به نام خداوند بخشنده مهربان
کنار دل و دست و دریا، ابالفضل!
تو را دیده ام بارها، یا ابالفضل!
تو از آب میآمدی مشک بر دوش
و من در تو غرق تماشا، ابالفضل!
اگر دست می داد، دل می بریدم
به دست تو از هر دو دنیا، ابالفضل!
دل از کودکی، از فرات آب می خورد
و تکلیف شب: آب، بابا، ابالفضل!
تو، لب تشنه، پرپر شدی، شبنم اشک
به پای تو می ریزم اما، ابالفضل!
فدک مادری می کند کربلا را
غریبی تو هم مثل زهرا، ابالفضل!
تو را هر که دارد، ز غم بی نیاز است
وفا، بعد از این، نیست تنها، ابالفضل!
تو با غیرت و آب و دست بریده
قیامت به پا می کنی، یا ابالفضل!
[ابوالقاسم حسین جانی]
به نام خداوند بخشنده مهربان
در آن شب، بعد از آن اتمام حجتها وقتى كه همه يكجا و صريحن اعلام وفادارى كردند و گفتند: ما هرگز از تو جدا نخواهيم شد، يكدفعه صحنه عوض شد. امام عليه السلام فرمود:حالا كه اين طور است، بدانيد كه ما كشته خواهيم شد.
همه گفتند: الحمد لله، خدا را شكر مىكنيم براى چنين توفيقى كه به ما عنايت كرد، اين براى ما مژده است، شادمانى است.
طفلى در گوشهاى از مجلس نشسته بود كه سيزده سال بيشتر نداشت. اين طفل پيش خودش شك كرد كه آيا اين كشته شدن شامل من هم مىشود يا نه؟ از طرفى حضرت فرمود: تمام شما كه در اينجا هستيد، ولى ممكن است من چون كودك و نا بالغ هستم مقصود نباشم. رو كرد به ابا عبد الله و گفت: «يا عماه!»عمو جان!«و انا فى من يقتل؟ » آيا من جزء كشتهشدگان فردا خواهم بود؟
نوشتهاند ابا عبد الله در اينجا رقت كرد و به اين طفل-كه جناب قاسم بن الحسن است-جوابى نداد. از او سؤالى كرد، فرمود: پسر برادر! تو اول به سؤال من جواب بده تا بعد من به سؤال تو جواب بدهم. اول بگو: «كيف الموت عندك؟» مردن پيش تو چگونه است، چه طعم و مزهاى دارد؟عرض كرد: «يا عماه احلى من العسل» از عسل براى من شيرينتر است،
تو اگر بگويى كه من فردا شهيد مىشوم، مژدهاى به من دادهاى.
فرمود:بله فرزند برادر،«اما بعد ان تبلو ببلاء عظيم» ولى بعد از آنكه به درد سختى مبتلا خواهى شد، بعد از يك ابتلاى بسيار بسيار سخت.
گفت:خدا را شكر، الحمد لله كه چنين حادثهاى رخ مىدهد...
[شهيد مطهري كتاب مجموعه آثار ج ۱۷ ص ۳۷۵]
هواللطیف
این که مدح نشد! *
۱) من شنيده ام در مواردي از آهنگ هاي نامناسب استفاده مي شود. مثلاً فلان خواننده طاغوتي يا غيرطاغوتي شعر عشقي چرندي را با آهنگي خوانده؛ حالا ما بياييم در مجلس امام حسين و براي عشاق امام حسين، آيات والاي معرفت را در اين آهنگ بريزيم و بنا كنيم آن را خواندن؛ اين خيلي بد است.
مداحان خودشان آهنگ بسازند. اين همه ذوق و اين همه هنر وجود دارد. يقيناً در جمع علاقه مندان به اين جريان كساني هستند كه مي توانند آهنگ هاي خوب مخصوص مداحي بسازند؛ آهنگ عزا، آهنگ شادي. اين را هم عرض بكنم كه آهنگ شادي از آهنگ عزا جداست.

