هواللطیف
هیئت وبلاگی! این هم یک صیغه دیگر است در این وادی. بگذریم که این عنوان من را یاد در و دکان "هیئت بلاگ" میاندازد و آدمهایش که سخت آلرژی پرورند برایم!
این هم یک حرکت دسته جمعی است شبیه قرار وبلاگی ختم قرآن شبهای قدر پارسال ما و خودمان. این هم سفارشاش از خارج آمده! آن از فرانسه بود و این از آمریکا. ولی این یکی به یک عدد صاحب نفسانیات واگذار شده. (این "صاحب نفسانیات" هم میتواند لقب ماندگاری شودها! مثل "صاحب جواهر" که طلبهها و خود این حدیثیها خوب میشناسندش. (البت خودم هم میدانم که این کجا و آن کجا؟! ولی ما باید به قول استاد توسعهمان روی "هیومن ریسورس" یا همان سرمایههای انسانی کار کنیم!) یادم باشد بعدن رویش فکر کنم. یادم بماند یک آگهی مناقصه هم بدهیم برای پیدا شدن فرشتهای که میخواهد روز قیامت ندا در دهد "این الاوبلاجیون الرجبیون؟") اسم قضیه هم آن بالا آمده. "۲۷ سبو از او" به هر طریق با توجه به تجارب قبلی و بعدی(!) فکر کنم مبارک است.
هنوز درست نمیدانم چه باید بنویسم. حال خواندن دوباره پستش را هم ندارم. خیلی خستهام و گرسنه! پست گذاشتن هم که تا حالا شکم کسی را سیر نکرده! اصل ایراد این هیئتهای وبلاگی هم ریشه در همین دارد. شام که هیچ، دریغ از یک چایی!...پس قربتن الی الله!
الف) داشتم كمدم را مرتب ميكردم كه ديدمش. پارسال تو يه جلسه بهمان هديه داده بودند. جلد کالینگور طلاکوب سبز قشنگی دارد. ولي تا حالا نديده بودم داخلش چيست. اسم "حكمت نامه" اش موجب شده بود فکر کنم چیزی در موضوع فلسفه و اينها باشد. دیشب ولي وقتي بازش كردم، آن هم بعد يك سال. ديدم حديث است. در اولین دیدارم این حدیثها را هدیه داد به من. درست مثل یک دوست مهربان. ذوق زده شدم! انگار درب يه جعبهي گنج و جواهر را باز كرده باشم...
از رسول الله (صل الله علیه و آله و سلم) نقل است:
۱) از افراط در دین بپرهیزید، زیرا خداوند آن را آسان قرار داده است. پس از دین آنچه توانش را دارید برگیرید (و بدان عمل کنید) چه اینکه خداوند کار خوب و مستمر را دوست دارد هرچند اندک باشد.
(کنزالعمال ۳/۳۵/۵۳۴۸)
۲) آنچه را به شبههات میاندازد فروگذار و آنچه را موجب شبهه برایت نمیشود به کار بند. زیرا فقدان چیزی را که برای خدا فرو گذاشتهای هرگز حس نخواهی کرد.
(بحارالانوار ۲/۲۶/۱۶)
۳) ما پیامبران فرمان داریم که با مردم به اندازهی فهمشان سخن بگوییم.
(الکافی ۱/۲۳/۱۵)
۴) سخنانی از من برای امتم نقل کنید که اندیشهی آنان تحمل پذیرش آن را داشته باشد.
(کنزالعمال ۱۰/۲۴۲/۲۹۲۸۴)
۵) ای ابن عباس! حدیثی مگو که عقلهای ایشان ظرفیت پذیرش آن را ندارد. که آنان را دچار فتنه میگرداند.
(الفردوس ۵/۳۵۹/۸۴۳۴)
ب)...
يا احمد! «اقرأباسم ربك» را تو برخوان!
آيينه را برگير اي آيينه گرداندر تشنگي برخيز اي توفان نفس مرد!
از جانب دريا تويي فرياد رسْ مرد...در صبغة توحيد باغ مكه گل كرد
صبح معطر جام خود را پر ز مُل كرديكدم زمين شد زنده از آن لطف سرمد
تا سكه زد عرش برين با نام احمداحمد هميشه يك صدا در آسمان است
راز شگفت اين جهان و آن جهان است...
( سيد نادر احمدي / شاعر جوان کشور افغانستان)
ج) این هم عیدی!
بچههای هیئت سبو! :
نفسانیات یک من ، هواخوری ، روایتی دیگر ، من پت هستم ، گیومه ، دلنوشتههای یک ۸۳ ای ، حدیث هجرت ، معماریان خارجکی! ، تسنیم چشمه بهشتی ، قلب سلیم ، آستان جانان ، چای نبات ...
یا علی مددی