تبليغاتX
چای ‌نبات

به نام خداوند بخشنده مهربان

ثبت این پست سیزده روز به طول انجامید!
این پست را تقدیم می‌کنم به
احمد ذوعلم، نویسندگان وب‌لاگ هواخوری و صاحب نفسانیات.
تذکر: این پست طولانی‌ست و ممکن است با خواندنش حوصله‌تان سر برود!


پیش‌رفت ابزارهای اطلاع‌رسانی و گسترش ارتباطات، اگر چه می‌تواند و باید زمینه‌ساز تفکر باشد، ولی آن‌چه در عمل تا کنون در روزگار ما رخ داده، گاه خلاف این را می‌نمایاند.
به نظر می‌رسد عوامل فراوانی از درون و برون جان و جامعه‌ی ما دست‌اندرکارند تا به ویژه جوانان این مرز و بوم را از تفکر باز داشته و آنان را دنباله‌رو مشهورات زمانه سازند، و با سرگرم کردن‌شان به مشغله‌ها و دغدغه‌های تصنعی، آنان را از پرداختن به دغدغه‌های واقعی‌شان و اندیشیدن در ریشه‌های قضایا غافل کنند! هز چند این عوامل هرگز نتوانسته جوان ایرانی را به طور کلی از درک حقایق باز دارد. جوانان اندیشه‌ورز برای دست‌یابی به حقایق و ایفای نقش شایسته و بایسته‌ی خود در جهت و مقابله با کاستی‌ها و کژی‌ها هیچ‌گاه از پای ننشسته‌اند. وب‌لاگ چای‌نبات در بستر تلاشی مسئولانه و با اتکا به سرمایه‌ی اعتماد مخاطبان دل‌آگاه و دغدغه‌مند خود، سعی در هم‌وار نمودن این مسیر دارد...


ادامه‌ی مطلب دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/30ساعت 0:23  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان


۱. هم‌چنان بر مواضعم در پست قبل استوارم.
۲. آخ که این روزها دو نفر من را عجیب به یاد گربه نره و روباه مکار می‌اندازند.
خدایا پینوکیو را از شر افکار پلید و شیطانی گربه نره و روباه مکار محفوظ بدار!
۳. رنگ رخ‌سار خبر می‌دهد از سر درون! عادل ام‌شب خیلی دمغ بودی. هیچ‌وقت تو را این‌جور ندیده بودم.
۴. محبوبیت مثل سنگ کف رودخانه است ولی مشهور بودن مثل کف روی آب!
ناراحت نباش تو در دل ما جای داری عادل.

داستان از خیلی وقت پیش شروع شده + ولی در این یک ماه اخیر به اوج خودش رسید. دو هفته قبل در برنامه‌ای که سردار عزیزمحمدی، نایب‌رییس فدراسیون فوت‌بال و رییس سازمان لیگ در برنامه ۹۰ در برابر انتقادات فردوسی‌پور، او را به «تضعیف نظام» و استفاده از تریبون رسانه ملی برای زیر سؤال بردن عمل‌کرد مسئولان و سیاه‌نمایی متهم کرد. و هفته بعد نیز نوبت محمد آخوندی، سخن‌گوی سازمان تربیت بدنی و "عضو" هیأت مدیره باش‌گاه پرس‌پولیس بود که همین اتهامات و موارد دی‌گری از این دست و "پای‌مال کردن خون شهدا" را به عادل فردوسی‌پور نسبت دهد و او را به سبب استقلال کاری و پیروی نکردن از خواسته‌های سازمان تربیت بدنی، شماتت کند. ولی بعد از این برنامه بود که همه‌گان از عادل حمایت کردند و چند روزی گذشت تا این‌که آن شب به‌یاد ماندنی  پیش آمد. با سابقه‌ای که از سازمان ت.ب سراغ داشتم این اتفاقات اخیر در مقابله با عادل قابل پیش‌بینی بود. حتا بعید نیست که از تمام وب‌لاگ‌نویسان که از او حمایت کرده‌اند هم شکایت کنند. وب‌لاگ‌نویسان هم بی‌کار ننشستند و غائله‌ی کمپین 5 میلیون پیامک برای حمایت از فردوسی‌پور! را راه‌اندازی کردند. + بعضی وب‌لاگ‌‌نویس‌ها هم از این قضیه با نام پنج میلیون لنگه کفش به کفاشیان! اشاره کردند. 
بعد هم اطلاعیه‌ی فدراسیون فوت‌بال. و بعد هم برنامه‌ی ام‌شب ۹۰. که به طرز عجیبی سیستم پیامک برنامه از کار افتاد. البته فردوسی‌پور در آخرین جملات خود در پایان برنامه این هفته با ابراز اميدواری در خصوص تصادفی بودن مشکل قطع اس ام اس ضمن خداحافظی تلويحی با بینندگان گفت: «اگر عمری باقی باشد و بتوان از اين صندلی از حق دفاع کرد تا هفته آينده شما را به خدا می‌سپارم».+
در هر صورت امیدوارم همیشه باشی و این‌گونه ببینمت.


طرح کاریکاتور: روزنامه اعتماد ملی- دوشنبه ۳۰ دی ۸۷
سایر لینک‌های مرتبط:
دشمنان فوت‌بال کدامند؟
هواداران عادل فردوسی‌پور
محرمانه‌ترین برنامه 90
تلاش برای برکناری فردوسی‌پور
برنامه ۹۰، مردم و این چند نفر
به احترام عادل فردوسی‌پور و برنامه ۹۰ او
اس‌ام‌اس‌های برنامه 90 چه شد؟ (کمیک استریپ)
بستن دست‌های شناگر
فریاد ما بود که در بغض عادل فرو خورده شد
حتا نمی‌توان "عادل" بود
نود هفته آینده
تلاش فدراسیون برای حذف برنامه مردمی 90
فردوسی‌پور از قفس پرید
کاریکاتور روزنامه گل

به نظر شما عامل قطع سيستم اس ام اس در برنامه دوشنبه‌شب 90 كدام گزينه بود؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/01ساعت 1:49  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

