تبليغاتX
چای ‌نبات

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

       بفرماييد هندونه

 

"آخر پاييزه، اگه خواستي جوجه هاتو بشماري ما رو يادت نره."

ديروز  تولد يكي از دوستاي خوبم بود و من بر خود لازم مي دانم از همين تريبون تولدش رو (كه پريشب توي جشن تولدش بهش تبريك گفته بودم) يه بار ديگه بهش تبريك بگم چون خيلي دوستش دارم و از صميم قلب برايش آرزوي موفقيت و خوش بختي مي كنم.

عزيزم جشن ميلادت مبارك...

نكته ي نه چندان مهم: البته طرف اصلن تكواندو كار نيست و کلن اين تبريكات هيچ گونه ارتباط غيرمستقيمي با م. پسرخاله ندارد! بنده قوين(با تاکید خوانده شود) تكذيب مي كنم.

در ادامه ي مطلب هم يه توضيحاتي هست در مورد شب يلدا و فلسفه ي اون و نحوه ي برگزاري ش. هر كي حالشو داشت، بخونه.

اينم يه كليپ باحال مربوط به شب يلدا. 

اميدوارم امشب به همه خوش بگذره.

ولي زياد پرخوري نكنيد.

يا علي مدد است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/30ساعت 16:19  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

هواللطیف

به یعقوب بگویید

برای شفای چشمانش

چاره ای دیگر بیاندیشد.

*

این بار

پیراهن

از جلو پاره شده است...

یا علی مددی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/28ساعت 22:41  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

هواللطیف

می‌خواهی بالا بیایی که چه؟
عزیزت سازند
به حراجت گذارند
جامه‌ات را پاره کنند
*
میل خودت است
اما
من اگر جای تو بودم
ترجیح می‌دادم
یوسفی طعمه‌ی‌گرگ‌شده باشم
آن‌گونه که برادرانم به یعقوب می‌گفتند
*
بسا دروغ‌ها
که زیبایند
و بسا راست‌ها
که زشت

یا علی مددی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/27ساعت 23:31  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

هواللطیف

شاعري كه نتوان عاشقش شد

براي چه مي خواهد شعرهايش را ؟

و آهنگ سرود آوازهايش را ؟

شعري كه نتواند حتي لاي پنجره اي را

به سر انگشتان سحر تو بگشايد

و آوازي كه نتواند حتي تو را

 به دزدانه نگريستن زلفهاي پريشان فرا بخواند

باد را براي چه مي خواهد؟

باران را براي چه؟

بگذار آسمان همچنان تيره و تار باشد…

(کریم شفاهی)

یا علی مددی

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/25ساعت 22:35  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان 

        شتر

حضرت علي عليه السلام فرمودند:

در فتنه ها، هم چون شتر دو ساله باش، نه پُشتي دارد كه سواري دهد، و نه پستاني كه او را بدوشند.

نهج البلاغه، حكمت ۱

منظور حضرت از فتنه ها چيست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/23ساعت 15:21  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

چندي پيش مقاله اي اقتصادي در يكي از نشريات مطالعه مي كردم. در اين مقاله اقتصاد كشور قطر مورد بررسي و تحليل  قرار گرفته بود.  با توجه به اينكه بازي هاي آسيايي در اين كشور در حال برگزاري ست؛ بي مناسبت نديدم كه چكيده اي از اين مقاله ي چند صفحه اي را بر روي وبلاگ قرار دهم. تا با اين كشور حوزه ي خليج فارس آشنايي بيشتري پيدا كنيم.
البته شايد كمي طولاني باشد ولي مطمئنن به نكات جالبي بر مي خوريد.

با تشكر از احسان صحافيان بابت ترجمه ي اين مقاله.

        نمايي از كشور قطر 

قطر غیر دیدنی ترین نقطه ی زمین!

قطر كشور گرماي سوزان، كشور بيابان

كشوري گرم و سوزان تشكيل شده از شن و ماسه.

تكه اي از صحرا كه 175كيلومتر طول دارد و 75كيلومتر عرض.

داراي ذخاير عظيم گاز طبيعي.

ميدان گازي  شمالي قطر كه در خليج فارس قرار گرفته، پس از ميدان نفتي "قوار" عربستان سعودي كه بزرگ ترين منبع سوخت فسيلي جهان است در مكان دوم قرار دارد.

تقريبا 15درصد ذخاير گاز طبيعي جهان را در اختيار دارد. از اين بابت، تنها پس از روسيه و ايران قرار مي گيرد.

اين كشور داراي حدود 200هزار شهروند قطري است؛ به علاوه ي بيش از 600 هزار كارگر پاكستاني، سري لانكايي و نپالي و زنان پيش خدمت فيليپيني.

