تبليغاتX
چای ‌نبات

به نام خداوند بخشنده مهربان

کنار دل و دست و دریا، ابالفضل!
تو را دیده ام بارها، یا ابالفضل!

تو از آب می‌آمدی مشک بر دوش
و من در تو غرق تماشا، ابالفضل!

اگر دست می داد، دل می بریدم
به دست تو از هر دو دنیا، ابالفضل!

دل از کودکی، از فرات آب می خورد
و تکلیف شب: آب، بابا، ابالفضل!

تو، لب تشنه، پرپر شدی، شبنم اشک
به پای تو می ریزم اما، ابالفضل!

فدک مادری می کند کربلا را
غریبی تو هم مثل زهرا، ابالفضل!

تو را هر که دارد، ز غم بی نیاز است
وفا، بعد از این، نیست تنها، ابالفضل!

تو با غیرت و آب و دست بریده
قیامت به پا می کنی، یا ابالفضل!

  [ابوالقاسم حسین جانی]

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 14:0  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

  • معمولن در تکیه‌هاي عزاداري و هيئت‌ها رسم بر اين است كه شب ششم محرم، براي حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام عزاداري كنند. قاسم فرزند امام حسن مجتبي عليه السلام در زمان واقعه عاشورا سيزده سال بيش‌تر نداشته‌اند. ازايشان اين جمله‌ي به ياد ماندني كه فرمودند «مردن براي من شيرين تر از عسل است» در ذهن اكثر ما هست.
  • الا لعنت الله علي القوم الظالمين.
  • یکی از برنامه هایی که مجموعه فرهنگي عاشورائيان اصفهان در شب‌هاي محرم اجرا می‌کند و خیلی هم مورد استقبال قرار گرفته اجرای تعزيه به شيوه‌اي (نسبتن) جديد می‌باشد؛ بدين صورت كه قسمتي از تعزيه به صورت نمايش سايه‌اي اجرا مي‌شود. اين كليپ تصويري، نمايش حضرت قاسم ابن الحسن عليه السلام است كه محرم سال گذشته اجرا شد.

در آن شب، بعد از آن اتمام حجت‏ها وقتى كه همه يك‌جا و صريحن اعلام وفادارى كردند و گفتند: ما هرگز از تو جدا نخواهيم شد، يك‌دفعه صحنه عوض شد. امام عليه السلام فرمود:حالا كه اين طور است، بدانيد كه ما كشته خواهيم شد.
همه گفتند: الحمد لله، خدا را شكر مى‏كنيم براى چنين توفيقى كه به ما عنايت كرد، اين براى ما مژده است، شادمانى است.
طفلى در گوشه‏اى از مجلس نشسته بود كه سيزده سال بيشتر نداشت. اين طفل پيش خودش شك كرد كه آيا اين كشته شدن شامل من هم مى‏شود يا نه؟ از طرفى حضرت فرمود: تمام شما كه در اينجا هستيد، ولى ممكن است من چون كودك و نا بالغ هستم مقصود نباشم. رو كرد به ابا عبد الله و گفت: «يا عماه!»عمو جان!«و انا فى من يقتل؟ » آيا من جزء كشته‌شدگان فردا خواهم بود؟
نوشته‏اند ابا عبد الله در اينجا رقت كرد و به اين طفل-كه جناب قاسم بن الحسن است-جوابى نداد. از او سؤالى كرد، فرمود: پسر برادر! تو اول به سؤال من جواب بده تا بعد من به سؤال تو جواب بدهم. اول بگو: «كيف الموت عندك؟» مردن پيش تو چگونه است، چه طعم و مزه‏اى دارد؟عرض كرد: «يا عماه احلى من العسل‏» از عسل براى من شيرين‏تر است،
تو اگر بگويى كه من فردا شهيد مى‏شوم، مژده‏اى به من داده‏اى.
فرمود:بله فرزند برادر،«اما بعد ان تبلو ببلاء عظيم‏» ولى بعد از آن‌كه به درد سختى مبتلا خواهى شد، بعد از يك ابتلاى بسيار بسيار سخت.
گفت:خدا را شكر، الحمد لله كه چنين حادثه‏اى رخ مى‏دهد...

