فستیوال خنجر!
گرچه ناآگاه خنجر ميزنند
دوستان هم گاه خنجر ميزنند
گاه بهر مال، اشباهالرجال
گاه بهر جاه خنجر ميزنند
روز روشن خيل شاعر پيشگان
با هلال ماه خنجر ميزنند
بانوان دلنازك و بيطاقند
با كمي اكراه خنجر ميزنند
پيروان حكمت «خير الأمور ...»
در ميان راه خنجر ميزنند
دودمردان در تكاپوي علف
يا كه مشتي كاه خنجر ميزنند
رستمان نشئه در خوان نخست
بيژنان در چاه خنجر ميزنند
«مؤمنان آئينة يكديگرند»
ليك... اما... آه! خنجر ميزنند
عارفان هم گاهگاه از پشت سر
في سبيلا... خنجر ميزنند
عدهاي هقهقكنان و عدهاي
قاه اندر قاه خنجر ميزنند
اي برادر! بد به دل وارد مكن
در زمان شاه خنجر ميزنند!
سید حسن حسینی
(برای شادی روح شاعر صلوات)