اقتصاد قطر طبق برآوردهاي اوليه، در سال 2005 با 29درصد رشد مواجه بود، رقمي كه احتمالن امسال افزايش مي يابد.

درآمد سرانه قطر سال جاري از 53هزاردلار فراتر خواهد رفت!!

نخستين انتخابات آزاد اين  كشور در سال ۱۹۹۹ برگزار شد.

 

 

شريك  تجاري اسراييل و همزمان پشتيبان نظامي حماس

به اسراييل امكان تاسيس دفتر تجاري در قطر داده شده است و مديران آن معمولا ژنرال هاي عالي رتبه بازنشسته اند.

خاندان حاكم قطر، اگرچه همزمان تروريسم را تقبيح مي كند، هيچ نگراني در مورد تامين مالي حماس ندارد (حماس تلويحن و به نادرستي تروريست خوانده شده است.م). قطر اخيرن پنجاه ميليون دلار به دولت خودگردان كمك مالي كرد، بدون اين كه براي هزينه كردن آن، شرطي قايل شود.

 هم زمان، شيوخ قطر هزينه ساخت يك استاديوم فوتبال را نزديك شهر شمالي اسراييل - حيفا - پرداختند.

 

               

 

مهم ترين و بزرگ ترين پايگاه نظامي آمريكا در خليج فارس (پايگاه هوايي عديد)

اين تاسيسات كه در هيچ يك از نقشه هاي قطر مكان آن مشخص نشده است، در حقيقت مركز فرماندهي آمريكا در تمامي جنگ عراق بود.

موطن شبكه تلويزيوني الجزيره (كه اسامه بن لادن، رهبر تروريست ها را تبليغ مي  كند)

دفتر مركزي اين شبكه در مركز دوحه قراردارد كه نزديك يك بازار قديمي و رستوران جديد برگركينگ واقع شده.
الجزيره، چنان كه از تبليغات موثر آن مشخص است، سازماني حرفه اي است.
سوالاتی که  توسط مهمانان بازدید کننده از این شبکه از عیسی الدین عبد امولی مشاور رسانه ای این شبکه پرسیده شده:

آيا الجزيره زياد هوادار القاعده و به شدت ضدآمريكايي است؟

- تاكنون ما پنج ساعت سخنان بن لادن و 500 ساعت سخنان جورج بوش را پخش كرده ايم.

آيا الجزيره، ضداسراييلي است؟

- ما سياست اشغال و بي رحمي هايي را كه روي داده است محكوم مي كنيم، اما به مقامات تل آويو فرصت هاي زيادي براي بيان نظراتشان داده ايم. هيچ شبكه راديو تلويزيوني ديگر، مصاحبه زنده با وزراي كابينه اسراييل انجام نداده است.

آيا الجزيره زن گريز است؟ (به خديجه بن گويينه اشاره مي كند)

- او تنها زن گوينده ماست كه طبق خواست خود پوشش كاملي دارد.

عبدالمولي از اقدام تهديدآميز مشترك بوش و بلر مطابق دست نويس گفت وگويي كه در مطبوعات منتشر شد اطلاع

دارد: " آن ها می گویند بايد دفتر مركزي الجزيره را بمباران كنيم. "

مرد آتشين مزاج الجزيره يوسف القراداوي پاسخ جهان اسلام به نو انجيلي هاي تلويزيوني آمريكايي است. او يكي از پربيننده ترين برنامه ها را ميزباني مي كند. او در برنامه وعظ و اندرز هفتگي به نام قانون اسلامي و زندگي روزمره از هم جنس بازي ابراز انزجار مي كند و فاجعه سونامي جنوب شرقي آسيا را مجازات الهي براي گردشگري جنسي تلقي مي كند. اگرچه قراداوي با اعمال تروريستي عليه شهروندان بي گناه مخالفت مي ورزد، حملات انتحاري فلسطينيان در مبارزه با اشغالگران را مشروع مي داند و آنان را شهيد تلقي مي كند.

 

      امير قطر


امير قطر شيخ حمد بن خليفه آل ثاني
56ساله و برادرش عبدالله 46ساله رييس دولت متحدان سفت و سخت واشينگتن در نبرد با تروريسم هستند.

خاندان حاكم، همچنين پشتيبان اصلي شبكه تلويزيوني الجزيره است كه رويكردي شديدا انتقادي نسبت به دولت هاي فئودال عرب و دولت بوش اتخاذ كرده است.

حاكم قطر كه زماني افسر آكادمي نظامي سلطنتي بريتانيا در سندهرست بود، مي خواهد كشورش را كه به شدت تحت تاثير اسلام سني است به پيشگام دموكراسي در جبهه جهاني سازي تبديل كند، به نوعي كه خصلت بدوي مردم به خطر نيفتد. به بيان ديگر، امير مي خواهد كشورش از نظر اقتصادي و سياسي ليبرال شود و در موضوعات اخلاقي محافظه كار باقي بماند و اين يعني تذهيب جامعه قبيله اي قطر.