 [شهيد مطهري كتاب مجموعه آثار ج ۱۷ ص ۳۷۵]

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/26ساعت 0:38  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

هواللطیف

این که مدح نشد! *

۱) من شنيده ام در مواردي از آهنگ هاي نامناسب استفاده مي شود. مثلاً فلان خواننده طاغوتي يا غيرطاغوتي شعر عشقي چرندي را با آهنگي خوانده؛ حالا ما بياييم در مجلس امام حسين و براي عشاق امام حسين، آيات والاي معرفت را در اين آهنگ بريزيم و بنا كنيم آن را خواندن؛ اين خيلي بد است.
مداحان خودشان آهنگ بسازند. اين همه ذوق و اين همه هنر وجود دارد. يقيناً در جمع علاقه مندان به اين جريان كساني هستند كه مي توانند آهنگ هاي خوب مخصوص مداحي بسازند؛ آهنگ عزا، آهنگ شادي. اين را هم عرض بكنم كه آهنگ شادي از آهنگ عزا جداست.

رهبر انقلاب در دیدار با مداحان / حاج مهدی سلحشور
مداح اهل بیت حاج مهدی سلحشور / دیدار با آیت الله خامنه ای / سال ۸۵

۲) چيز ديگرى كه بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پيدا كردم، استفاده‏ى از مدح‏ها و تمجيدهاى بى‏معناست، كه گاهى هم مضر است. فرض كنيد راجع به حضرت اباالفضل (سلام‏اللَّه‏عليه) صحبت مى‏شود؛ بنا كنند از چشم و ابروى آن بزرگوار تعريف كردن؛ مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنيا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهاى قشنگش بوده؟! اصلاً شما مگر اباالفضل را ديده‏ايد و مى‏دانيد چشمش چگونه بوده؟! اينها سطح معارف دينى ما را پايين مى‏آورد. معارف شيعه در اوج اعتلاست. معارف شيعى ما معارفى است كه يك فيلسوفِ در غرب پرورش يافته‏ى با مفاهيم غربى و بزرگ شده‏ى آشناى با معارف فلسفىِ غرب مثل هانرى‏كُربن را مى‏آورد دو زانو جلوى علامه‏ى طباطبايى مى‏نشاند؛ او را خاضع مى‏كند و مى‏شود مروج شيعه و معارف آن در اروپا. مى‏شود معارف شيعه را در همه‏ى سطوح عرضه كرد؛ از سطوح ذهن متوسط و عامى بگيريد تا سطوح بالاترين فيلسوف‏ها. ما با اين معارف نبايد شوخى كنيم. ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عين تشنگى و بر لب آب، بدون اين‏كه شرعاً و عرفاً هيچ مانعى وجود داشته باشد. ارزش شهداى كربلا به اين است كه از حريم حق در سخت‏ترين شرايطى كه ممكن است انسان تصورش را بكند، دفاع كردند.

۳) انسان در اين ميدان برود، بچه‏ى شيرخوارش هم باشد، زنش هم باشد، مادرش هم باشد، ناموس‏اش هم باشد، همه‏ى اينها هم در معرض خطر قرار بگيرند و پايش نلرزد؛ ارزش اباالفضل، ارزش حبيب‏بن‏مظاهر، ارزش جُون در اينهاست، نه در قد رشيدش يا بازوى پيچيده‏اش. قد رشيد كه خيلى در دنيا هست؛ ورزشكارهاى زيبايى اندام كه خيلى هستند؛ اينها كه در معيار معنوى ارزش نيست. گاهى روى اين تعبيرها تكيه هم مى‏شود! حالا يك وقت شاعرى در يك قصيده‏ى سى، چهل بيتى اشاره‏يى هم به جمال حضرت اباالفضل مى‏كند؛ آن يك حرفى است؛ ما نبايد خيلى خشكى به خرج دهيم و سختگيرى كنيم؛ اما اين‏كه ما همه‏اش بياييم روى ابروى كمانى و بينى قلمى و چشم خمار اين بزرگواران تكيه كنيم، اين‏كه مدح نشد؛ در مواردى ضرر هم دارد؛ در فضاهايى اين كار خوب نيست.


