تبليغاتX
چای ‌نبات - یاد داشت های وقت اضافه

هواللطیف

کی گفته ما خسته‌ایم؟!

حکایتی است امتحان دادن و درس خواندن ما در این ترم. تا همین الان سه تا از ۷ امتحان و به عبارت دیگر ۹ واحد از ۲۰ واحد را رد کرده ایم به حول الهی (دوتایش و به عبارت دیگر ۵ واحدش امروز بود. اگر خدا یه کم بیشتر دوستمان بدارد ۲ تا بیست خوشگل دشت کرده ایم! آن هم حلالش را!). و الان بعد نهار و قدری خورده کاری نسشته ایم زیر کولر در سایت خلوت دانشکده و دلستر سیبی بغل دستمان است و...

ولی حکایت اصلی افاضات بدیع، جالب انگیز ناک و حتی عجیب و غریبی است که در پاسخ به سوالات امتحانی ازمان سر می زند سر جلسه. به قدری که خودمان بعد خواندن دوباره اش انگشت حیرت به دهان می مانیم که عجب! چه طوفانی کرده ایم ما در بلاغت و فصاحت و در فشانی های نظری و تئوریک و علمی که استاد اگر اندک بهره ای از شعور برده باشد لاجرم راهی ندارد جز دادن نمره ی کامل.
نمونه اش در درس انقلاب اسلامی و ریشه ها بود که چنان برای پاسخ دوخطی سوال در نصف صفحه در مورد "استعمار" و "استعمار نو" و "استعمار فرانو" (که اصلن توی درسهایمان نیست) جمال برگه را منور ساختیم که بیا و ببین. یا مثلن پاسخ های یک صفحه ای به ۴ سوال درس بودجه هرکدام پتانسیل این را دارد که در قامت یک یادداشت پر و پیمان یک روزنامه اقتصادی یا صفحه اقتصادی یکی از همین روزنامه ها را مزین کند. حیف که دیگر دم دستم نیست و برگه ها می رود لای دست استاد و بعد هم اگر خوش شانس باشد سر از سیستم بازیافت شهرداری تهران در می آورد. وگرنه شما را هم بی نصیب نمی گذاشتم از این فوران های ذهنی. فقط خیلی دوست داشتم واکنش اساتید مذکور را در حین تصحیح برگه می دیدم... اگر قدری زرنگ باشم معدل الف این ترم روی شاخش است.

نمی دانم این میل عجیب به نوشتن و خواندن یکدفعه از کجا پیدایش شده ولی می دانم که بعضی اقدامات اساسی و فاصله گرفتن های به موقع، درست و هوشمندانه تاثیر شایانی داشته. اصلن فاصله گرفتن از حاشیه و غیر ضروریات ذهن آدم را باز می کند و وقتی ذهن باز شد روی هرچیزی می تواند تمرکز کند و نتیجه بگیرد. طوری که راندمانش در حد جام جهانی بالا برود. فضاهای خالی ذهنی هم هر چند وقت یک بار نیاز به خانه تکانی دارد. این یک فناوری بومی است. مثل انرژی هسته ای! کی گفته ما خسته ایم؟! 

دیشب لابه‌لای چرک نویس‌هایم برگه ای پیدا کردم مبتنی بر تعدادی سرفصل و موضوع به همراه توضیح طرح هایی که عنوان ساده "مطالعات شخصی" را رویش گذاشته ام. سرشار از کاوش و تفکر و حرکت علمی و خواندن و نوشتن و بعضن کار اجرایی. و حتی اسم آدمها و لینک هایی که می توانند کمک کنند. وقتی خواندمش چند موضوع و طرح جدید زیرش اضافه کردم و تک و توک کارهایی که انجام شده یا تا حدی پیش رفته بود با تاریخ علامت زدم. بعضی اسمها را خط زدم و چند اسم اضافه کردم و گذاشتمش کنار. همراه با همان حس های دوگانه و در جهت عکس که بعضن در حالتهای وخزاده‌گی روحی دچارش می شوم. اینکه هم وقت دارم هم وقت ندارم.
چقدر دور شده ام از بعضی اصل ها! چقدر دلم برای مطالعات شخصی ام تنگ شده! چقدر سرشار از انرژی های مثبتم این‌روزها! اسمش را می گذارم "دوران بازگشت"...

یا علی مددی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/30ساعت 13:37  توسط محمد مهدی شیخ صراف  |