به نام خداوند بخشنده مهربان
ثبت این پست سیزده روز به طول انجامید!
این پست را تقدیم میکنم به احمد ذوعلم، نویسندگان وبلاگ هواخوری و صاحب نفسانیات.
تذکر: این پست طولانیست و ممکن است با خواندنش حوصلهتان سر برود!
پیشرفت ابزارهای اطلاعرسانی و گسترش ارتباطات، اگر چه میتواند و باید زمینهساز تفکر باشد، ولی آنچه در عمل تا کنون در روزگار ما رخ داده، گاه خلاف این را مینمایاند.
به نظر میرسد عوامل فراوانی از درون و برون جان و جامعهی ما دستاندرکارند تا به ویژه جوانان این مرز و بوم را از تفکر باز داشته و آنان را دنبالهرو مشهورات زمانه سازند، و با سرگرم کردنشان به مشغلهها و دغدغههای تصنعی، آنان را از پرداختن به دغدغههای واقعیشان و اندیشیدن در ریشههای قضایا غافل کنند! هز چند این عوامل هرگز نتوانسته جوان ایرانی را به طور کلی از درک حقایق باز دارد. جوانان اندیشهورز برای دستیابی به حقایق و ایفای نقش شایسته و بایستهی خود در جهت و مقابله با کاستیها و کژیها هیچگاه از پای ننشستهاند. وبلاگ چاینبات در بستر تلاشی مسئولانه و با اتکا به سرمایهی اعتماد مخاطبان دلآگاه و دغدغهمند خود، سعی در هموار نمودن این مسیر دارد...
همون شبی که برنامه ۹۰ بعد از اون اتفاقات پخش شد در حالی که فابیو جانواریو(بازیکن استقلال) مهمان برنامه بود؛ شبکهی یک توی برنامهی اینشبها با حضور یه آقای دکتری که اسمش یادم نیست داشتن در مورد بازیهای کامپیوتری بحث میکردن، که انصافن بحث جالبی بود.
توی این پست قصد ندارم در مورد بازیهای کامپیوتری فلسفهبافی کنم. این کار رو به اهلش واگذار میکنم و از دیدگاه یک گیمر این پست رو مینویسم.
پاییز هر سال نسخه جدید بازیهای فوتبال از راه میرسند. یعنی پاییز ۲۰۰۸ بازی فوتبال ۲۰۰۹. که رقابت اصلی بین کمپانی آمریکایی الکترونیک آرتز(EA) با سری بازیهای فیفا( FIFA 09) و کمپانی ژاپنی کونامی( Konami) با سری بازیهای پرو اولوشن ساکر(Pro Evolution Soccer) هست. من هیچگاه از Pes(مخفف پرو اولوشن ساکر) خوشم نمیاومد. چون نسخههای فیفا خیلی سریعتر، راحتتر، جذابتر و داری اشکالات فنی کمتری بودند. تا اینکه امسال طبق سنوات گذشته یک عدد دی وی دی فیفا صفر نه خریدیم ولی در مراحل تست بازی، کد رجیستر طلب کرد و غیر از بعضی قسمتهای به دردنخور، عملن بازی قابل استفاده نبود به آقای فروشنده مراجعه کردم و ایشان هم قبول کردند که شرکت کپیکار این بازی، دو تا دیویدی رو توی یکی جا داده و ممکنه به همین دلیل مشکل بهوجود اومده باشه و چون خاطرمان مکدر شده بود دیویدی فیفا را بهمان بخشیدند و در عوض یک دیویدی Pes به صورت رایگان تقدیم کردند. اول مردد بودم ولی گفت ببر اگه خوشت نیومد پس بیار. حق با اون بود. واقعن تغییر کرده از همه لحاظ، از این به بعد دیگه کاری با فیفا ندارم!
این کجا و آن کجا
Pes جزئیات یک مسابقه فوتبال رو خیلی دقیق نشون میده. از همون اول که بازی شروع میشه تا وقتی که تموم میشه. اول از تونل ورود به زمین که بازیکنان در دو صف و داوران در جلوی اونها وارد زمین میشوند میایستند و سرود ملی خوانده میشه بعد بازیکنان به همدیکه دست میدن و بعد بازی شروع میشه. بین دو نیمه هم وقتی بازی تموم شد در ورزشگاه موسیقی پخش میشه و دوربین میره بین تماشاچیها و چهرهشون رو نشون میده که بعضن با صورتهای رنگ کرده یا با پرچم و شال تیم مورد علاقهشون دیده میشوند.