علی‌آبادی

آقای آخوندی بعد از دیدن برنامه نود پنج‌شنبه ۱۹/۱۰/۸۷ از شما به عنوان سخن‌گوی سازمان تربیت بدنی و "عضو" هیئت مدیره‌ی باش‌گاه پرس‌پولیس متنفر شدم.
آقای علی‌آبادی از شما هم متنفرم! از شما و زیر مجموعه‌تان متنفرم!
اول بعد از دیدن برنامه نود دوشنبه ۰۳/۱۰/۸۶ که صفایی فراهانی دست شما و زیر دستانتان را رو کرد و بلاهایی که در این سال‌ها بر سر فوتبال ایران آمد هم‌چنین بعد از دیدن برنامه نود پنج‌شنبه ۱۹/۱۰/۸۷ احساس تنفرم نسبت به شما و دار و دسته‌تان بیش‌تر شد.
شما خیلی حضور فیزیکی ندارید ولی سوء اثر کارهای شما در همه جای ورزش به خوبی مشهود است.  از افتضاح المپیک پکن هنوز خیلی نگذشته. روند صعودی مدال آوری ایران در سال‌های گذشته به طرز افتضاحی سقوط کرد. مگر همین چند سال پیش در المپیک آتن که شما و تیم‌تان بر صدر ورزش ایران نبوده‌اید، 6 مدال نیاورده‌ایم؟ (2 طلا، 2 نقره و 2 برنز) و مگر قبل از آن در المپیک سیدنی 3 طلا و یک برنز نگرفتیم؟ تازه آن‌هم با هزینه‌ای در حدود پنج و نیم میلیارد تومان این مدال‌ها بدست آمد ولی در زمان مدیریت شما با صرف  چهل میلیارد تومان هزینه تنها دو مدال کسب شد.
 آقای علی‌آبادی، درست است که به گفته خودتان سه سال، زمان زیادی برای متحول کردن ورزش نیست ولی این را هم بگویید که در سه سال می‌توان چنان مدیریتی به خرج داد که آن شش مدال المپیک گذشته  به باد نرود و به خاطره ای در دور دست ها تبدیل نشود.
آقای آخوندی(سخن‌گوی سازمان ت.ب) در برنامه ۹۰ گفت: به روند افتتاح طرح‌های ورزشی هم اشاره کنید و فقط مشکلات را بیان نکنید.
در سال 1372 که آقای هاشمی طبا رئیس سازمان ت.ب بود اعتبار عمرانی سازمان ت.ب حدود یک میلیارد تومان بود که با استفاده از اختصاص یک ریال به هر نخ سیگار، این مبلغ به حداکثر بیست و پنج میلیارد تومان رسید و همه توسعه‌های صورت گرفته از محل یک ریال نخ سیگار بود. در زمان آقای مهرعلی‌زاده هم تقریبن وضع به همین منوال بود ولی امروز اعتبار عمرانی سازمان تربیت بدنی متجاوز از 600 میلیارد تومان است. یعنی 24 برابر اعتبارات آن روزها. مقایسه کنید آیا با وجود افزایش اعتبار توسعه صورت گرفته؟ اکثر طرح‌هایی هم که الان افتتاح می‌شوند مربوط به گذشته است که الان تکمیل و افتتاح می‌شوند. البته چه افتتاح کردنی؟ نمونه‌اش هزارمین پروژه‌ی ورزشی دولت نهم یعنی ورزش‌گاه سردار جنگل رشت بود. که چندین هفته با تبلیغات وسیع و چاپ آگهی‌های نیم‌صفحه در روزنامه‌ها بر روی آن مانور داده می‌شد. ولی جای سوال است که چرا این ورزش‌گاه یک هفته پس از افتتاح به علت غیر قابل استفاده بودن و خرابی چمن تعطیل شد؟
اگر خیلی ادعا دارید پس چرا هنوز ورزش‌گاه نقش جهان افتتاح نشده؟ چرا هنوز شهر اصفهان نباید یک ورزش‌گاه مناسب داشته باشد؟ با این‌که اصفهان پتانسیل بالایی در فوتبال و دی‌گر رشته‌ها دارد. شاید اگر نقش‌جهان افتتاح شده بود الان سرباز احمدی چشمانش را از دست نداده بود یا امتیاز سپاهان نوین به فولاد خوزستان واگذار نمی‌شد یا...

شاید جواد خیابانی پاچه‌خار چندان هم بی‌راه نگفته بود که شما را پدر ورزش ایران خوانده بود چون مادر ورزش ایران اصلن حال و روز خوبی ندارد!

جدید نوشت:
هی من می‌خوام هیچی نگم نمی‌شه. این آقا انگار توی باغ نیست. یا خیلی گیجه یا دیگران رو ابله فرض کرده. در تازه‌ترین اظهار نظرشون فرمودن که تا ۳ سال دیگر می‌توانیم میزبان مسابقات المپیک باشیم. خداییش خنده دار نیست؟ آدم حق نداره عصبانی بشه؟ یکی نیست بگه شما برو فعلن شرایط ورزش‌گاه‌هات رو درست کن برای تیم‌هایی که می‌خوان در جام باش‌گاه‌های آسیا شرکت کنند تا بعد. یا این‌که برو ورزش‌گاه نقش جهان رو افتتاح کن که می‌خوای بازی‌های کشورهای اسلامی رو برگزار کنی و روی این ورزش‌گاه هم حساب کردی تا بعد. راستی یادم رفت بپرسم چرا بازی فوتسال دوستانه ایران و برزیل که قرار بود اسفند ماه برگزار بشه لغو شد؟ چی؟ آها یادم اومد سالن مناسب نداشتیم. یه سالن آزادی بود که اونم در اختیار مسابقات کشتیه. احتمالن کمال هم‌نشین در این آقا اثر کرده و از بزرگ‌ترش الگو برداری کرده.
خدایا به ما صبر عنایت بفرما!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/26ساعت 19:30  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

هادي ساعي

اي كاش هادي ساعي هم مدال نمي‌گرفت...