 

خطوط هوايي قطر، در حال دوبرابر كردن شمار هواپيماهاي خود است و پيش تر موفق به كسب رتبه سوم از نظر خدمات در ميان شركت هاي هواپيمايي جهان شده است. فرودگاه جديد 5/2ميليارددلاري قطر، به گونه اي ساخته شده است كه با ارباس غول پيكرa 380 سازگاري كامل داشته باشد.

 

تصويري ماهواره اي از متاخرترين پروژه غرورآميز قطر يعني "مرواريد" با افتخار بر ديوار شركت توسعه متحد دو طبقه واقع در طبقه فوقاني نمايندگي فروش اتوموبيل فراري در دوحه نصب شده است.

 اين پروژه كه همچنان دردست ساخت است، جزيره اي است مصنوعي در خليج فارس كه احتمالا حدود 3ميليارد دلار هزينه خواهد داشت.

اين پروژه هتل هاي پنج ستاره، مراكز خريد و مناطق مسكوني براي 30هزار نفر را شامل خواهد شد كه تنها در چهاركيلومتر مربع جزيره مصنوعي جاي خواهند گرفت.

 نسخه هايي مينياتوري از مراكش و ونيز به توريست ها عرضه خواهد شد. همچنين محلي مشابه برادوي در آن ساخته خواهدشد. و طبق بروشور مرواريد، كلوپ هاي ساحلي مشابه كلوپ هاي جنوب فرانسه.

پروژه مذكور همچنين مقام دوم قطر را در پيست و استاديوم اسكيت روي يخ به خود اختصاص خواهدداد. اسكيت بازان و بازيكنان هاكي روي يخ، در مركز شهر دوحه، در حالي به بازي مي پردازند كه دماي بيرون اماكن پيش گفته، به بالاي 45درجه سانتيگراد صعود مي كند.

 

حكم رانان دوحه براي جذب گردشگران، افرادي را به استخدام خود درآورده اند كه نيويورك تايمز، آنان را چهارآرشيتيكت برتر نماهاي ساختماني جهان مي داند.

آرشيتكت چيني آي ام پي يكي از آنهاست كه موزه هنر اسلامي او، كلكسيوني از مكعب هاي سفيد است كه جوري چيده شده اند كه تداعي كننده يك سازه قصرمانند باشند. اين پروژه در سمت رو به درياي بلوار، روبه اتمام است.

 به سانتياگو كالاتراوا ي اسپانيايي، طراحي يك موزه عكس سپرده شده است؛ موزه عكسي كه يك كلكسيون عكس ديدني متعلق به حكومت قطر در آن به نمايش درخواهدآمد.

 ژان نوول فرانسوي درحال طراحي بال جديدي براي موزه ملي است و

 آرشيتكت ژاپني آراتا ايسوزاكي ، طراح خلاق ساختمان كتاب خانه ملي است؛ سازه اي شبيه يك فضاپيما كه در نزديكي زمين متوقف شده است و سه بخش نامريي خواهدداشت.

 

    نمايي از ساختمان ها در دست احداث

 

آموزش كده هاي آمريكايي مانند شركت رند در شهر آموزش دوحه دفتر داير كرده اند. جايي كه دانشگاه هاي برجسته اي چون كورنل و جورج تاون اقدام به برگزاري دوره هاي آموزش از راه دور كرده اند و دانشجويان ممتاز قطر را در رشته هايي چون پزشكي، طراحي و علوم اجتماعي آموزش مي دهند. دانش جويان پسر و دختر در كلاس هاي وسيع درس، كنار يك ديگر مي نشينند و از مدارك با ارزش و معتبر بدون نياز به خروج از كشور بهره مند مي شوند. مراكز كنفرانس براي پرورش گفت وگوي آزاد در موضوعات بااهميتي چون چشم انداز دموكراتيزاسيون جهان اسلام ميان باختر و خاور(ميانه)، در حال بناشدن  است.

 

 

دگرگوني و تلاش براي حفظ وضع موجود منجر به تشكيل جوامع متفاوت در قطر شده است. از يك سو مشروب فروشي هايي چون هابانون در هتل ريتز كارلتون و كلوب هاي شبانه اي چون پرل لانج در هتل ماريوت محيط هاي شهواني براي نخبگان جوان و غرب گراي كشور ايجاد كرده اند و از سوي ديگر در چائور يك دهكده ماهي گيري قديمي در شمال پايتخت، لنج ها ظهرها لنگر مي اندازند و مردان با پوشش هاي سفيد محلي به كشيدن قليان مشغول مي شوند و مناكيش (ناني شبيه پيتزا) و سالاد تبوله كه با گوجه فرنگي و پياز تهيه مي شود و چاشني نعناع دارد، صرف مي كنند. زنان در پوشش سياه عبا، از اين خانه به آن سر مي زنند و حضور چنداني در اجتماع ندارند.

