تبليغاتX
چای ‌نبات - برچسب‌های این روزها

به نام خداوند بخشنده مهربان

ترافیک ترافیک، شلوغی شلوغی، آدمه که از زمین می‌غُله۱میاد بیرون، انگار قحطی شده، مسابقه‌ی بخر بخره هر کی نخره خیلی خره، ماشین‌های موسسات قالی‌شویی که با انبوهی از فرش‌های تل‌انبار شده تردد می‌کنند، بعضی‌ها هم خودشان دست به کار شده‌اند و بعد فرش‌های آویزان را می‌توان بر فراز خانه‌ها دید که باد می‌خورند، بساط ماهی‌قرمز، که در گوشه و کنار شهر پهن شده با بچه‌هایی که در کنار تنگ‌های ماهی ایستاده‌اند و چشمان‌شان برق می‌زند، تکاپوی شهرداری‌اصفهان برای نو نوار کردن شهر، مثل خط کشی خیابان‌ها، رنگ کردن جدول‌ها و ایست‌گاه‌های اتوبوس، گل‌کاری باغ‌چه‌های چهار‌راه‌ها، نصب پرچم‌ها و تعویض لامپ‌های سوخته و ریخته، تعویض تابلوهای خیابان‌ها و تابلوهای راه‌نمای شهری، نه این یکی را اصولن بعد از چهارشنبه‌سوری انجام می‌دهند. گفتم چهارشنبه‌سوری، برنامه‌های هش‌دار دهنده‌ی تی‌وی برای این‌که به بچه‌ها و بعضی گُنده‌ها بگویند جیزه ببین اگه دست بزنی این‌جوری می‌شی، حتا بعضی صحنه‌ها آدم را یاد کشتار مردم غزه می‌اندازد انگار از جنگ برگشته‌اند و مجروح جنگی‌اند، حتا تی‌وی می‌تواند به جای صحنه‌های آرشیوی بین صحنه‌های حمله به مردم فلسطین از آن‌ها استفاده کند!
مسافران نو روزی، این یکی واقعن بعضی وقت‌ها از حد تحمل‌ خارج می‌شود، چون با همه‌ی تبلیغاتی که می‌شود، اصفهان هنوز ظرفیت لازم برای پذیرش تعداد زیادی گردش‌گر را در یک زمان خاص(مثل تعطیلات نو روز) ندارد، و ضمن ایجاد مشکلاتی برای مردم شهر، حتا می‌تواند صدمات جبران ناپذیری به ابنیه تاریخی وارد کند، ولی خب وظایف شهروندی حکم می‌کند که باید تحمل کرد و مهربان بود تا تمام شود، آدرس پرسیدن‌ها که تمامی ندارد و نقشه‌ی کوچکی از اصفهان که این وقت‌ها معمولن هم‌راهم است تا بر حسب همان وظایف شهروندی اگر کسی نشانی خواست بتوانم به‌تر نشان‌ش بدهم تا سریع‌تر به مقصد برسد، البته واکنش هم‌راه با تعجب سوال‌کنندگان نسبت به این امر، خودش دیدنی‌ست! یا سوالات دی‌گری از قبیل این‌که گز خوب کجا دارن؟!! یا بریانی خوب کجاست؟!!
چادرهای جشن نیکوکاری با بلندگوهایی که به آلودگی صوتی دامن می‌زنند، البته کمک چندانی نمی‌شود،۲ ویژه‌نامه‌های مجلات و روزنامه‌ها که این‌روزها پربارند و دیدن‌شان آدم را سر ذوق می‌آورد، البته نه همه‌شان، بوهای خوب که آدم را سرشار از حس‌های خوب می‌کند مثل بوی شب‌بو، مغازه‌های گل‌فروشی که تعداد زیادی گل‌دان شب‌بو در رنگ‌های مختلف گذاشته‌اند با سبزه‌هایی به شکل‌های جور واجور، که دیدن‌شان آدم را سر کیف می‌آورد، درختان کچل که کم‌کم مو دار می‌شوند و سرشان سبز می‌شود، سبز روشن و باحال که تا اردی‌بهشت به اوج خود می‌رسد و بعدن با تغییرات زمانه و گرم شدن هوا رنگ عوض می‌کنند و سبز تیره‌ی کثیف می‌شوند، آب‌دار شدن کویر زاینده‌رود که چند سالی‌ست نزدیکی‌های عید رنگ آب به خود می‌بیند تا دل مسافرانی که این همه راه آمده‌اند خوش باشد و با کویر زاینده‌رود مواجه نشوند، حس خوب کاشتن بنفشه و مینا در باغ‌چه حیاط، و دیدن برگ‌های نو درختان و پیچک‌ها که مثل بچه‌های تازه به دنیا آمده بی‌گناه و باطراوتند و خیلی چیزهای خوب دی‌گر...
 


پ.ن:۱. از مصدر غلیان کردن.
۲. چون آن‌قدر بد و بی‌سلیقه و در حد رفع تکلیف، این‌کار اجرا می‌شود که هیچ‌کس رغبتی پیدا نمی‌کندبرای کمک، البته لازم به ذکر است علی رغم تبلیغات سوء بعضی افراد معلوم الحال D:، در جاهای دیگر کمک‌های فراوانی می‌شود مثلن اصفهان رتبه اول خیرین مدرسه ساز را در ایران دارد.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/23ساعت 18:18  توسط محمد جواد ملکوتی  |