* از بيانات ره بر انقلاب در ديدار بامداحان / 5 مرداد 1384

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/24ساعت 19:5  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان 

ثار به معناي «خون‌خواهي، خون، قيام براي خون‌خواهي» است
و ثار الله لقب امام حسين به معناي «خون خدا» است. يعني خدا خون‌خواه اوست.


واژه شناسي ثار

المنجد، ثَأَرَ و ثَأْر را به معنى انتقام گرفتن دانسته و لفظ ثار را ذكر نكرده است.
طريحى در مجمع البحرين، ثَأَرَ را به معنى انتقام گرفتن معنى كرده و ثاراللّه را تصحيف ثَأْراللّه دانسته است.
ابن اثير در نهاية؛ ثَأر را به معنى خون‌بها دانسته و لفظ ثار را ذكر نكرده است.
زبيدى در تاج العروس؛ ثَأر و ثار را به يك معنى دانسته و نوشته است: ثار به معنى خون است و گفته شده به معنى انتقام خون كسى را گرفتن نيز به كار مي‌رود.
 
 

در جاهليت عرب در هر قبيله معمول بوده اگر كسي از اين قبيله كشته مي‌شد، تمام افراد آن قبيله خود را صاحب خون مي‌دانستند و هر فردي از قبيله قاتل را مي‌ديدند مي‌كشتند و كلمه ثار به همين معنا است و كاري نداشتند كه او مقصر بوده يا نه چون عضو آن قبيله قاتل است بايد كشته شود و كاري نداشتند كه فرزند مقتول است يا صاحب خون. چون عضو اين قبيله است خود را طلبكار مي‌دانستند و اگر زور داشت مي‌كشت.  

ثارالله در فرهنگ شيعه

ثار الله از القاب امام حسين است که در زيارت‌نامه خطاب به آن گفته مي‌شود. در زيارت عاشورا چنين آمده است:«السلام عليک يا ثار الله و ابن ثاره‏» اين تعبير، درزيارت‌هاي ديگر نيز، از جمله زيارت مخصوص امام حسين‏ در اول رجب و نيمه رجب ‏و شعبان و زيارت امام حسين در روز عرفه آمده است. امام صادق در زيارت‌نامه ابى عبداللّه فرمود: «اَنَّكَ ثارُاللّهِ فِى الاَْرْضِ مِنَ الدَّمِ الَّذِى لا يُدْرِكُ ثِرَتَهُ أَحَدٌ مِن أَهْلِ الاَْرْضِ.»۱ «اى سيد الشهداء ـ عليه السلام ـ تو خونِ خدا در زمينى، همان خونى كه هيچ كس جز خداوند انتقام آن را نمي‌تواند بگيرد.» در تفسير آن محمد باقر مجلسي مي‌گويد:«كسى هستى كه خداوند انتقام خونش را از قاتلانش خواهد گرفت.»

 

1ـ گروهى ثاراللّه را به معنى كسى كه انتقام خونش را خداوند مي‌گيرد، مي‌دانند و ثار را مخفف ثائِر دانسته‌اند، مثل شاك مخفف شائك يا ثار را مخفف ثَأْر انگاشته‌اند.
2ـ بعضى لفظ «أهل» در تقدير گرفته‌اند و گفته‌اند: ثاراللّه يعنى اهل ثاراللّه، اهل خون‌خواهى الهى كه خداوند انتقام خونش را مي گيرد.
3ـ برخى گفته‌اند: ثاراللّه يعنى كسى كه خودش در دوران رجعت مي‌آيد و انتقام خونش را مي‌گيرد.
4ـ گروهى ثاراللّه را به معنى خون خدا دانسته‌اند.

در فرهنگ شيعه خون حسين به عنوان نماد عزت، حق طلبي و ظلم ستيزي شناخته مي‌شود و در طول تاريخ با هويت شيعه پيوند خورده است. به عنوان مثال در جريان انقلاب اسلامي ايران شعار «خون حسين مي‌جوشد، خميني مي‌خروشد» يادآور اين مفهوم و نمايان‌گر اثر آن در برانگيختن شيعيان است.

