تبليغاتX
چای ‌نبات

به نام خداوند بخشنده مهربان

ببين ديگه كار به كجا رسيده كه احمد ذوعلم از مهدي شيخ خواسته كه پست بذاره. (لازم به توضيحه كه وب‌لاگ تله‌پاتي، به صورت فصلي به روز مي‌شه. يعني سالي چهارتا پست، در ضمن اگر بارش برف در زمستان زياد باشه روي پست زمستانه حساب نكنيد). ولي مهدي قول داده كه پسر خوبي باشه، و مشقش رو بنويسه و پست‌هاي خوب خوب بذاره تا عمو براش قاقالي‌لي بخره. تازه ديشب هم بردمش سينما و پارك
ان شاالله از فردا شب مهدي كي‌بورد فرسايي مي‌كنه.



  • نگاهش می‌كنم، موهاش ريخته توي صورتش مثل علي‌بابا؛ تو فكره. نگاهشو بر مي‌گردونه طرفم. نگاهمون به هم گره مي‌خوره. مي‌خندم اونم لبخند مي‌زنه. مي‌گم چرا باختيم پس؟ پك محكمي به سيگارش مي‌زنه و در حالي كه داره دودشو بيرون مي‌ده ميگه ناراحت نباش، اين برد و باخت‌ها توي فوتبال زياده.
    -به نظرت برقو مي‌زنيم؟ من كه چشمم آب نمي‌خوره. 
    - به خودت اميد بده، تو بگو ما سه تا مي‌زنيم اون بالايي خودش درست مي‌كنه.
    -آخه برق تا حالا نباخته.
    -خب باخت اولش كار پرسپوليسه.
    -اميدوارم...
     اينا رو حساب كن، يه شهروند، همشهري جوان و اعتماد. همين طور كه داره بقيه پولم رو جور مي‌كنه با اينا تو ذهنم جمله مي‌سازم. چه جالب، اعتماد يك شهروند امروز به هم‌شهري‌جوان.
    ولي نمي‌دونم چرا تازگي‌ها نمي‌تونم به هم‌شهري‌جوان اعتماد كنم؛ يعني به چيزايي كه معرفي مي‌كنه يا پيش‌نهاد ميده. يا بعضي پرونده‌هايي كه مي‌چاپن. حس مي‌كنم يه جورايي سفارشي هستن. يا اگه از كسي يا چيزي خوششون بياد مي‌برنش به عرش اعلا و اگه از كسي يا چيزي بدشون بياد به فرش ادنا. شايد هم امتيازاتي مي‌گيرن تا چيزي رو خوب نشون بدن يا بالعكس. در هر صورت نسبت به موضوعات و اشخاص مغرورانه و ديد از بالا نگاه مي‌كنند...

  • بالاخره صداي محسن چاووشي براي پخش در جمهوري اسلامي مجوزدار شد+ سي‌دي ‌اش را ۱۵۰۰ تومان خريدم. البته مي‌شد از اينترنت دان‌لود كرد ولي ترجيح دادم كه اين كار را نكنم. روي جلد سي‌دي عكس يه آقايي(احتمالن خودشه) هست كه توي يه دشت سر سبز نشسته و به آسمون ابري نگاه مي‌كنه. انگار با آدم قهره، اولش خوشم نيومد ولي يه كم كه بيش‌تر دقت كني يه برجسته‌گي‌هايي روي لباسش مشخصه انگار كه مثل فرشته‌ها، بال داره و چون خواستن اين بال‌ها را نشون بدن اين زاويه را انتخاب كردن. يه كمي هم باد مي‌وزه چون درختاي سمت راست كج شدن. و اين از اون بادهاييه كه ابرها را مياره و بعدش بارون مي‌گيره...
    چه‌قدر خوب بود اگر بقيه‌ي آلبوم‌هاي موسيقي هم پولي بود. يعني ما مجبور بوديم براي شنيدن هر آهنگي پول‌ش رو بديم (البته يه قيمت معقول). اون‌وقت ديگه هر چيزي رو گوش نمي‌كرديم و يا حداقل توي انتخاب‌هامون دقت مي‌كرديم. از اون طرف هم خواننده‌ها كيفيت كارشون بالا مي‌رفت و هر عرعر خري رو به عنوان موسيقي و آواز تحويل مردم نمي‌دادن. چون اگه كارشون خوب نباشه محكوم به شكست هستند. كلن آدما براي هر چيزي كه بهاي اون رو پرداخت كنند قدرش را بيش‌تر مي‌دونن.