نوع خوشحالی بعد از گل، هم خیلی جالبه. یعنی دقیقن مو به مو نسبت به دنیای واقعی اجرا میشه. یه چیز جالبی که هست اینه که بستگی داره اگه بازیکن یه گل مهم بزنه خوشحالیش شدیدتره. مثلن وین رونی بازیکن منچستر یه خوشحالی معمولی داره که روی چمن به صورت نشسته سر میخوره ولی اگه یه گل حساس بزنه میدوه پرچم کرنر رو از جا در میاره! و بعد همتیمیها میریزن روی سرش. یا بعضیها که از تابلوهای تبلیغاتی کنار زمین میرن بالا و مشت گره کردهشون رو تکون میدن.
کلن در رعایت فیگور بازیکنان، نوع دویدن، چهرهپردازی و... خیلی دقیق عمل شده. وقتی هم که بازیکنی مصدوم میشه تیم پزشکی با برانکارد وارد زمین میشن و بازیکن مصدوم را به خارج زمین منتقل میکنن.
نکته دیگه اینه که اگه تیمی جلو باشه و رقیبش قدرتی مساوی یا بیشتر داشته باشه، دقایق آخر بازی، بازیکنان شروع میکنن به وقت تلف کردن، مثلن توپ رو میبرن سمت نقطه کرنر و همونجا نگه میدارن.
چمن ورزشگاهها هم خیلی طبیعیه و همینطور نورپردازی ورزشگاهها، که ورزشگاههای قدیمیتر نور نورافکنهاشون زرده و ورزشگاههای جدیدتر نور سفید دارن.
داوران هم خیلی طبیعی هستند و کمک داوران که خیلی دقیق پرچم میزنن هم برای اوتها و هم برای آفساید. اگه بازیکنی الکی خودش رو توی محوطه جریمه زمین بزنه تا پنالتی بگیره، داور گول نمیخوره و یه کارت زرد به بازیکن متقلب نشون میده و بعد هم با حرکات دست به بازیکن میگه که سریع بلند شه و به بازی ادامه بده!
اگر هم داور پنالتی مشکوکی اعلام کنه بازیکنان تیم مقابل دور داور جمع میشن و به داور اعتراض میکنن. در تعویضهای حین بازی هم داور چهارم تابلو تعویض رو نشون میده و بازیکن میاد با مربی(که یه آقای کت و شلواری خوش تیپه) دست میده و میره سمت نیمکت.
توی این بازی بخشی هست مختص جام باشگاههای اروپا. با تیم منچستر یونایتد طی یک ماه و نیم قهرمان شدم. یکبار هم برای مسابقات جام جهانی با تیم اسپانیا قهرمان شدم.
در جام باشگاههای اروپا، تیم چلسی تیم خیلی قدرتمندی بود که مجبور شدم فینال رو دوبار تکرار کنم تا بتونم شکستش بدم و توی مسابقات جهانی هم پرتغال خیلی قوی بود. وقتی تیمی قهرمان شد مربی و بازیکنان به خوشحالی میپردازند و مراسم اهدای جام قهرمانی هم به زیبایی برگزار میشه. و بعد از اون هم بازیکنان به سمت تماشاچیها میرن و از همه دست در دست هم از تماشاچیها تشکر میکنن.
جزئیات دیگهای هم هستند که توضیحشون در این مجال نمیگنجه.

فوتبال به مثابه یک بازی فکری
بین همه بازیهای کامپیوتری من دوتا بازی رو بیشتر دوست ندارم. یکی فوتبال و یکی هم مکس پین(که بی صبرانه منتظر آمدن نسخه سومش هستم). بقیه بازیها یا آدم را معتاد میکنند یا حوصله آدم را سر میبرند. مکس پین را به خاطر نوع روایت و ساختارش(که در یک پست به طور مفصل دربارهاش خواهم گفت) و فوتبال را به خاطر علاقهای که دارم و هم اینکه نوعی بازی فکری میدانم. که شباهت زیادی به بازی شطرنج دارد ولی مثل شطرنج حوصله آدم را سر نمیبرد.
استفاده از سیستمهای فوتبالی خیلی در روند یک تیم تاثیر دارد. اینکه تو باید نسبت به تیم مقابلت ترکیب تیم خودت را پیاده کنی. اگر بهترین مهرهها را داشته باشی و ترکیب مناسبی نداشته باشی اگر قدرت تیمت چندین برابر هم باشد شکست میخوری. یا با توجه به بازیکنانت شیوه تیم را انتخاب کنی. در بین تیمها تیم پرتغال و تیم چلسی خیلی سخت گل میخورند و دفاع خوبی دارند. یا تیم اسپانیا کار تیمی خیلی خوبی دارد. تیمهای آلمان و هلند متوسط هستند و تیم ایتالیا هم نسبتن خوبه. برزیل هم از لحاظ قدرت بدنی خیلی زود کم میاره و بین تیمای آفریقایی هم تیم ساحل عاج خیلی خوبه و قدرت بدنی خوبی داره.