مداح اهل بیت حاج مهدی سلحشور / دیدار با آیت الله خامنه ای / سال ۸۵
۲) چيز ديگرى كه بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پيدا كردم، استفادهى از مدحها و تمجيدهاى بىمعناست، كه گاهى هم مضر است. فرض كنيد راجع به حضرت اباالفضل (سلاماللَّهعليه) صحبت مىشود؛ بنا كنند از چشم و ابروى آن بزرگوار تعريف كردن؛ مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنيا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهاى قشنگش بوده؟! اصلاً شما مگر اباالفضل را ديدهايد و مىدانيد چشمش چگونه بوده؟! اينها سطح معارف دينى ما را پايين مىآورد. معارف شيعه در اوج اعتلاست. معارف شيعى ما معارفى است كه يك فيلسوفِ در غرب پرورش يافتهى با مفاهيم غربى و بزرگ شدهى آشناى با معارف فلسفىِ غرب مثل هانرىكُربن را مىآورد دو زانو جلوى علامهى طباطبايى مىنشاند؛ او را خاضع مىكند و مىشود مروج شيعه و معارف آن در اروپا. مىشود معارف شيعه را در همهى سطوح عرضه كرد؛ از سطوح ذهن متوسط و عامى بگيريد تا سطوح بالاترين فيلسوفها. ما با اين معارف نبايد شوخى كنيم. ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عين تشنگى و بر لب آب، بدون اينكه شرعاً و عرفاً هيچ مانعى وجود داشته باشد. ارزش شهداى كربلا به اين است كه از حريم حق در سختترين شرايطى كه ممكن است انسان تصورش را بكند، دفاع كردند.
۳) انسان در اين ميدان برود، بچهى شيرخوارش هم باشد، زنش هم باشد، مادرش هم باشد، ناموساش هم باشد، همهى اينها هم در معرض خطر قرار بگيرند و پايش نلرزد؛ ارزش اباالفضل، ارزش حبيببنمظاهر، ارزش جُون در اينهاست، نه در قد رشيدش يا بازوى پيچيدهاش. قد رشيد كه خيلى در دنيا هست؛ ورزشكارهاى زيبايى اندام كه خيلى هستند؛ اينها كه در معيار معنوى ارزش نيست. گاهى روى اين تعبيرها تكيه هم مىشود! حالا يك وقت شاعرى در يك قصيدهى سى، چهل بيتى اشارهيى هم به جمال حضرت اباالفضل مىكند؛ آن يك حرفى است؛ ما نبايد خيلى خشكى به خرج دهيم و سختگيرى كنيم؛ اما اينكه ما همهاش بياييم روى ابروى كمانى و بينى قلمى و چشم خمار اين بزرگواران تكيه كنيم، اينكه مدح نشد؛ در مواردى ضرر هم دارد؛ در فضاهايى اين كار خوب نيست.
به نام خداوند بخشنده مهربان
ثار به معناي «خونخواهي، خون، قيام براي خونخواهي» است
و ثار الله لقب امام حسين به معناي «خون خدا» است. يعني خدا خونخواه اوست.
واژه شناسي ثار
المنجد، ثَأَرَ و ثَأْر را به معنى انتقام گرفتن دانسته و لفظ ثار را ذكر نكرده است.
طريحى در مجمع البحرين، ثَأَرَ را به معنى انتقام گرفتن معنى كرده و ثاراللّه را تصحيف ثَأْراللّه دانسته است.
ابن اثير در نهاية؛ ثَأر را به معنى خونبها دانسته و لفظ ثار را ذكر نكرده است.
زبيدى در تاج العروس؛ ثَأر و ثار را به يك معنى دانسته و نوشته است: ثار به معنى خون است و گفته شده به معنى انتقام خون كسى را گرفتن نيز به كار ميرود.
در جاهليت عرب در هر قبيله معمول بوده اگر كسي از اين قبيله كشته ميشد، تمام افراد آن قبيله خود را صاحب خون ميدانستند و هر فردي از قبيله قاتل را ميديدند ميكشتند و كلمه ثار به همين معنا است و كاري نداشتند كه او مقصر بوده يا نه چون عضو آن قبيله قاتل است بايد كشته شود و كاري نداشتند كه فرزند مقتول است يا صاحب خون. چون عضو اين قبيله است خود را طلبكار ميدانستند و اگر زور داشت ميكشت.