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/01ساعت 23:51  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

هواللطیف

محمد رضا ساکتاین یادداشت متعصبانه و پر از کنایه! و (در بعضی مواقع) طنز، صرفن واکنش ساده یک طرف‌دار به شدت متعصب است به جریان رسانه‌ای که بعد از صحبت‌های محمد رضا ساکت در برنامه‌ي ۹۰ در مطبوعات ورزشی علیه او به راه انداخته‌اند. جرقه‌ی اصلی که امروز موجب نگارش این یادداشت شد این مطلب نامربوط روزنامه دولتی ایران ورزشی است با تیتر: "جام رابه اصفهان برگردانید!".
شایان ذکر است که طرف‌دار متعصب و سراپا احساساتی مذکور نه تنها بی منطق که بی ادب نیز هست! پس توی کامنت‌دانی خودتان را خسته نکنید.

 

 

 

 

 

 

 آقای ساکت! شما متهمید

آقای ساکت! شما طی همین چند سال در فوتبال ایران گناه‌های زیادی را مرتکب شده‌اید! گناه‌های بزرگ! تقصیرهای نابخشودنی! که خیلی از آن‌ها را هیچ طور نمی‌شود پاک کرد!

بزرگ‌ترین گناه شما این است که...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 23:24  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

 تيتر پيش‌نهادي مهدي شيخ: رستگاری در وقت اضافه!

پرسپوليس به تخت نشست
عكس و طرح از روزنامه جهان فوتبال

...در هر صورت من كه از همين الان بنر مخصوص قهرماني پرسپوليس را براي سردر چاي نبات طراحي كردم. تا روي هر چي استقلاليه كم بشه علي الخصوص مهدي شيخ. به اميد اون روز.
اين را قبلن اين‌جا گفته بودم.

قهرمانی پرسپولیس را به همه قرمز دوستان تبریک می‌گويم... واقعن هم خيلي خوش‌حالم هم ناراحت. اين‌جا همه دمغ هستن. گل دقيقه نود و شش خيلي زور ميگه. اكثر هم‌شهري‌هايم از اين‌كه سپاهان قهرمان نشده ناراحتند. سپاهان اين‌جا هوادار زياد دارد از پير و جوان، حتا شايد كساني كه فكرش را هم نمي‌شود كرد سپاهان را دوست دارند.
همه داور را مقصر مي‌دانند كه زيادي وقت اضافه گرفته و اين‌كه از قبل تلاشي پنهاني براي قهرمان كردن پرسپوليس در كار بوده...
ولي خب زيبايي فوتبال به همين برد و باخت‌هاست. در عرض يك دقيقه به پايان همه چيز عوض شد. بايد از اين فوتبال درس گرفت و هميشه براي بردن تلاش كرد حتا تا آخرين ثانيه‌ها و از افشين قطبي كه تا پايان براي بردن جنگيد و هميشه از اول فصل انرژي مثبت داد و اميدوار به قهرماني بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/28ساعت 21:20  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

هواللطیف

 

 نشسته‌ام این‌جا. خانه‌ی دکتر اسماعیل خودمان. روی زمین پای لپ تاپ. دکتر هم خسته و خواب آلود منتظر است این پست را بنویسم و برود بخوابد. از دی‌شب تا حالا هی به هر بهانه‌ای آخر حرف‌مان رسیده به بازی آخر. بازی امروز. سپاهان و پرسپولیس. و هی به هم امید داده‌ایم که سپاهان می‌برد. هر چند این حمید بختیاری هی آتش بیار معرکه شده است و تخیلات آمیخته به محاسبه‌مان را به هم زده. ولی باز ما از برتری عددی و امتیاز میزبانی دکتر و بازی‌های رسانه‌ای من استفاده کرده‌ایم و حرف خودمان را زده‌ایم. حالا ورزش از نگاه دو هم تمام شده. توی این صدا و سیمای کوفتی پای‌تخت نشین‌ها هیچ کس کاری با سپاهان ندارد و همه حرف از قرمزها می‌زنند. جدول را گذاشته‌ام جلویم و هی دوباره و چند باره مرور می‌کنم و می‌بینم سپاهان ما هنوز صدر است و فردا یک مساوی هم کفایت می‌کند. دیگر حتی مهم نیست آن خیابانی پرسپولیسی گزارش کند یا آن یکی دیگر تا آن‌قدر بروند روی اعصاب که مجبور شویم صدای تلویزیون را ببندیم. چون فردا می‌خواهم بروم استادیوم. برای این‌که تیم شهرمان غریب نباشد. تا جشن قهرمانی‌مان با شکوه‌تر باشد. کاش آن پیراهن زردم این‌جا بود. تایپ با این لپ تاپ دکتر خیلی سخت است برای من پی سی باز! این هم که می‌خوانید متن دست کاری شده‌ی مطلبی است که نوشتم برای جایی و به نظر می‌رسد خوب در آمده. خسته شدیم دکتر جان! برویم بخوابیم... فردا خیلی کار داریم...

 

ادامه‌ي مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/28ساعت 1:21  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

هواللطیف

آن‌ها به حماسه اعتقاد دارند! *

حماسه ملبورن

"بعضی مردم معتقدند فوتبال مسئله‌ی مرگ و زندگی است.
برای آن‌ها متاسفم. باید به شما بگویم فوتبال خیلی خیلی از آن مهم‌تر است!"
**

