساند

ابن ابی الحدید می نویسد : از علی بن فارقی مدرس مدرسه غربی بغداد پرسیدم : فاطمه راست می گفت ؟ او گفت : آری . من گفتم : اگر راست می گفت پس چرا ابوبکر فدک را به او بازنگرداند ؟! وی بالبخندی پاسخ داد : اگر آن روز به مجرد ادعا فدک را به او مداد فردا خلافت شوهر خود را ادعا می کرد و ابوبکر را از مقام خود بر کنار می ساخت و او هم نمی توانست سخن وی را نپذیرد. چه قبول کرده بود که آن حضرت هر چه گوید راست است . ( شرح نهج البلاغه 284/16

* * *

سرانجام حضرت زهرا علیها السلام از شدت مصیبت در بستر بیماری افتاد و به گواهی امام صادق علیه السلام جسمش به قدری کاهیده و نحیف شده بود که باک داشت حجم بدنش به هنگام تشییع جنازه دیده شود


از این رو اسماء را طلبید و مشکلش را با وی در میان نهاد . او که سرزمین حبشه را دیده بود کیفیت حمل جنازه در آن سرزمین را که اندرون هودج یا تابوت انجام می گرفت برای حضرتش ارائه کرد. آن حضرت که از زمان ارتحال پدر خنده بر لبش ننشسته بود اینک تبسمی فرمود و این کار مردمان حبشه را تحسین کرد ( وسائل الشیعه 220/3 - 221

نوشته اند : فاطمه علیها السلام نخستین کس در اسلام بود که پیکر پاکش اندرون تابوت تشییع شد ( الکافی
251/3

آن حضرت به علی صلوات الله علیه وصیت کرد که جنازه اش را شبانه دفن کند و قبرش را نامعلوم سازد . ( امالی المفید
/ 281

* * *

عایشه گوید : علی بر جنازه فاطمه نماز گزارد و او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را خبر نکرد . ( المتدرک علی الصحیحین 162/3 - تاریخ المدینه
11/1

شیخ مفید نوشته است : ابوبکر و عمر بر علی علیه السلام خرده گرفتند که چرا آنان را خبر نکرد تا بر دختر پیغمبر نماز بخوانند . آن حضرت در پاسخ فرمود : فاطمه خود چنین خواسته بود . ( الاختصاص
/ 185

امام حسین علیه السلام فرماید : چون فاطمه علیها السلام جان به جان آفرین تسلیم کرد امیر المومنین علیه السلام ایشان را پنهانی به خاک سپرد و آثار قبرش را محو ساخت . آن گاه رو به جانب قبر رسول الله صلی الله علیه و آله کرد و گفت : . . . حقیقت آنکه ما از آن خدائیم و به سوی خدا باز می گردیم . اکنون امانت بازگردانده شد و به گرو گذاشته باز پس داده شد و زهرا از دست رفت ! پس اینک آسمان و زمین چه زشت می نماید ! ای رسول خدا ! از این پس حزنم جاودانه و شبهایم به بیداری است و اندوه از دلم نرود مگر آنکه خدا برای من نیز گزیند آن سرای را که تو در آن جای گزیده ای . . . خدا گواه است که دخترت پنهانی دفن شود و حقش پایمال شود و از ارثش محروم گردد. و این در حالی است که هنوز چندی از ارتحال تو نگذشته و نام تو از زبانها نرفته . . . ( کافی
458/1 - 459

* * *

در تاریخ شهادت حضرت زهرا علیها السلام دو قول مهم آمده است . شیخ طوسی و سید ابن طاووس بر آنند که آن حضرت روز سوم جمادی الثانی به دیار باقی شتافته . ( مصباح المتهجد / 733 - الاقبال / 623 ) و شیخ عباس قمی هم در رساله قره الباصره همین قول را ترجیح داده است
.

مستند این بزرگان را می توان روایتی از امام صادق علیه السلام دانست که به تاریخ پیشگفته تصریح دارد . ( دلائل الامامه
/ 45

ولی شیخ کلینی دو روایت نقل می کند که طبق آنها مدت درنگ فاطمه علیها السلام پس از پدر هفتاد و پنج روز بوده . ( کافی 457/1 - 458 ) بنابر این اگر ارتحال پیامبر صلی الله علیه و آله را در روز 28 صفر بدانیم روز شهادت فاطمه علیها السلام در حدود سیزدهم جمادی الاولی تعیین می شود. از این رو شیخ عباس قمی در رساله قره الباصره نوشته : احوط آن است که در ایام البیض سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم جمادی الاولی اقام ماتم آن مخدره مظلومه را ترک ننمایند


گفتنی است که علامه سید عبدالرزاق مقرم نیز همین قول را اختیار کرده است . ( وفاه الصدیقه الزهراء / 114

* * *

اولاد فاطمه علیها السلام را چنین شمرده اند : حسن - حسین - زینب - ام کلثوم و محسن . ( تاریخ اهل البیت
/ 93

گر چه برخی از دانشمندان مکتب خلفا آورده اند که محسن در خردی از دنیا رفته است ( تاریخ طبری 118/4 - کامل ابن اثیر 440/2 ) اما برخی دیگر از آنان چون شهرستانی - ابن حجر - عقلانی نوشته اند که این پسر نازنین بر اثر ضربتی پیش از به دنیا آمدن سقط شده است . ( الملل و النحل 73/1 - لسان المیزان
268/1

چنانکه روایت معتبر شیعی نیز همین را می گوید ( الاحتجاج 278/1 - امالی الصدوق / 100 - دلائل الامامه / 45 - الاختصاص / 185 ) و در روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله او را وقتی در شکم مادر بود محسن نام نهاد . ( الکافی
18/6

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۵/۰۴/۰۷ساعت 22:35  توسط محمد جواد ملکوتی  |