 

پ ن:

منبع : اشپيگل / سپتامبر 2006

عکس ها از  سایت دوحه 2006

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت 1:30  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

«هواللطیف»

اعترافات يک...

بگذار صادقانه بگويم
من هم يک بسيجي ام
اما اعتراف مي کنم
که هيچ گاه حکومتي نبوده ام
و از القاب و عناوين چند متري بدم مي آيد
و در نهج البلاغه خوانده ام
که علي به دهان چاپلوسان خاک مي پاشيد
و برحذر مي داشت
از اينکه بر مردم برتري اش دهند

و فکر مي کنم عمل
بهتر از هر شعار
مي تواند خوبي ها را زينت بخشد

و معتقدم
هر ايراني
چه ملي
چه مذهبي
چه چپ
چپ راست
و چه حتي ضد انقلاب
همه مديون خميني هستند
و مي بينم که خميني نمرده است
و مي دانم ولايت در دل است
نه در قانون اساسي
و مي خندم
اگر کسي منکر آن دست غيبي شود

و مي دانم که خميني نه چپ بود،
نه راست
خميني بسيجي بود
و اعتراف مي کنم که کارت فعال ندارم
و هيچ فرم عضويتي
نمي تواند گواه بسيجي بودنم باشد

و براي رد شدن از زير سردر دانشگاه
هيچ سهميه اي کمکم نکرد
و هيچ وقت لذت(!) کشيک شب
يا گشت زدن
يا آويزان کردن سلاح از شانه
يا داشتن حکم بازرسي
يا صحبت کردن با بي سيم
يا سوار شدن بر موتورهزار
و يا هيچ لذت اينگونه اي را تجربه نکرده ام

و دروغ محض است
اگر دختر خانمي ادعا کند
که من به خاطر بلندي پشت مويش
يا کوتاهي جلوي دامنش
يا حتي صحبت با بوي فرندش
او را نهي از منکر کرده باشم
يا اگر آقا پسري مدعي شود
که به خاطر صداي بلند ضبط ماشينش
يا عکس روي تي شرتش
يا قدم زدن با نامزدش
مورد امر به معروف من واقع شده باشد

و شهادت مي دهم
که هيچ گاه
و به هيچ نحو
در هيچ پارتي شرکت نداشته ام
نه به عنوان شرکت کننده
نه به عوان دستگير کننده
و هيچ گاه
آژان نيروي انتظامي نبوده ام
و به دهان هيچ کودکي
قطره فلج اطفال نچکانيده ام
و حين جنگ فرهنگي
پوتين جنگ نظامي به پا نکرده ام

و ابایي ندارم
به آنها که "شجره طيبه" را
مترادف اين اعمال کرده اند
لفظ خائن نسبت دهم
گرچه درجه سرداري بر شانه داشته باشند
و مدال سربازی بر سينه
و نيز گرچه در لباس خاتم فرستادگان باشند
و پاي علم هيچ سياستمداري سينه نزده ام
و پوستر انتخاباتي هيچ جناحي را
به ديوار نچسبانيده ام
و فکر مي کنم
کار فرهنگي، "سرهنگي" نمي شود

اما چمران را دوست دارم
و معتقدم در عالم بايد ها
اگر بسيجي، آويني است
پس همه دارندگان اين عنوان
بايد هنرمند باشند
و نيز مي دانم
تعريف هنر را بايد
از يگانه پيشکسوت هنرمند عصر پرسيد...

و اعتراف مي کنم
کسي که يکي دو سال پيش
در اولين روز سال
پرکشيد
هفته اي پيش از رفتنش
کتابچه دعايي به من هديه داده بود
و اعتراف مي کنم
که "آقا رسول"
تنها شهيدي است که مي شناختمش
و اعتراف مي کنم
که دوستش دارم...

دی ماه 81 / اصفهان

با سپاس فراوان از محسن حسام مظاهری
(احمد ذوعلم، محبوبه شیخ صراف.)

یا علی مددی

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/17ساعت 23:20  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

هواللطیف

بشكن سبو و روي زمين ريز باده را

اين دردزاده را

بگذر ز هاي ‌وهو

با قوم مدعي سخن از هيچ هم مگو

یا علی مددی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/15ساعت 22:59  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

اصل قضیه بر می گردد به کلی وقت پیش.(چه دقیق!) شعر اولی متعلق به مسعود است که واکنشهای زیادی در پی داشت (تا جایی که آن را از روی وبلاگش برداشت). یکی از واکنشها شعر محسن حسام بود که بعد اولی آورده ام اش. (که هنوز روی وبلاگش هست.) در این میان یک نفر که خواست نامش فاش نشود به اسم احمد ذو علم(!) همان موقع هر دو را برای کلی آدم ایمیل زد که یکی اش من بودم. هر دو شعر جالب است. به مذاقم هر دو را خوش آمد! 

در این روزهای بی خیالی که بزرگترین اشغال بعد از جنگ جهانی بیخ گوشمان اتفاق افتاده و فجیع ترین جنایتهای عصر مدرن را هر روز در اخبار می بینیم می شنویم ولی چیپس و ماست و نرم کننده تاژ و نرگس (و زهره!) و لیگ قهرمانان را ترجیح می دهیم چنین حرفهایی باید هم به مذاق بعضی ها خوش نیاید!

و لو کره المنافقون...!


 

نوار بهداشتی

 

هو

 

حالا ديگر عادت داريم
هر روز ساعت
۱۴
سر سفره ی ناهار
پای تلويزيون
بنشينيم
و اخبار فلسطين را نظاره کنيم
و خون و گوشت و پوست سوخته ی شما سالاد غذايمان شود
و خانوادگی عق بزنيم از اين همه جنايت
و نوش جان کنيم
چلو و خورشت و استفراغ خودمان را
با گوشت کباب شده ی مردار کودکان و زنان و جوانان شما


حالا ديگر عادت داريم
عادت !
و برايمان اصلاْ مهم نيست
نوار غزه !
آقا !
يک بسته نوار بهداشتی لطفاْ !
بله !
بله !
بال دار باشد !
حتماْ
می خواهم پرواز کنم ....
با بال های نرم و لطيفش !
يک بسته نوار بهداشتی خوب ...
با قدرت جذب کنندگی بالا
فکر می کنم خون زيادی ريخته شده باشد!


مردم فلسطين !
باور کنيد زخمهای کاری پيکر ما
به عمق زخمهای شماست
و نوار بهداشتی ما
مثل نوار غزه ی شما
غرق در خون ....

همين .

 

 

اولين سفير ايران در اسراييل
عين القضات



 

غسل جنابت

 

به بهانه ی شعر " نوار بهداشتی " مسعود

که به مذاق بعضی ها خوش نیامده است .

 

 

النظافة من الایمان

بهداشت چیز خوبی ست

بیایید بهداشتی باشیم

آدم های بهداشتی

دردهای بهداشتی

عادت های بهداشتی

زخم های بهداشتی

شعرهای بهداشتی

راست می گویند

مگر یادت رفته که مؤمن با وقار است

قلمش مؤدب است

و کلامش عفیف

مؤمن باش برادر !

 

  

قلم باکره است

آری

درست مثل دختران فلسطینی

دختران بوسنی

دختران عراق

اما تا وقتی که تجاوزی به او نشود

این قانون طبیعت است

طبیعتی که بخشنامه و دستورالعمل

سرش نمی شود

 

 

بیایید بدیهیات را بپذیریم

جنگ زشت است

زخم زشت است

خون زشت است

آن قدر که با بزک هیچ تبلیغاتی

زیبا نمی شود

و با مرهم هیچ شعری

التیام نمی پذیرد

بیایید

اشک های پای تلویزیون

و شعارهای بعد از نماز جمعه مان را

در کوزه بگذاریم

و باور کنیم

هیچ نسبتی نیست

بدن تکه پاره شده ی یک کودک را

با شاخه گلی پرپر

و باور کنیم به هیچ رقم ممکن نیست

داغ شقایق

- که زیباست – را

مشبه ٌ به یک زخم جانکاه دانست

و باور کنیم

لاله

با همه ی سرخی اش

ناتوان است

با توصیف فواره ی خونی از گلو

و باور کنیم این همه سال

شاعران

 به ما دروغ گفته اند

صادق باش برادر !

 

 

شاعری هم عالمی دارد

عالمی با یک عالم دسته و نوع

شاعران گل یاس

شاعران یاغی

شاعران حساس

شاعران درباری

شاعران دل نازک

شاعران بی عاری

شاعران دردمند

شاعران زخمی

شاعران کنگره

شاعران شب شعر

شاعران همایش و نشست

شاعرانی با دغدغه های آن لاین

شاعرانی که درست در حد فاصل خدا و خرما

 سکنی گزیده اند

و یک سال برای عزت و افتخار حسینی

 شعر می گویند

سال دیگر

نهضت خدمت رسانی

وسال بعد هم

پیامبر اعظم

شاعرانی که

شش دانگ انقلاب و جنگ را

پشت قباله ی شان دارند

و باور دارند

که می شود

هم دغدغه داشت

هم زندگی کرد

 

 

من خیانت کرده ام

تو خیانت کرده ای

او خیانت کرده است

ما خیانت کرده ایم

شما خیانت کرده اید

آنها خیانت کرده اند

 

 

تا صبح

ساعتی بیش نمانده

این حوالی

چشمه ی باکره ای سراغ دارم

زیبا و زلال

بیا به خنکای آن دل بسپاریم

برادر !

و غسل کنیم

غسل جنابت

قربةً الی الله

...

 

 

محسن حسام

اصفهان

15 تیر 85

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/15ساعت 0:45  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان


         هوگو چاوز            

پيروزي جناب آقاي هوگو رافائل چاوز فریاس در انتخابات رياست جمهوري
ونزوئلا را به همه هواداران ايشان تبريك عرض مي نماييم.

این پیروزی مبارکباد این پیروزی...


پ ن:
چاوز باز هم رئيس جمهور ونزوئلا شد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت 14:25  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

عكس از مهدي شيخ

تقدیم به دو کبوتر آستان اهل بیت 

برادر معصوم محجوبم (محمد حسین) و همسر مهربانش (زینب)

در اولین سالگرد ازدواجشان، شام ولادت امام رضا علیه السلام

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/12ساعت 1:46  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

هستيِ هستي هستي و هستي ز هست توست... يا علي مولا يا علي مولا موسي الرضا


ايام ولادت حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام را به همه ي دوستداران آن حضرت تبريك عرض مي كنم.

اميداوارم كه هر چه زودتر قسمت همه مون بشه بريم پا بوس آقا.

ان شاء الله.

اين پست كمي تا قسمتي ويژه س.

اول از همه با مهدي شيخ شروع مي كنيم و با همين بشر هم تموم مي كنيم. در این میان هم سری به سد ممد و هوگو می زنیم بعدش هم به عبدالله و اکبر و همین طور جدیدترین تابلوی موزه ی افغانستان و یه تبلیغ انتخاباتی توپ.


          پيچ دربياري شيخ!!!   


يه مدتي دوستان فضول سوال  مي كردن كه، اين شيخ  توي تهروون غير از درس نخوندن
كار ديگه اي هم مي كنه؟ و ما هم اظهار بي اطلاعي مي كرديم. تا اين كه يكي از روزهاي خدا، عكسي از يك عكاس جوياي نام به ميل باكسم رسيد؛ كاشف به عمل اومد كه ايشون به شغل شريف "پيچ در بياري" مشغول هستن. و اين طور كه از شواهد و قراين پيداست كارش خيلي گرفته.

نكته مهم: من اصلن نمي دونم اين "پيچ در بياري" چه شغلي هستش هر كي مي دونه راهنمايي كنه.

من الان ذهنم دچار يه سري سوالاتي شده..

آيا اين  پيچ در بياري خعلي مهمه؟ نمي دونم...

آيا اين پيچ همون "تو مو مي بيني و من پيچش مو" هستش؟ نمي دونم...

آيا پيچ مهم تره يا انرژي هسته اي يا حق مسلم ماست؟ نمي دونم...

آيا اين "پيچ در بياري" مهم تره يا راي دادن؟ نمي دونم...

آيا پدر پسر شجاع قبل از اينكه پسر شجاع به دنيا بياد اسمش چي بوده؟ نمي دونم...

آيا ديشب بابا تو ديدي آيدا؟ نمي دونم...

آيا چه كسي امير را كشت؟ نمي دونم...

آيا من وارد يه بازي پيچيده شدم؟ نمي دونم...

؟‌؟؟؟؟

براي ديدن بقيه عكس ها بر روي ادامه  مطلب كليك كنيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/11ساعت 2:54  توسط محمد جواد ملکوتی  | 