    

  • دعوت و آواز گنجشك‌ها را ديدم.  وقتي آواز گنجشك‌ها تمام شد، همه تماشاچي‌ها دست زدند و چندين ثانيه تشويق كردند. از كاراكتر كريم توي آواز گنجشك‌ها خوشم اومد. توي دعوت هم تيپ شخصيتي بايرام خوب از آب در اومده بود. خيلي بحث و تحليل ندارم. فقط دلم مي‌خواد آواز گنجشك‌ها رو يك‌بار ديگه ببينم ولي دعوت رو نه!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/30ساعت 23:59  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
الله اکبر الله اکبر الله اکبر
ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
آقایون! خانوما! خرج بیماری پسرم کمرمو شکسته، الان دو هفته‌اس پول ندارم دارو هاشو بخرم، داروهاش گرونه، خودمم از كار افتادم آقايون خانوما يه كمكي بكنيد خونه‌ام كلنگيه، طاقش ريخته...
بعد كم كم پچ پچ شروع شد. يكي گفت كدوم دارو؟ نسخه‌اش رو بده، من خودم داروهاشو مي‌خرم. ولي پول مي‌خوان اينا فقط، تازه معلوم نيست راست بگه يا نه و...
بعد يه آقاي كت و شلواري تپل با لهجه شيرين اصفهاني و با صداي رسا گفت براي سلامتي مريض ايشون يه حمدي شفا بوخونين كه اِز هر پولآ دارويي بِهتِرِس...


از اين قبيل سائل‌ها در مساجد و اماكن مذهبي زياد ديده مي‌شوند. در بعضي مساجد خاص زيادتر و بعضي جاها كم‌تر. پيرمردهايي كه به صورت علني و بين دو نماز يا پايان آن، خواسته خودشان را مطرح مي‌كنند يا خانم‌هايي كه با چادر صورت خود را پوشانده‌اند و جلوي درب ورودي (يا خروجي) طلب كمك دارند. اصلن تكدي يعني همين. متكدي فردي است كه معمولن در ملاء عام از افراد غير آشنا درخواست كمك مالي دارد. به عبارت دي‌گر متاعي از مردم درخواست مي‌كند كه اعضاي جامعه مسئوليتي حقوقي در تامين معاش وي ندارند.
بعضي از مساجد طي اطلاعيه‌هايي، درخواست كرده‌اند كه به اين افراد كمك نشود. به هر حال سوء استفاده از دین و احساسات مذهبي برای گدایی شیوه‌اي‌ست كه متكديان زياد از آن استفاده مي‌كنند.