همیشه اتفاق‌ها هستند که مکان‌ها و آدم‌ها  را در حافظه مردم ماندگار می‌کنند. مثل حماسه‌ها، جنگ‌ها، نبردهای بزرگ و مسابقات فوتبال!
مردم ما نمی‌دانند «ملبورن»  شهری است در جنوب‌شرقی استرالیا، دومین شهر این کشور از نظر جمعیت است، و رود زیبای «یارا» هم از وسط  آن می‌گذرد. حتا برای‌شان جالب نیست که این شهر زمانی میزبان المپیک 1956 بوده.
مردم ما گزارش‌های جواد خیابانی را با تمام آن سوتی‌ها و تعابیر عجیب و غریبش دوست دارند چون یکی از بازی‌های تاریخی ملی ما (و شاید تاریخی‌ترین بازی فوتبال ما) با صدای او گزارش شده است.
مردم ما هنوز به خداداد عزیزی می‌گویند «غزال تیزپای آسیا». هر قدر هم ناسازگار باشد و با هیچ مربی و مدیری کنار نیاید و تیمش نتیجه نگیرد و مدام در حال سپری کردن محرومیت باشد. چون همه اعتقاد دارند آن پاس طلایی دقیقه 79 علی دایی را فقط او می‌توانسته با یک بغل پا از کنار دست مارک بوسنیچ به قعر دروازه استرالیا بفرستد.
مردم ما حتا نام ذخیره‌ها و هر سه تعویض ایران را در آن بازی را به یاد دارند. چون آن میدان تنها میدانی بود که دو تیم برتر در آن حضور داشت، یکی تیم ایران و دیگری ذخیره‌های تیم ایران!
مردم ما همیشه می‌گویند ایران، استرالیا را شکست داد. با این که نتیجه‌ی بازی در تهران یک-یک و در ملبورن دو-دو مساوی شد. ولی آن‌ها دوست دارند این طور فکر کنند، چون آخرین تیم صعود کننده به جام جهانی 98 فرانسه تیم ملی جمهوری اسلامی ایران بود نه استرالیا.
مردم ما از طلسم بدشان می‌آید. و خیلی بیش‌تر از آن با شکسته شدنش خوش‌حال می‌شوند. شاید برای همین بود که شادی خیابانی آن‌ها در شهرها، بعد از دومین صعود به جام جهانی آن‌قدر پرشور و به یاد ماندنی بود که پدر و مادرها را به یاد فتح خرم‌شهر می‌انداخت.
مردم ما حافظه تاریخی جالبی دارند! آن‌ها قبل از آن‌که شانس را قبول داشته باشند، به حماسه اعتقاد دارند!


* درج در صفحه "روزنما"ی نشریه آینده‌سازان، شماره ۱۴۹

**
نقل قولی از بیل شنکلی، مربی فقید لیورپول در دهه 60

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/08ساعت 23:37  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

حدودن ده روز از شروع جام ملت‌هاي آسيا به ميزباني چهار كشور اندونزي، مالزي، تايلند و ويتنام، مي‌گذره. تيم ملي فوتبال ايران هم با همه‌ي داشته‌ها و نداشته‌هاي خودش در اين مسابقات شركت كرده. قبل از هر چيز، ما از همين تريبون حمايت خودمون رو از تيم ملي اعلام مي‌كنيم.

حمايت از تيم ملي فوتبال ايرانفقط ايران

شايد خيلي‌ها بپرسن اين قضيه حمايت شما از تيم ملي چيه؟ 
بايد بگم  اين حمايت ما از نوع معنوي مي‌باشد كه بسي ارزش‌مندتر از حمايت‌هاي مادي‌ست.
مي‌گوييد نه؟ از آقاي علي آبادي بپرسيد. قضيه از اين قرار است كه ايشان در آخرين بازديدشان از اردوي تيم ملي به بازي‌كنان قول داده بودند كه در صورت قهرماني به هر نفر يك دست‌گاه زانتيا اهدا خواهند كرد. ولي مثل اين‌كه يكي پيدا شده و به ايشون گفته: آخه مرد حسابي، كسي كه خودش سوار ماشين‌هاي آخرين مدل ميشه(منظور بازيكنان تيم ملي) ديگه زورش مياد حتي به زانتيا نگاه كنه چه برسه به اينكه بخواد براي رسيدن به زانتيا براي قهرماني بجنگه. 
به همين علت ايشان پي به اشتباه‌شان بُردانده شدند يا بهتر بگويم به اين نتيجه رسانده شدند كه جوايز مادي براي افزايش روحيه و ايجاد انگيزه هيچ مفيد فايده‌ نيست و اين شد كه تصميمشان را عوض كرده و سفر حج را به عنوان جايزه قهرماني تعيين كردند.
البته با توجه به اين‌كه بازيكنان در طول سال، دائمن در اردو و در حال انجام بازي هستند بعيد است خودشان بتوانند از اين سفر معنوي استفاده كنند.


چون اين قسمت از پست خالي بود اين را نوشتم:
از اين بعد هر وقت از كسي به هر دليلي خوشتون نيومد بهش بگيد كه
"تو ديگه در پازل تاكتيكي من جايي نداري"

بر روي ادامه مطلب كليك كنيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/26ساعت 1:22  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

هواللطیف

تصور کن: توپ
بعد نود و بوقی بهت خبر دادن تمرین تیم فوتسال دانشگاه راه افتاده پاشو بیا. تو هم با یه بدن کلن از فرم افتاده که یک سال بیشتره ورزش حسابی (غیر از کوه نوردی) نکرده بعد از کلی چک و چونه و اطمینان از اینکه مثل دو دفعه قبل قضیه سرکاری نیست، تصمیم میگیری بری.
اول زنگ می زنی اصفهان یه لشگر رو بسیج می کنی که یک شبه کفش و لباسات رو برسونن دستت. و از اینطرف هم یه قرار تئاتر رو کنسل می کنی و یکی از کلاسهات رو هم می پیچونی و یه دوست رو با کلی اصرار مجاب می کنی که با تو و یه دوست دیگه که لطف کرده و داره تو رو تو ساعت اوج ترافیک (۶ بعد از ظهر) از دانشکده تا اون کله شهر می رسونه، بیاد و توی راه حرفات رو بشنوه چون کارش داری. از اون طرف با خوابگاه هماهنگ کنی که بچه ها شامت رو نخورن(!) و یه قرار رو هم از ۹ به ۱۲ شب منتقل می کنی.
بعد همه ی اینا با هزار بدبختی خودت رو با ۲۰ دقیقه تاخیر می رسونی سر تمرین و به زور تو تیم آخری خودتو جا می دی. وقتی بعد ۴ تا بازی راه رفتن کنار زمین بلاخره نوبت بهت می رسه، اولین توپ که بهت رسید درست لحظه ای که می خوای خودت رو نشون مربی بدی، استارت می زنی بعد اینکه نفر اول رو رد کردی یه دفعه یه آدم هیچی نفهم (قسم می خورم لر بود!) اون چنان بیاد رو پای تکیه گاهت (انگاری که تو داری می ری سمت ناموسش!) طوری تو رو بزنه که مچ و قوزک پات آسیب ببینه و دیگه حتی نتونی درست راه بری!
این اتفاق امشب برا من افتاد. خداییش ضد حال نیس؟!