هواللطيف

باز هم هابيل آمد!هابيل

بالاخره هابيل هم آمد. خوش آمد. خيلي هم خوش موقع آمد. بعد از چند ماه دوندگي و تلاش بر و بچ دست اندر كار. به خصوص محسن حسام عزيز كه بنده خدا فكر كنم در اين چند ماه، چند سالي از عمرش كم شد! كه از بس سفر استاني و شهرستاني انجام داد و با اين و آن تماس گرفت و دويد چيزي برايش نماند...بماند.
  بالاخره هابيل آمد. همزمان با روز 13 آبان. 13 آبان هم روز دانش آموز است و هم روز ملي مبارزه با استكبار جهاني و هم سالروز تبعيد امام به تركيه.الله اكبر. اين همه روز در يك روز!
  نام هابيل را كه به يكي از دوستان گفتم، گفت: «چرا هابيل؟». گفتم: چرا «چرا هابيل؟»
و او هم از بي بخاري هابيل در برابر قابيل گفت كه به قابيل گفت:« لان بسطت يدك الي لتقتلني ما انا بباسط يدي اليك لاقتلك» ...
به هر حال داستان خلقت آدم با آمدن هابيل و قابيل جدي تر شد! تا آنجا هم كه ما خبر داريم ننه حوا و بابا آدم جز اين دو تا، فرزند ثالثي نداشتند و ظاهرا فراق بين حق و باطل هم از همان زمان آغاز شد و سردبير ما هم كه مايل بود يكي از اسم هاي دست نخورده خلقت را انتخاب كند مجبور شد هابيل را برگزيند.
(بماند كه با اين حساب همه ي ما فرزندان قابيليم. چون به روايت سردبير هابيل، اين بنده خدا (هابيل) اصلا فرصتي براي رفتن به خواستگاري و تشكيل زندگي نيافت!)
اميدوارم هابيل بتواند از زبان نسل جنگ نديده ي انقلاب روايت تازه اي از جنگ ارائه دهد.


پس نگاشت (فابريك!): دوستاني كه مايل به دريافت رايگان پيش شماره ي هابيل اند مي توانند با شماره هاي 6639788-0311 و 1147029 0913 تماس بگيرند و يا سري به سايت هابيل www.habil-mag.com بزنند. (يا به خودم (مهدي شيخ) مراجعه كنند!)

پس نگاشت مهدي شيخ: مطلب را احمد ذوعلم نوشته. (دبير سرويس ترجمه ي هابيل و رفيق شفيق قديمي هم بند و حبس كشيده خودم! من و او را با هم بازداشت كردند در آن شب تاريخي (حدود ۴سال پيش...) (وبلاگش هم اين است. به اسم "تله پاتي" هم در ليست چاي نباتيون مي توانيد پيدايش كنيد. هر چند كم و دير به دير مي نويسد ولي ارزش خواندن دارد.) ببنديم اين پرانتز را!!) حرفش حرف من است. منتها با يك كم (كمتر از يك ماه!) تاخير! 
اخص كلام اينكه هابيل قرار است خيلي كارها بكند اگر من و شما بخواهيم و كمك كنيم...
(توصيه مي كنم وقتي مجله را ديديد اول از همه بعد التحرير (صفحه ي آخر) را بخوانيد بعد برويد از اولش شروع كنيد!)
بسم الله الرحمن الرحيم. دفاع مقدس دولتي، دفاع مقدس مردمي...

يا علي مددي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/09ساعت 23:10  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

هواللطیف

عاقلان ندانند!

انسانها بر دو گونه اند

آنان که با عقل شان می زیند
و دیگرانی که زیستن شان با دل است

چه بسیارند آنان و چه قلیلند اینان
چه سهل است آن گونه زیستن
و چه دشوار است این گونه بودن 

بهشت ارزانی عقل اندیشان

اما در عالم رازی هست
که جز به بهای خون فاش نمی شود
تا جز کشتگان راه عشق
راهی به این حرم نیابند

سید مرتضا آوینی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/06ساعت 13:50  توسط محمد مهدی شیخ صراف  | 

       گل  


به نام حضرت دوست که ناجسته اش یابند و نادیده دوستش دارند


سایه تون سنگینه مولا

کجا رفته اون چشاتون

کوچه خیلی وقته مونده

چشم به راه قدماتون

 

سایه تون سنگینه مولا

ما گلایه ای نداریم

هر کجا باشیم شما رو

روی چشمامون میذاریم

 

اگه ما رو دوست ندارید

یه اشاره بسه مونه

خودتون بگید که این دل

بمیره یا که بمونه

 

تا ما اهل انتظاریم

جمعه مون سرد و کسل نیست

جمعه روز خوب عشقه

وقت تعطیلی دل نیست

 

کی میاین قبله ی عالم

تا چشامون بشه روشن

بی شما سینه عاشق

تپیدن رو کم میاره

بی شما باغ ستاره

دیگه روشنا نداره

...

"یا رب نظر تو برنگردد"
نویسنده مهمان: م. پسرخاله

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 22:43  توسط نویسنده میهمان  | 

                                                 به نام خداوند بخشنده مهربان

 

                كولينا 

 

خاطرات ورزش كاران و مخصوصن فوتباليست ها از جمله كتاب هاي پرفروش حوزه نشر در خارج از كشور هستند. چند روز قبل بود كه شنيدم كتاب خاطرات "پل گاسكوئين" بازيكن سابق تيم ملي فوتبال انگليس بالغ بر چهارصد هزار نسخه! فروش داشته است. هم چنين زندگي نامه ي ديويد بكام، توتي، استيون جرارد، وين روني و ... نيز از آمار فروش نسبتن بالايي برخوردار بوده اند و سود سرشاري را نصيب ناشران و هم چنين خود بازيكنان كرده اند. به تازگي ناشران داخلي هم اقدام به انتشار اين دست كتاب ها كرده اند. به عنوان نمونه مي توان به كتاب خاطرات پي ير لوئيجي كولينا داور سرشناس ايتاليايي با عنوان " قواعد بازي" اشاره كرد.