به‌ترين ريشه‌هاي پديده تكدي و دريوزگي را در بستر اقتصادي جامعه مي‌توان يافت كه عدم تامين حداقل معيشت مورد نياز آحاد جامعه موجب مي‌شود كه تعدادي از شهروندان جامعه در گرداب فقر به قه‌قراي تكدي كشيده شوند. ساختار فرهنگي جامعه و باورهاي سنتي و مذهبي نيز شرايطي را فراهم مي‌آورند كه افراد تنبل و تن‌پرور كه پايه‌هاي ارزشي و اخلاقي متزلزل دارند نسبت به تكدي احساس ناخوشايندي نداشته باشند. شايد با افراد جوان و سالمي برخورد كرده‌ايد كه از من و شما هم سرحال‌تر هستند وليفقر به اين كار مي‌پردازند؛ شيوه‌‌ي اين‌ها معمولن اين‌گونه است كه پول بليط ندارند كه به شهرشان باز گردند(اصطلاحن ابن‌السبيل هستند) چون هيچ دليل قانع كننده‌ي ديگري براي كار آنان وجود ندارد. البته در اصفهان مسجدي هست به اسم مسجد مريم بيگم(يا به قول عامه، مريم بگوم) كه كساني كه پول ندارند به شهرشان برگردند به اين مسجد راه‌نمايي مي‌شوند و در آن‌جا براي‌شان بليط تهيه مي‌شود.
از ديگر ريشه‌هاي تكدي مي‌توان سست شدن بنيان خانواده، عدم تحقق عدالت اجتماعي، نبود ساختارهاي لازم در جهت تامين اجتماعي، مهاجرت بي‌رويه به شهرهاي بزرگ، پايين بودن سطح بهداشت و درمان در جامعه و گسترش شكاف طبقاتي اشاره نمود كه حاصل راه‌كارهاي غلط اقتصادي‌ست.  هم چنين در شرايطي كه كمك سازمان به‌زيستي يا كميته امداد به خانواده‌هاي تحت پوشش از ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان براي ادامه زندگي‌شان فراتر نمي‌رود، اين امر باعث مي‌شود فرد ناتوان يا معلول جهت تامين زندگي خود به كارهاي ديگر روي بياورد كه شايد آسان‌ترين آن تكدي‌گري باشد. اين در شرايطي‌ست كه يك كارمند يا كارگر با حقوق ۳۰۰ هزار تومان با مشكلات اقتصادي عديده‌اي دست و پنجه نرم كنند.
دين‌مان هم براي مقابله با اين مسئله راه حل‌هايي ارائه كرده. در اين رابطه، رسيدگي و مراقبت از بيماران، معلولين، از كار افتادگان، آسيب‌ديدگان و مجروحان را مطرح و از جمله وظايف حكومت اسلامي و امت مسلمان قلم‌داد نموده و از طرف ديگر با تكدي‌گري به عنوان يك حرفه برخورد كرده و آن را فعل حرام دانسته است. در گفته‌هاي بزرگان دين هم در اين خصوص بياناتي هست كه فرموده‌اند: سزاوار مومن، آن است كه تا جايي كه امكان دارد از كسي چيزي خواهش نكند، حتا قرض گرفتن را تا جايي كه ضروري نباشد توصيه نكرده‌اند.
به اميد روزي كه همه در آسايش و رفاه واقعي باشند.

عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/26ساعت 15:25  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

گفتم آخه چه جوری؟ بین اون همه آدم؟
گفت به سختي...
گفتم تو که پارتی نداشتی. خوش‌گل هم كه نيستي.
گفت استخدام شدم دیگه.
گفت ازم پرسیدن چه هنری داری؟
گفتم دزد نیستم.
گفتند استخدامی! از همین امروز می‌توني شروع كني.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/23ساعت 0:57  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

درب

 هیچ چیز به اندازه‌ي دري كه بتوان از آن گريخت دردي از ما دوا نمي‌كند.

احمد شاملو

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/19ساعت 23:59  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان 

۰۰:۳۵) گاهی وقت‌ها اين‌قدر كارهاي مختلف مي‌ريزد روي سر آدم كه حتا فرصت فكر كردن به كارهايي كه در برنامه‌ريزي‌ات درجه‌‌ي بي يا سي دارند، نداري. يكي‌اش هم وب‌لاگ نويسي. بعد دلت هم مي‌خواهد پست‌هاي خوب خوب بگذاري كه وقت ديگران با خواندنش تلف نشود ولي فرصت نمي‌شود. پس تصميم مي‌گيري كه پست نگذاري. ولي از طرفي هم نمي‌شود پست نگذاشت. پس دست به كار مي‌شوي و بي‌خيال قلم و كاغذ و ... مي‌شوي و مستقيم كي‌بورد فرسايي مي‌كني. [هر چند كه اين قلم استدلر جديدم با اين كاغذهاي كاهي، عجيب اُخت شده‌اند و آدم را  به هوس مي‌اندازند كه هي بنويسد و رقص قلم بر كاغذ كاهي را تماشا كند و لذت ببرد.(قلم را بيش‌تر مي‌پسندم تا اسم‌هاي ديگري مثل خودكار، روان‌نويس، مداد و ...)]