 

يا لثارات الحسين

بعد از شهادت حسين بن علي قيام‌هاي زيادي به خون‌خواهي او و با شعار «يا لثارات الحسين» عليه امويان شکل گرفت که مهم‌ترين آن‌ها قيام توابين، قيام مختار بوده است،۲ که منجر به کشته شدن سران قاتلين امام حسين از جمله ابن زياد، عمر پسر سعد، شمر و هرمله شد.

 اما از ديدگاه شيعيان خون‌خواه حقيقي سيد الشهدا، مهدي(عج) است. و شيعيان در زيارت عاشورا چنين دعا مي کنند: «ان يرزقني طلب ثارک مع امام منصور من اهل بيت محمد و آل محمد»

او پرچم «يا لثارات الحسين» بر مي‌افرازد و قيام مي‌کند.

دكتر علي شريعتي اين مطلب را اين طور توضيح مي دهد:

 «... بزرگترين لقب آن نجات‏دهنده آخرين‏انسان از اين رابطه ثار...«منتقم‏»است. انتقام چه چيز را مي‌گيرد؟ همه مي‌گويند انتقام ‏قاتلين سيد الشهدا، نه!انتقام ثاري که به گردن بني‏هابيل است... اگر غيرت و آگاهي وجود داشته باشد، تمام فضاي تاريخ ما پر از ضجه و دعوت خون‌خواهي ثارهاست. اما اين‏ثارها، ثارهاي قبيله‏اي نيست، ثار الله است. اين‌ها«ثار الله‏»هستند که بايد از قاتلين بني‏طاغوت گرفته شوند. حسين، وارث يکي از ورثه است که خودش بصورت يک ثار در آمد و فرزندش و باباش، اين‌ها همه ثارهاي خدا هستند و پدر ثارهاي خدا و پسر ثارهاي ‏خداست...هدف،انتقام کشيدن از«بني قابيل‏»است که آن همه دستش به خون ثارهاي عزيزما آغشته است...يا ثار الله و ابن ثاره‏».۳

اين مطلب در دعاي ندبه هر جمعه خوانده مي شود: «اين الطالب بذحول الانبياء و ابناء الانبياء اين الطالب بدم المقتول بکربلا »


   ۱. (بحارالانوار، ج 101، ص 168)

   ۲.  (بحار الانوار ج52 ص 308)

   ۳.  (شزيعتي، ثار:18)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/21ساعت 1:0  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

هوالطیف

آدم برفی

آدم برفی

یک بار دیگر همه چیز را وارسی کرد. بیل چه، دکمه، هویچ، چوب، قابلمه و شال گردن قرمزی که مادر تازه بافته بود، رادیو هم اعلام کرد به علت بارش سنگین برف فردا مدرسه ها تعطیل است. همه چیز آماده بود. فقط مانده بود بابا که قرار بود همین روزها از اهواز بیاید و با هم آدم برفی بسازند. شب کنار پنجره خوابش برد. چشم به راه و بدون لالایی. 
اما آن شب، موشک اسکاد زودتر از بابا از راه رسید.

یا علی مددی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/18ساعت 23:50  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

هواللطیف

برف

نوشتن حس می‌خواهد. اگر همان وقت که حسش هست ننویسی، می‌رود و تو می‌مانی با یک پست خالی ثبت موقت و یک نوشته‌ی ننوشته!  
هست. نه اینکه نباشد ولی خیلی کم اتفاق می‌افتد که یک حس دوباره خودش بیاید سراغ آدم. الان با برفی که از دیشب تا حالا بارش گرفته آمده و من می خواهم بنویسم و برای نوشتنش اینقدر عجله دارم که آنقدر پر غلط تایپ می‌کنم که نوشتن همین سه-چهار خط کلی طول می‌کشد خودش و تصحیحش.


هر سال از وقتی هوا آنقدر سرد می شود که دیگر نتوانم با یک لا تک پوش و پیراهن بروم بیرون به انتظارش هستم. تا قبل از اولین بارش، هر روز صبح آن موقع که اولین شعاع نور چشمانم را روشن می کند چشم می گردانم سوی پنجره و می بینمش که نیست! هر بار که هوا ابری می شود دل خوش می شوم به اینکه آمدنش نزدیک است. یک برف مَشتی که چندین ساعت ببارد و درست و حسابی همه جا را سپید پوش کند و شهر ما مثل هر سال احرام ببندد و مُحرِم شود. خیلی دلم می سوزد که هیچ کس صدای حزین و پرشور لبیک گفتن شهرمان را نمی‌شنود.