نکته دیگر اینکه باید به شرایط بازیکنان هم توجه داشت. مثلن باید به سن بازیکنانت در پستهای مختلف توجه کنی و در صورت لزوم به موقع تعویضشان کنی. در بین تیمها، مدافعان تیم برزیل که مسن هم هستند خیلی زود خسته میشوند و انرژیشان از بین میرود و بیحال میشوند. یا اینکه اگر در استفاده از بازیکنان تکنیکی دقت نکنی، خیلی زود مصدوم میشوند. یا استفاده نادرست از بازیکنان در پست غیر تخصصیشان.
یک خاطره
چندسال پیش که تب گیم و گیمنت بالاگرفته بود، یکی از دوستانم که گیمنت داشت دعوت کرد که با یکی از گیمرها که به گفته او در بازی فیفا رقیب نداشت مسابقه بدم. گفتم: بابا بیخیال. گفت: نه، داریم تمرین میکنیم برای مسابقه بین گیمنتها حالا بیا یه بازی بکن.
پسرک اهوازی بود و یکی دو سال از خودم کوچکتر بود. من تیم آث میلان رو انتخاب کردم و اون هم یوونتوس. اول بازی کلی کری خوندیم و گفتم که یه عدد به من بگو تا من بدونم چندتا باید بزنم اونم پوزخند زد. گفت تو بازی معلوم میشه. انصافن خیلی حرفهای بود و چندتا کد تقلب هم بلد بود و طوری خطا میکرد که داور خطاها رو نمیگرفت و باعث میشد خیلی زود توپها رو از دست بدم یا اینکه خیلی راحت دریبل بخورم.
نیمهی اول که تموم شد من سه تا گل خورده بودم و سی تا گل نخورده بودم! هیچ جور نمیشد بهش گل زد.
نیمه دوم هم شروع شد و من تا دقیقه پنجاه و پنج با همون سه گل عقب بودم. پیش خودم گفتم دیدی چی شد با این همه کری خوندن داری ضایع میشی. بچه محلها چی میگن؟ نمیگن آبروی اصفهانیها رو بردی با این بازیت. اینجا بود که فکرم به کار افتاد. شرایط رو بررسی کردم و ناگهان یه چیزی به ذهنم خطور کرد. دیدم رقیب داره با روش سه چهار سه بازی میکنه یعنی سه تا دفاع متمرکز داره و من هم کار دلخواه اون رو انجام میدم و از وسط حمله میکنم و به در بسته میخورم.
هر گیمر میتونست در هر نیمه تا دوبار بازی رو برای تعویض نگه داره. سیستم تیمم رو از چهار چهار دو به چهار دو سه یک تغییر دادم اینجوری دو تا بال کناری گذاشتم که از فضاهای خالی کناری سه مدافع رقیب میتونستم استفاده کنم.
دقیقه شصت گذشت و من با همون سه گل عقب بودم. برنامه این بود که باید توی هر ده دقیقه یه گل بزنم تا بازی مساوی بشه و با کمی خوششانسی همین طور هم شد. توپ رو به کنارهها میبردم و از نزدیک نقطه کرنر سانتر میکردم روی دروازه و شوچنکو با سر گل میزد. برای این که توپ رو از دست ندم فقط سریع پاسکاری میکردم تا توپ لو نره و اصلن توپ رو نگه نمیداشتم. تا دقیقه نود، بازی سه - سه شد. اولین درسی که رقیبم یاد گرفت این بود که "فوتبال نود دقیقهاست".
اینجا بود که بازی به اوج هیجان رسیده بود. حریف عصبانی شده بود و من خوشحال خودم را برای وقتهای اضافه آماده کرده بودم؛ ولی بازم همون شیوه جواب داد و اینبار با یه گل قیچی برگردون که همه بیست نفری که اونجا بازی رو تماشا میکردن پریدن هوا. و رقیب هم خشکش زده بود چون دیگه وقتی برای جبران نبود. با گل چهارم، دومین درس رو به رقیبم یاد دادم و اینکه "فوتبال نود دقیقه نیست". بازی رو بردم ولی اعتراف میکنم که شانس آوردم و اون بازیش خیلی بهتر از من بود.
![]() |
||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |