بد نام!

هنگامي كه خبر توهين روزنامه هاي دانماركي و اروپايي به رسول گرامي اسلام گسترش يافت، زمزمه تحريم كالاهاي دانماركي هم دهان به دهان مي گشت. تا آنجا كه بعضي دوستان مي گفتند: « ديگر هيچ كالاي دانماركي مصرف نمي كنيم؛ حتي شيريني دانماركي!»

وقتي خبر پيشنهاد جايگزيني «گل محمدي» به جاي «دانماركي» براي شيريني دانماركي را شنيدم كمي جا خوردم. عجيب بود. از هر جهت كه فكرش را بكنيد. شيريني دانماركي را كه همين جا مي پزيد. چه ربطي دارد به دانمارك. دانمارك را به گل محمدي چكار. گل محمدي و شيريني چه ربطي به هم دارند. چندان اعتنا نكردم. فقط جالب بود. همين.

چند روز بعد هنگامي كه مشغول تماشاي تلويزيون بودم ديدم گزارشي نشان مي دهد از يك قنادي. فروشنده به جاي شيريني دانماركي شيريني گل محمدي به مردم مي داد. با خودم گفتم اين هم مثل بسياري ديگر از برنامه هاي سيما تبليغاتي است. رسانه است ديگر. كار تبليغي هم بد نيست. اين بار هم  اعتنا نكردم. باز فقط جالب بود.

تا اينكه چند روز بعد هنگامي كه با يكي از دوستان براي خريد شيريني وارد يك دكان قنادي شدم ناباورانه ديدم روي يخچال فروشگاه برگه اي زده و روي آن با خطي نه چندان زيبا نوشته: «شيريني گل محمدي كيلويي 1400 تومان»! عجيب بود . واقعا جالب بود. اين بار به گونه اي ديگر. آن اطراف نه دوربيني بود و نه گزارشگري. كلي خنديديم ....

رها كنم.

از اين به بعد هر وقت شيريني دانماركي مي خورم، شيريني گل محمدي مي بينم. به ياد دانمارك مي افتم. يك صليب سفيد روي پارچه اي قرمز. يك پرچم آتش گرفته و جمعيتي معترض. از اين به بعد شيريني دانماركي نمي خورم . گل محمدي مي خورم.

 

احمد ذوعلم

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۴/۱۲/۱۳ساعت 13:20  توسط نویسنده میهمان  |