 

 

 


پس نگاشت: 
كامنت نذاشته بود ولي اينو ميل زده بود. ميدونست شاكي مي شم كه چرا كامنت نگذاشته، گفته بود تصوير رو نميشه كامنت گذاشت! با اينكه كامنت نبود بهترين كامنت بود. دمش گرم!

مصدوم

یا علی مددی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/22ساعت 3:26  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

         تماشاچيان آلماني

 

بالاخره تيم آلمان هم به يه جايي رسيد تا اين جوون(مهدي شيخ)  آرزو به دل نمونه.

انتقادي كه ميشه از پخش بازي آلمان و پرتغال كرد و آن را به كل بازي هاي جام جهاني و در نگاهي كلي تر به تمام پخش هاي زنده مسابقات ورزشي تعميم داد، نحوه سانسور حاشيه مسابقات ورزشي است كه يه چيزي تو مايه هاي اسكي رو اعصابه.
فصل تابستانه، هوا گرمه و اكثر تماشاچي ها پوشش مناسبي ندارند. (آدم كه گرمش باشه كه نميره پالتو پشمي بپوشه، تا جايي كه امكان داره از حجم لباسش كم مي كنه)
بازي فوتباله، پر از شور و هيجانه، جماعتي جو گير تر از تماشاچي فوتبال هم سراغ نداريم. خب بالطبع ممكنه تيم محبوبشون گل هم بزنه و يه سري حركات موزون و عير موزوني انجام بدن.

ما هم دوست نداريم در يك رسانه ي عمومي با طيف وسيع مخاطب، صحنه هايي نشان داده بشود كه از ديدگاه تربيتي نا مناسب است.
 
                          گل سوم آلمان

ولي چيزي كه قابل تامله اينه كه با بد سانسور كردن اين نظريه رو هم زير سوال مي بريد نمونه بارزش صحنه گل سوم تيم آلمان به پرتغال بود. تا كات شد گفتم يا جد سد مرتضي يعني كي ميتونه باشه اين وقت شب؟ يعني چه صحنه ي وحشتناكي بوده كه قبل از اينكه اون بنده خدا بشوته سانسور شده و به خاطرش گل رو نشون ندادن؟ آيا شوت پشت محوطه جريمه هم به ليست ممنوعات اضافه شده؟
بعد ديديم نه بابا اين خبرا نيست بازيكن گل زده پيراهنش رو در آورده (چيزي كه بارها تو ليگ خودمون اتفاق افتاده) تازه در اين قسمت سانسورچي بسيار افتضاح كار كرد يعني صحنه اي كه بايد مي ديديم (صحنه گل) رو نديديم و صحنه اي كه قرار بود نبينيم (صحنه اي كه بازكن پيراهنشو در مياره) رو ديديم!!! گزارشگر هم كه وارفت و پيش بيني كرد كه توپ گل شده! واقعا شاهكار بود.

اگه بدن بازيكن نبايد نشون داده بشه پس چرا فقط مختص مسابقات فوتباله. پس مسابقات كشتي و شنا و واترپولو و كلا ورزشهاي آبي چرا اينطوري نيست؟ يعني فقط فوتبال اشكال داره؟
عجيبه

يا نمونه ديگه اينكه تو يكي دو تا از مسابقات جام جهاني ، تصاوير مربوط به تماشاچيان فينال جام باشگاه هاي اروپا به جاي تصوير تماشاچيان مربوط به اون مسابقه پخش شد.
اين جوري به شعور بيننده توهين مي كنيد.
ضمن اینکه  تصاوير حاشيه بازيها در سايت هاي اينترنتي قابل دسترسيه.
شما كه اينقدر حساسيت داريد يه نامه به فيفا بفرستين و درخواست كنيد بازي ها در فصل زمستان انجام بشه تا خيال همه راحت بشه.

در پايان جا داره  از استكبار جهاني علي الخصوص امريكاي جنايت خوار به خاطر عدم برگزاري مسابقات در ايام فاطميه (هفتم و هشتم تيرماه)تشكر كنم. اجركم عندالله و اميدوارم ايتاليا قهرمان بشه.

يا علي مدد است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/18ساعت 5:58  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

طرفداران مكزيك

جام جهاني ۲۰۰۶ آلمان
بازی ایران  مکزیک

طرفداران تيم ملي فوتبال مکزیک...



+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/22ساعت 0:43  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

logo



«حضور در بزمی مملو از شور و هیجان و فضایی شاد و پر احساس که فقط فستیوال فوتبال
می تواند خالق آن باشد، تجربه ای لذت بخش است. »
 
                                                                                                پير لوئيجي كولينا          

بالاخره بعد از نزديك به چهار سال روز جمعه نوزدهم خرداد(نهم ژوئن)66166 تماشاگر در هواي{شايد} باراني ورزشگاه مونيخ(آليانس آره نا)و ميليون ها بيننده ي تلويزيوني شاهد افتتاح جام جهاني فوتبال خواهند بود. رويدادي كه حوزه هاي بسياري را تحت تاثير خودش قرار داده از حوزه ي مسايل اجتماعي و اقتصادي گرفته تا حوزه ي مسائل امنيتي و سياسي و ... كه اين خود نشان از قدرت و محبوبيت اين ورزش است.

64 بازي طي يك ماه. يعني هر روز ميشود دو تا فوتبال زنده و مستقيم آن هم در سطح بالا ديد. هر بازي با سي و شش دوربين فيلمبرداري مي شود. البته با دوربينهاي مخصوصي كه توسط شركت بوش(boush) ساخته شده و از كيفيت و وضوح تصويري بسيار بالايي برخوردارند و براي ديدن تمام قابليت هاي اين دوربين ها گيرنده هاي خاصي مورد نياز مي باشد. در هر بازي از 15 توپ استفاده ميشود كه پس از پايان هر بازي توپ هاي آن به علاقه مندان فروخته ميشود. چمن بازي فينال هم در اندازه هاي مشخص پس از بازي به فروش ميرسد.
خلاصه اين جام براي خيلي ها نون داره.