ثارالله در فرهنگ شيعه
ثار الله از القاب امام حسين است که در زيارتنامه خطاب به آن گفته ميشود. در زيارت عاشورا چنين آمده است:«السلام عليک يا ثار الله و ابن ثاره» اين تعبير، درزيارتهاي ديگر نيز، از جمله زيارت مخصوص امام حسين در اول رجب و نيمه رجب و شعبان و زيارت امام حسين در روز عرفه آمده است. امام صادق در زيارتنامه ابى عبداللّه فرمود: «اَنَّكَ ثارُاللّهِ فِى الاَْرْضِ مِنَ الدَّمِ الَّذِى لا يُدْرِكُ ثِرَتَهُ أَحَدٌ مِن أَهْلِ الاَْرْضِ.»۱ «اى سيد الشهداء ـ عليه السلام ـ تو خونِ خدا در زمينى، همان خونى كه هيچ كس جز خداوند انتقام آن را نميتواند بگيرد.» در تفسير آن محمد باقر مجلسي ميگويد:«كسى هستى كه خداوند انتقام خونش را از قاتلانش خواهد گرفت.»
1ـ گروهى ثاراللّه را به معنى كسى كه انتقام خونش را خداوند ميگيرد، ميدانند و ثار را مخفف ثائِر دانستهاند، مثل شاك مخفف شائك يا ثار را مخفف ثَأْر انگاشتهاند.
2ـ بعضى لفظ «أهل» در تقدير گرفتهاند و گفتهاند: ثاراللّه يعنى اهل ثاراللّه، اهل خونخواهى الهى كه خداوند انتقام خونش را مي گيرد.
3ـ برخى گفتهاند: ثاراللّه يعنى كسى كه خودش در دوران رجعت ميآيد و انتقام خونش را ميگيرد.
4ـ گروهى ثاراللّه را به معنى خون خدا دانستهاند.
در فرهنگ شيعه خون حسين به عنوان نماد عزت، حق طلبي و ظلم ستيزي شناخته ميشود و در طول تاريخ با هويت شيعه پيوند خورده است. به عنوان مثال در جريان انقلاب اسلامي ايران شعار «خون حسين ميجوشد، خميني ميخروشد» يادآور اين مفهوم و نمايانگر اثر آن در برانگيختن شيعيان است.
يا لثارات الحسين
بعد از شهادت حسين بن علي قيامهاي زيادي به خونخواهي او و با شعار «يا لثارات الحسين» عليه امويان شکل گرفت که مهمترين آنها قيام توابين، قيام مختار بوده است،۲ که منجر به کشته شدن سران قاتلين امام حسين از جمله ابن زياد، عمر پسر سعد، شمر و هرمله شد.
او پرچم «يا لثارات الحسين» بر ميافرازد و قيام ميکند.
دكتر علي شريعتي اين مطلب را اين طور توضيح مي دهد:
اين مطلب در دعاي ندبه هر جمعه خوانده مي شود: «اين الطالب بذحول الانبياء و ابناء الانبياء اين الطالب بدم المقتول بکربلا »
۱. (بحارالانوار، ج 101، ص 168)
۲. (بحار الانوار ج52 ص 308)
۳. (شزيعتي، ثار:18)
هوالطیف

آدم برفی
یک بار دیگر همه چیز را وارسی کرد. بیل چه، دکمه، هویچ، چوب، قابلمه و شال گردن قرمزی که مادر تازه بافته بود، رادیو هم اعلام کرد به علت بارش سنگین برف فردا مدرسه ها تعطیل است. همه چیز آماده بود. فقط مانده بود بابا که قرار بود همین روزها از اهواز بیاید و با هم آدم برفی بسازند. شب کنار پنجره خوابش برد. چشم به راه و بدون لالایی.
اما آن شب، موشک اسکاد زودتر از بابا از راه رسید.
یا علی مددی
هواللطیف

نوشتن حس میخواهد. اگر همان وقت که حسش هست ننویسی، میرود و تو میمانی با یک پست خالی ثبت موقت و یک نوشتهی ننوشته!
هست. نه اینکه نباشد ولی خیلی کم اتفاق میافتد که یک حس دوباره خودش بیاید سراغ آدم. الان با برفی که از دیشب تا حالا بارش گرفته آمده و من می خواهم بنویسم و برای نوشتنش اینقدر عجله دارم که آنقدر پر غلط تایپ میکنم که نوشتن همین سه-چهار خط کلی طول میکشد خودش و تصحیحش.