۱۴:۰۷) هركس به طريقي..... بيگـــانه جدا دوست جدا
...

۱۹:۰۰) سيستم بُرد ندارد!
معمولن در ماه رمضان اوقات فراغت بيش‌تر مي‌شود ولي ماه رمضان امسال براي من اين‌گونه نبود. شايد يكي از دلايلش كم كردن ساعت‌هاي كاري ادارات باشد + اين‌كه در يكي يا چندتا از آن‌ها كار داشته باشي و بعد هي بايد صبر كني كه تازه ساعت هشت و نيم شود تا آقايان تشريف بياورند، هر چه‌قدر هم بخواهي دنده پهن و ريلكس باشي نمي‌شود و طوري عصبي مي‌شوي كه خودت نمي‌فهمي و نتيجه‌اش را در برخوردت با آن شخص مي‌بيني كه تن صدايت بالا رفته ولي خوش‌بختانه زود متوجه مي‌شوي و تعديلش مي‌كني. چون هر چه باشد آن‌ها هم مقصر نيستند. اين سيستم لعنتي مثل هميشه معيوب است.
۰۷:۰۰)تف به مرامت عوضي...
برنامه‌ي امشب سينما‌هاي كشور
تذكر: ربطي به دعوت ندارد.
 
اين وسط اضافه كنيد بد اخلاقي بعضي‌ها كه مثل آن حيوان با وفا با كوچك‌ترين موردي پاچه‌ات را مي‌گيرند. مگر چه شده؟ هيچي، آقا/خانم روزه بوده‌اند. بالاخره شاخ غول را شكسته‌اند كه روزه گرفته‌اند پس طوري نيست كه بداخلاق شوند ماه رمضان است فشار مي‌آورد. هر چه‌قدر هم كه كوتاه بيايي فايده‌اي ندارد. حالم به هم مي‌خورد از هر چه مسلمان اين‌جوري‌ست. از آن‌هايي كه از روزه چيزي جز تشنه‌گي و گرسنه‌گي نمي‌فهمند. خوب‌ست معصومين ما گفته‌اند كه كافر خوش اخلاق شرف دارد بر مسلمان بداخلاق. خوب است اين چيزها را گفته‌اند و ما باز هم اين‌گونه هستيم. اصلن بعضي آدم‌ها را كه مي‌بيني و يا با آن‌ها هم صحبت مي‌شوي انرژي زيادي از تو زايل مي‌كنند و بار انرژي منفي زيادي به تو تحميل مي‌كنند يا به‌تر بگويم خسته‌ات مي‌كنند. از (هم صحبت)بودن با آن‌ها حس خوبي عايدت نمي‌شود. ولي با بعضي ديگر كه اين‌روزها تعدادشان انگشت‌شمار شده وقتي هم كلام مي‌شوي، كلي حس‌هاي خوب در تو بيدار مي‌شوند كلي انرژي‌هاي مثبت مي‌گيري. فكرهاي خوب خوب به سرت مي‌زند و اميدوار مي‌شوي.  چه‌قدر دلم براي ديدن آدم‌هاي خوب تنگ شده. بندگان خوب خدا كجاييد؟
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/08ساعت 22:59  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

روز قدس

اين جمله از كيست؟ 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/04ساعت 16:16  توسط محمد جواد ملکوتی  |