اين روزها هر جا ميري يه لينك دادن كه:
به علي كريمي راي بديد خب كه چي، يه كم واقع بين باشيد حالا گيريم كه صد در صد كاربران هم به كريمي راي بدن. هر چي هم كه علي كريمي بازيكن خوبي باشه ولي انصافن به پاي رونالدينهو كه نميرسه. ماشاالله هر موقع از اين نظر خواهي ها ميذارن، امت هميشه در صحنه كليك ميكنن به قصد براندازي سايت مورد نظر. فقط اين آمار يه مزيتي داره و اون اينه كه ميتونيم آمار افراد بيكار در كشورمون رو نسبت به افراد بيكار در بقيه كشورها بدست بياريم. آقا يه فكري بكنين واسه اين همه بيكار واقعا وحشتناكه !!!
راستي صدا و سيما هم چندين بار تو اخبارش گفت كه هيچ كدام از كشورهاي عربي بازيها رو به طور مستقيم پخش نمي كنن. آقا فهمیدیمُ، شما خيلي گليد كه همه ي بازي ها رو پخش مي كنيد ولي بايد بگم كه  فكر نكنم كل جمعيت طرفداران فوتبال در تمام كشورهاي عربي به اندازه طرفداران فوتبال در ايران بشه و به خيلي دلايل ديگه  شما مجبوريد بازي ها رو مستقيم پخش كنيد.
بگذريم...
 تو اين پست هر كي مشخص كنه طرفدار چه تيميه. من كه(بعد از تيم ملي ايران)طرفدار استعمار پير، بريتانياي كبير هستم. زنده باد انگليس!!!!!!!(البته تیم فوتبالش)
شيخ هم كه بعد از مكزيك آلمانيه شايد هم بعد از آلمان مكزيكيه در هر صورت فرقي نمي كنه.

اونايي هم كه نمي تونن بازي ها رو ببينن برن بررسي كنن تو همون روز چه غلطي كردن كه توفيق زيارت بازيها ازشون سلب شده.
این هم چند تا لینک که به دردتون میخوره

جدول گروه بندی تیم ها 
برنامه و ساعت بازیها (برای بدست آوردن بازیها به وقت ایران اوقات بازیها را بعلاوه ی ۵/۱ساعت کنید)
درباره تیم ملی ایران
شانس قهرمانی تیم ها
نتایج مسابقات به صورت آنلاین 

یا علی مدد است


مكزيك چيكارش مي كنه؟
سوراخ سوراخش مي كنه...

در پي استفتايي از دفتر ارتباطات مردمي حضرت شيخ ايشان بيانيه اي به مضمون زير صادر فرمودند:

از آنجا كه با وجود همه تلاشها و حمايتها و تبليغات و صرف پولهاي هنگفت، به اين مرتيكه كروات و تيمش با آن پيرمردهايش (مخصوصا تا زماني كه آن ثابتوويچ در نوك حمله فيكس است) اميد چنداني نيست و احتمال ضايع شدن بسيار است و از آنجا كه شيخ از مكزيك است و مكزيك از شيخ (ر.ك. پست قبل) بر همه مريدان و دنياله روهاي ايشان بالاخص دراويش فرقه شيخيه واجب موكد(!) است تشويق تيم مكزيك با موجهاي بلند و عريض و طويل مكزيكي به همراه گرداندن تسبيح  و دادن صدقه و نذر و نياز براي صعود اين تيم و در هم كوبيدن ايران با ستارگان بي فروغ و شيرهاي بي يال و كوپال پارسي اش!

همچنين براي شادي روح مرحوم تازه از دست رفته، پدر دروازه بان تيم ملي مكزيك الفاتحه مع الصلوات...


به قلعه عقابها خوش آمديد.

اينجا آلمان است... آلمان!

اولین جام جهانی که یادم می آید ۹۰ ایتالیاست.با آن موسیقی مسحور کننده ویژه اش. با افتتاحیه بین آرژانتین و کامرون. و قهرمانی رویایی آلمان در فینال در برابر آرژانتین. یادم می آید (فقط ۶ سالم بوده!) هر روز با حسین(برادرم) توی حیاط خانه مان با توپ پلاستیکی دو نفری تک تک بازیهای همان روز(شب) را بازی میکردیم. این هم یک جور پیش بینی بود. و چقدر ناراحت بودم وقتی بازی فینال را از حسین باختم. تا اینکه آلمان انتقامم را با گل آندریاس برمه (از روی نقطه پنالتی) گرفت و ما قهرمان شدیم و آنجا بود كه برای اولین بار طعم شیرین اقتدار ژرمنها را حس کردم.

در جام ملتهای اروپای بعدی (۹۲) آلمان خیلی خوب پیش آمد ولی در عین ناباوری در فینال با نتیجه ۲ بر ۱ مغلوب دانمارک (و اشمایکل) شد که در آخرین روزها جایگزین یوگوسلاوی یی شده بود که به علت جنگ از مسابقات خدفش کرده بودند.

جام جهانی ۹۴ هم مال ما نبود. کرواسی لعنتی با آن داوور سوکر مرده خور و بلازوویچ (که بعدها دست تقدیر او را به تیم ملی ما رساند تا بهش گند بزند!) از راه رسید تمام نقشه ها و آرزو هایمان را بر آب کرد. قهرمانی را هم روبرتو باجو با ضربه پنالتی آسمانی(!) تقدیم برزیل کرد.

اما یورو ۹۶ متعلق به قهرمان بلامنازع آن دوره یعنی آلمان بود که در فینال چک را با گل ذخیره طلایی برتی فوکس یعنی الیور بیرهوف مات کرد.

جام جهانی بعدی (۹۸) تلخ بود. بعد از هم گروه شدن با ایران و صعود از گروه به همراه یوگوسلاوی فکر می کنم به مکزیک بود که آلمان باخت و حذف شد. اما اتفاق دیگری از تلخی آن کاست و آن هم قهرمانی فرانسه در فینال با در هم کوبیدن برزیل بود و آنجا تیم دوم من شد فرانسه. فرانسه ی بارتز و زیدان و خروس!

در یورو ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴ هم تقدیر در حذف شدن بود. آن هم در مرحله اول گروهي بدون حتي يك برد. ولي باز فرانسه در فينال بازي يك هيچ باخته را از ايتاليا برد و قهرمان شد. و بعدي هم به يونان رسيد با مربي آلماني اش.

ولی در جام جهانی ۲۰۰۲ (آن سال كنكور داشتم ولي حتي يك بازي را هم از دست ندادم!)، كره و ژاپن عرصه قدرت نمایی ژرمنهایی شد که با تيمي يكدست بدون ادعا و بی سرو صدا پا به جام گذاشتند و به لطف قدرت نمایی الیور کان (که با وجود آن همه برزیلی پر سر و صدا بهترین بازیکن  جام شد) و میشاییل بالاک و معرفی پدیده ای مثل میروسلاو کلوزه و با مربی گری رودی فولر جوان تا فینال پیش رفت ولی درفینال بزرگترین شانس به سراغ برزیل آمد بالاک به علت دو اخطاره شدن محروم بود. و یک اشتباه ساده از کان موجب شد حق به حق دار نرسد و کافو جام را بالای سر ببرد.

بعد آن بازی اما در مراسم اهدای جام و مدالها در ميان اشكها و لبخند ها اگر کسی به نوشته پشت پيراهنهای بازیکنان آلمان دقت می کرد عبارتی را می توانست بخواند:

 see you in Germany 2006

و حالا موعد فرا رسيده است. ما ميزبانيم و قدرتمند. 
اين جام مال ماست. شك نكنيد.

آلمان

علي مددي

+ نوشته شده در  جمعه 1385/03/19ساعت 1:53  توسط جواد و مهدی  | 

به نام آفريننده ي جغد خالدار شمالی 
به نام خداوند يگانه و بي همتا، كه برهان وجودش آشكار و روشن است.خداوندي كه از تابش نور و روشنايي فيض كاملش، چراغ دل هاي اهل علم و عرفان، در قنديل دل ها روشن، و از شعاع تجليات لطف فراگيرش، مشعل نوربخش علوم، بر گوشه ي دل هاي صاحبان بصيرت پرتو افكن است. و افضل صلوات و اكمل تحيات به جناب مقدس پيغمبري سزاوار است كه دوحه ي لواي حمد به اسم ساميش مرّشح، و توقيع وقيع هدايت و تكميل به نام ناميش موّشح و عنوان صحيفه ي اشفاق بيضاء اشراقش «بالمومنين رئوفٌ رحيم».و اما روايتگر ما چنين روايت مي كند كه:
چند صباحي ديگر به حلول ماه فوتبال باقي نمانده است. طبق سنوات گذشته جهت حصول معارف و اطلاع از آداب اين ماه عظيم و نيز از براي پيشواز، كتاب «مفاتيح النصفهان» را تورق نمودم.(كه از تاليفات عالم عامل، عارف واصل، حكيم كامل و فقيه فاضل جناب مستطاب شيخ مي باشد. لازم به توضيح است كه اين كتاب 2000 مرتبه تجديد چاپ گرديده البته در هر نوبت فقط يك نسخه از اين كتاب چاپيده شده) و به حكاياتي بس عجيب و نافع برخوردم از براي اين ماه كه عمل به دستورات آن اثري عجيب و نفعي غريب دارد كه عقول از درك كيفيت آن عاجز است و آن حكايات بدين شرح است:
ايها الناس به درستي كه رو كرده است به سوي شما ماه فوتبال كه اين ماه نزد فيفا بهترين ماه هاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعت هايش بهترين ساعت هاست و آن ماهي است كه خوانده اند شما را به سوي ضيافت فوتبال پس طرفداري كنيد از تيم هاي خود به درستي و از خدا بخواهيد توفيق دهاد شما را براي زيارت فينال.
بدان كه شقي و بد عاقبت كسي است كه محروم گردد از زيارت بازيها در اين ماه عظيم.
هر كه از شما چيپس و تخمه ژاپني دهد طرفدار فوتبالي را در اين ماه از براي او خواهد بود نزد خدا ثواب بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته.
در اين هنگام تني چند از اصحاب و مريدان عرضه داشتند: يا شيخ همه ما قدرت بر انجام آن نداريم شيخ فرمود: بپرهيزيد از آتش جهنم به مهمان نمودن طرفداران اگر چه به نصف يك تخمه ژاپني و يا ظرفي چاي نبات باشد به درستيكه خدا اين ثواب را مي دهد كسي را كه چنين كند اگر قادر به زياده از اين نباشد.
و هر كه در اين ماه، فوتبالِ زنده و مستقيمي را تماشا كند خداوند متعال عطا كند به او ثواب هفتاد فوتبال زنده و مستقيم كه در ماه هاي ديگر ديده شود.
پس تامل نما كه چگونه خواهي بود مبادا شبها در خواب و روزها غافل از تماشاي بازي ها.

اي عزيز، مبادا بيرون رود ماه فوتبال و غم تو باقي مانده باشد و هنگامي كه طرفداران مزد هاي خود را بگيرند تو از جمله ي محرومان و زيانكاران باشي پس تقرب بجوي به سوي بهترين تيمها.

در اين ماه با يكديگر نزاع مكنيد و حسد مبريد و غيبت مكنيد و مجادله مكنيد و سوگند دروغ مخوريد بلكه سوگند راست را نيز و دشنام به قاضي ميدان ندهيد و فحش به دسته مقابل(تيم حريف)مگوئيد و ستم نكنيد و بي خردي نكنيد و اگر تيم تان باخت دلتنگ نشويد و ظرفيت داشته باشيد و هر آن منتظر فرج وظهور تيم تان در فينال باشيد و آرزومند ثوابهاي فينال باشيد.