اين كتاب را امسال از نمايش گاه كتاب تهران خريدم و براي تنوع، در تب جام جهاني و طي يك ماه آن را به طور كامل مطالعه كردم. كتاب نسبتن جالبي ست ولي ريتم يكنواخت و خسته كننده اي دارد و خواندنش حوصله مي خواهد؛ و به كساني كه براي اولين بار به كتابخواني روي مي آورند توصيه نمي شود!

 از همين جهت، خواندن اين كتاب 174 صفحه اي براي من يك ماه به طول انجاميد.


كتاب از هشت بخش تشكيل شده:

1. جام جهاني من

2. آماده سازي

3. آماده سازي و اقدامات مقدماتي

4. مسابقه

5. دنياي داوري

6. دنياي من

7. قهرمانان من

8. من و ...

در زير فرازهايي  از كتاب كه به نظرم جالب بودند را آورده ام.

 

- ... اين اولين مرتبه نبود كه بر سر دوراهي انتخاب هراس و يا مبارزه قرار مي گرفتم و هر بار نيز بدون شك يكي را انتخاب مي كردم و آن "مبارزه" بود.

 

- من معتقدم مطالعه و تحقيق در هر كاري لازم است.

 

- مطالعه و تجربه دو عامل مهم در زندگي براي كوتاه كردن راه موفقيت و دستيابي به كاميابي هاست.

 

- به دنبال دو ساعت تشويق مداوم و همهمه و غوغاي پرطنين كه از جانب چهل هزار ژاپنيِ پرشور و هيجان برمي خاست، سكوتي مطلق و حزن انگيز بر ورزش گاه حكم فرما شده بود. تيم ملي ژاپن مغلوب شده بود و جام جهاني براي آنان به پايان رسيده بود.

ده ثانيه آخر به نظر بسيار طولاني مي آمد. حالا مفهوم "سكوت گوش خراش" را مي فهميدم.


 

- هميشه همه چيز به شانس و اقبال بستگي ندارد بلكه اين تلاش و انگيزه ي شماست كه عامل پيش رفت و موفقيتتان مي شود.

 

- هيچ دارويي يافت نمي شود كه براي ما درمان معجزه آسايي در بر داشته باشد. تمام آن چه كه مي توان به آن تكيه كرد، عقل سليم و ظرفيت لازم براي رويارويي با موقعيت هاي مختلف است.

 

- در دنياي امروز _ نه فقط در دنياي ورزش_ متاسفانه ما به شكست به عنوان يك تجربه ي ارزشمند نگاه نمي كنيم. نبايد شكست را يك تجربه ي تلخ و غير عادي دانست بلكه در حقيقت پيروزي در يك موقعيت استثنايي حاصل مي شود و غير عادي است. با پيروز شدن انگار كه از حد متعارف فراتر رفته ايم و سد قواعد و هنجار ها را شكسته ايم...

 

- ارزش واقعي در كسب پيروزي حقيقي است نه پيروزي به هر قيمتي.

 

- "خود سنجي" يكي از شيوه هاي بسيار موثر براي بهبود بخشيدن به روند كار و آمادگي همه جانبه است.

 

- براي پيش رفت بايد روحيه اي انتقاد پذير داشت و هيچ گاه نبايد تصور كرد نتيجه ي كار كاملن عالي و بي نقص بوده است.

 

- يك داور اگر پس از يك قضاوت منصفانه، در گرفتن يك پنالتي اشتباه كند، در حقيقت اسباب خشنودي فرزندان خود را فراهم كرده است، چون آن ها اطمينان دارند هفته ي آينده پدرشان به جاي قضاوت مسابقه به اندازه ي كافي وقت خواهد داشت كه آن ها را به سينما ببرد!

 

و اين هم آخرين جمله ي اين كتاب:

 

- پنج ثانيه، زماني است كه طول مي كشد تا از پله ها بالا بروي و قدم در ميدان مسابقه بگذاري؛ و بعد خود را مابين هزاران تماشاچي يكه و تنها مي بيني.

 


پ ن:

نام كتاب: خاطرات كولينا(قواعد بازي)

مترجم: بهاره افشاري/بهناز اشرف گنجويي

ناشر: انتشارات خجسته

شمارگان: 2200 نسخه

چاپ اول: 1385

تعداد صفحات: 174 صفحه

ارزش:2000 تومان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/01ساعت 1:30  توسط محمد جواد ملکوتی  |