چهارشنبه ای که گذشت همان روز موعود(!) بود. با صدای عباس آقا (هم اتاقی) برای نماز که بیدار شدم هوا آنقدر تاریک بود که قدری طول کشید تا تفاوت برف و باران را تشخیص بدهم ولی بلاخره آمده بود. نزدیک دو هفته بعد از شب چله. خوبی چنین روزهایی این است که از همان ابتدا تکلیفشان را با آدم روشن می کنند. یک روز پر نشاط، لبریز از طراوتی سرد و سفید. سفیدِ سفید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/16ساعت 16:0  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

گاهی وقتا می‌خواي دعا كني يا با خدا حرف بزني ولي زبونت نمي‌چرخه تا اون چيزي كه دلت مي‌خواد رو بگي. بعد مي‌بيني چيزي رو كه مي‌خواستي بگي(ولي نتونستي) يكي قبلن يه جاي ديگه بهترش رو گفته. اين يكي از هموناست.

خدایا!
تو با دوستانت از همه اُنس گیرنده تری، و بر طرف كننده‌ي نيازهاي توكل كنندگاني،
بر اسرار پنهان‌شان آگاه، و به آن‌چه در دل دارند آشنايي، و از ديدگاه‌هاي آنان با خبر، و رازشان نزد تو آشكار، و دل‌هاي‌شان در حسرت ديدار تو داغ‌دار است،
اگر تنهايي و غربت به وحشت‌شان اندازد ياد تو آرامشان مي‌كند، اگر مصيبت‌ها بر آنان فرود آيد، به تو پناه مي‌برند، و روي به درگاه تو دارند، زيرا مي‌دانند كه سر رشته‌ي كارها به دست توست، و همه‌ي كارها از خواست تو نشأت مي‌گيرد.
خدايا!
اگر براي خواستن درمانده شوم، يا راه پرسيدن را ندانم، تو مرا به اصلاح كارم راه‌نمايي فرما، و جانم را به آن‌چه مايه‌ي رستگاري من است هدايت كن، كه چنين كاري از راه‌نمايي‌هاي تو به دور نبوده، و از كفايت‌هاي تو ناشناخته نيست.
خدايا!
مرا با بخشش خود بپذير، و با عدل خويش، با من رفتار مكن!


[
حضرت علي عليه السلام، نهج البلاغه، خطبه ۲۲۷، ترجمه محمد دشتی]

یا علی مدد است

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/11ساعت 22:44  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان



فــارغ از هــــر دو جهانـــم به گل روی علی
.......از خُم دوست جوانم به خَم موي علي
طي كنم عرصه ملك و ملكوت از پي دوست...... يــــاد آرم به خــرابــات چو ابروي علي

امام خميني (ره)


«من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه احبب من احبه و ابعضه و انصر من نصره و اخذل من خذله»

آن‌كس را كه من مولايم، على نيز مولاى اوست. خداوندا! آن كس كه على عليه‌السلام را دوست (و پيرو) است دوست بدار! هر كه على را دشمن بدارد، دشمن بدار! يارى كن هر كه را ياريش دهد بى ياورش گذار، هر كه او را يارى نكند.

عيد امامت مبارك‌باد

يا علي مدد است  

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 20:19  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

هواللطیف

معاونت پژوهشی-فرهنگی چای نبات
با هم‌کاری دفتر بررسی تقویت مطالعات هم‌کاری‌های استراتژیک
انجمن برده داران بدون مرز
كميته توسعه و اصلاح چاي‌نبات
و بنیاد انهدام آثار و دفن ارزشهای چای نبات 
با مشارکت حزب اصلاح و تربیت مردم 
برگزار می کند:

همایش بزرگ برده داری در هزاره سوم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 16:5  توسط محمد مهدی شیخ صراف  |