در ذيل اين دستور، حكايتي نقل شده بود بدين مضمون:روزي شيخ به مردي رسيد كه طرفداري مي كرد از تيمي و به دسته مقابل فحش ميداد. شيخ بدو فرمود:
اي بوالهوس تو طرفداري اصيل نيستي؛ وي گفت: من البسه ي آن تيم را بر تن كرده ام و به اُستاديون رفته ام و رنج ها تحمل نموده ام در گرما و سرما. پس طرفدار هستم.
شيخ نگاه جاهل اندر سفيهي بدو انداخت و فرمود: طرفداري كه فقط به پوشيدن البسه ي تيم و اُستاديون رفتن نيست كه «چه بسيارند طرفداراني كه بهره اي نيست آنان را از طرفداري به غير از چيپس و تخمه ژاپني و آلاسكاي غير بهداشتي اُستاديون آزادي و در سر و مغز خود كوفتن و باتوم خوردن از  گزمه هاي تاميناتي. اي خوشا در خانه نشستن عاقلان كه بهتر از اُستاديون رفتن احمقان است.»و تو نبايد فحش و دشنام دهي دسته ي مقابل را و خاموش باشي از جهت تصميمات قاضي ميدان.

دعاهاي مربوط به اين ماهاين دعا بايد در هر شب و روز از اين ماه عظيم خوانده شود
«خدايا روزيم گردان تماشاي فينال را در اين دوره و در هر دوره ي ديگر و دورم مكن از اين بازيهاي جذاب و در همه دقايق، كمك تيم محبوب من باش و كور كن چشم دشمنان را و دراز كن عمر مرا و گشايش ده توانم را تا بتوانم خوب هوار بكشم و نيز پر گل نما بازيها را اي قادر متعال.»

واين دعاييست بس مجرب در وصف فيفا«اي فيفا، اي بزرگ، اي كلفت گردن، اي پولدار، تويي فدراسيون عظيم كه هيچ فدراسيوني مانند تو نيست و اين ماهي است كه تو به آن اعتبار بخشيده اي و جامي كه برترش ساختي بر همه ي جام ها و واجب كردي پايان همه ي آن ها را يك ماه قبل از شروع اين جام.
و اين ماهي است كه قرار دادي جام جهاني را در آن براي دوستي ملتها و تقابل سياه و سفيد و زرد و سرخ در عين دوستي؛ خداوند تو را براي ما نگه دارد.»

در بابي از اين كتاب گرانسنگ استفتائاتي بود كه اصحاب و مريدان از شيخ كرده بودند و نيز جوابهايي كه آن جناب با دستخط خود مرقوم نموده بودند و آن بدين شرح است:

از شيخ پرسيدند كهچه كنيم تا توفيق زيارت بازيها را از دست ندهيم؟
شيخ فرمود: بكاهيد از گناهان و بخوريد چيزهاي پاكيزه از حرام و شبهات و بهتر آنست كه به يك لقمه پيتزاي حلال باشد تا ثواب زيارت بازيها چهارصد برابرگردد و در ضمن از چاي نبات نيز غافل نگرديد.

استفتتاحيه يعني چه و آيا دعايي دارد؟از اعمال مستحب اين ماه است كه استفتتاحيه كند يعني اينكه مراسم افتتاح بازي ها را ببيند و در هنگام ديدن اين مراسم خواندن دعاي ذيل مستحب است:«خدايا آمده ماه فوتبال و قرار دادي در آن جام جهاني كه براي دوستي و صلح مردمان است و به تحقيق بر ما واجب گشت تماشاي بازي ها. خدايا تيم ما را ياري كن بر غلبه ي حريفان و كسب پيروزي اي قادر متعال.»

يكي ديگر از اصحاب از ايشان سوال نمود:
يا شيخ در ديار ما، ماه فوتبال پس از افتتاحيه شروع مي شود و قبل از اختتاميه پايان مي پذيرد ، استفاده از    ماه واره جات براي رويت هلال ماه فوتبال و انجام عمل مستحب استفتتاحيه چه حكمي دارد؟شيخ فرمودند: ثوابش بيشتر است و در ادامه فرمودند: زيرا شما را بيشتر در جريان جزئيات امر قرار داده و مستوجب روشني قواي باصره از براي رويت گل و بلبل و تقويت قواي سامعه از براي نشنيدن صداي گزارشگران وطني مي گردد و در كل اثري عجيب و نفعي غريب دارد كه عقول از درك كيفيت آن عاجز است و در پايان اضافه نمودند كه: از لذت هاي حلال تماشاي مسابقات فوتبال از ماه واره جات است. و البته بايد در اين زيارت مراعات تقوي و دوري از گناه بيشتر شود.

از شيخ پرسيدند:شنيدن صداي گزارشگر در حين بازي چه حكمي دارد؟
شيخ فرمودند: اگر باعث ايجاد مفسده و گناهاني از قبيل غيبت و دشنام گويي به گزارشگر شود بنابر احتياط واجب دوري از آن بهتر است. و نيز در یک اظهار نظر تکاندهنده فرمودند:
«تا سرهنگ عليفر هست زندگي بايد كرد».

و در ادامه ي استفتائات حكايتي نقل شده بود كه براي شما نقل ميكنم.
از شيخ سوال نمودنديا شيخ شما در اين جام طرفدار چه تيمي هستيد؟
شيخ به يمين و يسار نگريست و پس از لختي تامل و از سر شوق فرمود: "مكزيك" !!!
يكي از مريدان را اين سوال پيش آمد كه چرا "مكزيك" ؟؟؟؟
شيخ فرمود: اي ابله مگر نمي بيني كه آنها همه سيد هستند چون پيراهن سبز بر تن كرده اند و نيز شورتهاي سپيد كه نشان از پاكدامني ايشان است. و اينكه بنده از مستكزكين(مكزيك شناسان) مي باشم و تز پايان نامه ی فوق شيخيت اينجانب نيز اينست. همين دلايل برايت كافيست.
و بقيه مريدان نيز همچون بز اخفش و به تاييدِ گفته هاي شيخ، سر جنباندند.

و در ادامه فرمود:
«
بر همه ي اصحاب و مريدان واجب موكد است برقراري موج مكزيكي در همه احوال كه اين عمل از اركان يك طرفدار واقعي و دواي جميع دردهاست.»
اگر در برقراري اين موج دو نفر باشيد خيلي ثواب دارد ولي چنانچه بيش از دو نفر باشيد اگر تمام درختان قلم شوند و تمام درياها مركب، نتوانند ثواب آن را بنويسند و ثواب آن را فقط خدا مي داند حال، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.

ياعلي مدد است  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/15ساعت 1:15  توسط محمد جواد ملکوتی  |