هر سال از وقتی هوا آنقدر سرد می شود که دیگر نتوانم با یک لا تک پوش و پیراهن بروم بیرون به انتظارش هستم. تا قبل از اولین بارش، هر روز صبح آن موقع که اولین شعاع نور چشمانم را روشن می کند چشم می گردانم سوی پنجره و می بینمش که نیست! هر بار که هوا ابری می شود دل خوش می شوم به اینکه آمدنش نزدیک است. یک برف مَشتی که چندین ساعت ببارد و درست و حسابی همه جا را سپید پوش کند و شهر ما مثل هر سال احرام ببندد و مُحرِم شود. خیلی دلم می سوزد که هیچ کس صدای حزین و پرشور لبیک گفتن شهرمان را نمیشنود.
چهارشنبه ای که گذشت همان روز موعود(!) بود. با صدای عباس آقا (هم اتاقی) برای نماز که بیدار شدم هوا آنقدر تاریک بود که قدری طول کشید تا تفاوت برف و باران را تشخیص بدهم ولی بلاخره آمده بود. نزدیک دو هفته بعد از شب چله. خوبی چنین روزهایی این است که از همان ابتدا تکلیفشان را با آدم روشن می کنند. یک روز پر نشاط، لبریز از طراوتی سرد و سفید. سفیدِ سفید!
به نام خداوند بخشنده مهربان
گاهی وقتا میخواي دعا كني يا با خدا حرف بزني ولي زبونت نميچرخه تا اون چيزي كه دلت ميخواد رو بگي. بعد ميبيني چيزي رو كه ميخواستي بگي(ولي نتونستي) يكي قبلن يه جاي ديگه بهترش رو گفته. اين يكي از هموناست.
خدایا!
تو با دوستانت از همه اُنس گیرنده تری، و بر طرف كنندهي نيازهاي توكل كنندگاني،
بر اسرار پنهانشان آگاه، و به آنچه در دل دارند آشنايي، و از ديدگاههاي آنان با خبر، و رازشان نزد تو آشكار، و دلهايشان در حسرت ديدار تو داغدار است،
اگر تنهايي و غربت به وحشتشان اندازد ياد تو آرامشان ميكند، اگر مصيبتها بر آنان فرود آيد، به تو پناه ميبرند، و روي به درگاه تو دارند، زيرا ميدانند كه سر رشتهي كارها به دست توست، و همهي كارها از خواست تو نشأت ميگيرد.
خدايا!
اگر براي خواستن درمانده شوم، يا راه پرسيدن را ندانم، تو مرا به اصلاح كارم راهنمايي فرما، و جانم را به آنچه مايهي رستگاري من است هدايت كن، كه چنين كاري از راهنماييهاي تو به دور نبوده، و از كفايتهاي تو ناشناخته نيست.
خدايا!
مرا با بخشش خود بپذير، و با عدل خويش، با من رفتار مكن!
[حضرت علي عليه السلام، نهج البلاغه، خطبه ۲۲۷، ترجمه محمد دشتی]
یا علی مدد است
به نام خداوند بخشنده مهربان

فــارغ از هــــر دو جهانـــم به گل روی علی.......از خُم دوست جوانم به خَم موي علي
طي كنم عرصه ملك و ملكوت از پي دوست...... يــــاد آرم به خــرابــات چو ابروي علي
امام خميني (ره)
«من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه احبب من احبه و ابعضه و انصر من نصره و اخذل من خذله»
آنكس را كه من مولايم، على نيز مولاى اوست. خداوندا! آن كس كه على عليهالسلام را دوست (و پيرو) است دوست بدار! هر كه على را دشمن بدارد، دشمن بدار! يارى كن هر كه را ياريش دهد بى ياورش گذار، هر كه او را يارى نكند.
عيد امامت مباركباد
يا علي مدد است
هواللطیف
معاونت پژوهشی-فرهنگی چای نبات
با همکاری دفتر بررسی تقویت مطالعات همکاریهای استراتژیک
انجمن برده داران بدون مرز
كميته توسعه و اصلاح چاينبات
و بنیاد انهدام آثار و دفن ارزشهای چای نبات
با مشارکت حزب اصلاح و تربیت مردم
برگزار می کند:
همایش بزرگ برده داری در هزاره سوم